انشا درباره خانه های کاهگلی روستایی در فصل پاییز، زمستان و بهار

انشا درباره خانه های کاهگلی روستایی
انشا درباره خانه های کاهگلی روستایی

در روستایی کوهستانی، در سراشیبی یک کوه، مردمانی سخت کوش خانه ای از خشت و گل بنا کرده اند.

سه اتاق و یک ایوان در وسط . پایین تر از اتاق ها، حیاط و جای دام هاست و پایین تر از آن ها، باغچه قرار گرفته است.

و در پایین ترین نقطه ی دره رود کوچکی جاری است. کنار این رود درخت های تبریزی مانند نگهبابان ایستاده، به صف شده اند و مانند محافظانی برای رود کوچک هستند.

هر اتاق یک پنجره به سمت رود دارد که ساکنانش قاب آن ها را، آبی رنگ کرده اند، و هر زمان که از پنجره ها به بیرون نگاه می کنی، حیاط، باغچه و در انتها رود و درخت ها را خواهی دید.

در پاییز و هنگام بارش باران، آب باران از بالای کوه راه خود را به پایین و کنار رود باز می کند، و رود آرام ما به رودی خروشان تبدیل می شود.

برگ های درخت های تبریزی کنار رود،  به رنگ های گوناگون در می آید و منظره ی خانه، رود و درختان بسیار تماشایی می شود.

در زمستان برف می بارد و خانه ی زیبای روستایی را پوشیده از برف می کند، بعضی اوقات برف نشسته روی سقف کاهگلی ذوب شده و به داخل خانه چکه می کند.

ساکنان خانه، راه چاره را در پارو کردن برف می بینند و برف ها را از روی سقف به پایین می ریزند، و یا ظرفی را در محل چکه ی آب می گذارند تا کف خانه و لوازم شان خراب نشود.

در بهار، همه جا سرسبز و پر از گل است. خانه کاهگلی میان این همه سبزی و طراوت جان دوباره می گیرد. و باران های بهاری بوی کاهگل خانه، سبزه و گل را در هم می آمیزند و ساکنان آن جا را مست از عطر خویش می کند.

در تابستان این خانه زیبا باز هم خنک است و از گرمای آزار دهنده ی شهر ها در آن جا، خبری نیست.

خانه در تمام فصل ها در نهایت زیبایی است و به ساکنانش امنیت و آرامش را هدیه می کند.

فال روزانه کوکا