خلاصه کتاب خودت باش دختر نوشته ریچل هالیس

عکس و خلاصه کتاب خودت باش دختر
خلاصه کتاب خودت باش دختر

معرفی کتاب | خلاصه کتاب خودت باش دختر | جملات طلایی کتاب | درباره نویسنده

کتاب صورتت را بشور دختر (Girl, Wash Your Face) که در ایران به نام خودت باش دختر به شهرت رسیده یکی از مشهورترین کتاب های انگیزشی در زمینه خود باوری زنان است که توسط ریچل هالیس به رشته تحریر در آمده و همان طور که از عنوان آن مشخص است خانم های سراسر دنیا را مخاطب قرار داده است.

پیام اصلی خودت باش دختر که روی جلد کتاب نیز خودنمایی می کند این است که باید از باور کردن دروغ هایی که درباره شما گفته می شود دست بردارید تا به همان کسی تبدیل شوید که واقعا هستید و می خواهید باشید. نویسنده در طول کتاب تاکید می کند شما و فقط خود شما هستید که در نهایت مسئولیت شادی و خوشبختی خود را بر عهده دارید.

در ادامه خلاصه ای از نکات طلایی و جملات انگیزشی این کتاب را قرار داده ایم، با کوکا همراه باشید.

درباره کتاب خودت باش دختر

کتاب خودت باش دختر آمیخته ای از خاطرات نویسنده، نکات انگیزشی و نقل قول هایی از کتاب مقدس می باشد که نویسنده در آن به زیباترین و موثرترین شکل ممکن توانسته باورها و تجربیات زندگی خود را در اختیار تمام زنان دنیا که به دنبال ایجاد تغییر در زندگی خود هستند قرار دهد.

این کتاب بلافاصله پس از انتشار در سال 2018، با استقبال گسترده ای روبرو شد تا جایی که بسیاری آن را به عنوان پدیده دنیای نشر توصیف کرده اند. این کتاب در همان سال به عنوان دومین کتاب محبوب آمازون و یکی از پر فروش ترین کتاب های نیویورک تایمز شناخته شد.

کتاب خودت باش دختر شامل 20 فصل است که به معرفی و بررسی 20 دروغ رایج که معمولا درباره خودتان باور می کنید و همچنین چگونگی از سر راه برداشتن آن ها برای دستیابی به موفقیت پرداخته است.

خلاصه ای از کتاب خودت باش دختر

کتاب خودت باش دختر درباره یک حقیقت بسیار مهم و تعدادی دروغ های رایج و بسیار خطرناک است که معمولا مانع چشیدن طعم خوشبختی و دستیابی به موفقیت در زندگی زنان می شوند. حقیقت این است که:

“شما و فقط خود شما در نهایت مسئول چه کسی بودن و چقدر خوشحال بودن خودتان هستید!”

از بین 20 دروغ ذکر شده در این کتاب به معرفی خلاصه ای از 10 مورد پرداخته ایم که عبارتند از:

1. دروغی که می گوید چیز دیگری باعث خوشحالی من می شود

فارغ از این که کجا باشید و حتی چه اتفاقات منفی در اطراف شما یا برای شما رخ دهد هنوز هم می توانید خوشبختی و شادمانی را پیدا کنید زیرا این مسئله به جایی که قرار دارید مربوط نیست بلکه به کسی که هستید بستگی دارد.

مقایسه کردن خودتان با دیگری فقط به تباه کردن شادی زندگی تان منجر می شود زیرا تنها کسی که حق دارید خودتان را با او مقایسه کنید و از او بهتر شوید خود دیروزتان است.

به گفته نویسنده کتاب زندگی مانند یک کشتی است و شما کاپیتان این کشتی هستید. ممکن است گاهی طوفان ها کشتی را به اطراف پرتاب کنند و آب وارد کشتی شود، بهترین کاری که در این مواقع می توانید انجام دهید این است که حتی شده با یک سطل آب کشتی تان را خالی کنید و این یعنی هرگز تسلیم نشوید.

نویسنده که از دوران کودکی با چالش های زیادی درگیر بوده در برهه ای از زندگی خود این دروغ بزرگ را تشخیص می دهد، حقیقت را کشف می کند و اقدامات اصلاحی لازم را انجام می دهد. مثلا از مقایسه کردن خودش با مردم دست بر می دارد، اجازه می دهد انرژی های مثبت او را احاطه کنند و شروع به انجام کارهایی می کند که باعث خوشحالی اش می شود.

2. دروغی که می گوید فردا شروع می کنم

قول دادن به مردم و خودتان احساس خوبی دارد چون باعث اعتبار و اعتماد بیشتر می شود اما برای این که بتوانید به قول هایی که به خود می دهید احترام بگذارید باید یک دروغ با عنوان “من فردا شروع می کنم” را بشناسید، درک کنید زندگی در کنترل شما است و شروع به تعیین اهداف قابل دستیابی کنید.

وفای به عهد نیاز به تلاش فراوان برای مقابله با وسوسه شکستن عهد دارد. برای مقابله با این وسوسه توصیه شده به خودتان گوشزد کنید که این کار قبلا توسط افراد دیگر نیز انجام شده و در آن موفق عمل کرده اند، پس چرا شما موفق نشوید؟!

پیشنهاد می کنیم از اهداف کوچک شروع کنید، با خودتان صادق باشید و برای شروع اهدافی که تحقق آن ها به وقت بیشتری نیاز دارد را انتخاب نکنید.

3. دروغی که می گوید من خوب نیستم

نویسنده کتاب تعریف می کند که چگونه در دوره ای از زندگی اش برای دستیابی به خوشبختی و پول بیشتر به کار کردن زیاد اعتیاد پیدا می کند و این مسئله چه تاثیر بدی روی زندگی اش می گذارد، مثلا به دلیل کمبود وقت روابطش به هم می خورد و استرس کاری و عدم استراحت کافی به اختلالاتی همچون فلج صورت و سرگیجه منجر می شود.

این چالش ها در نهایت او را به جایی می رساند که بداند به اندازه کافی خوب و دوست داشتنی است و برای اثبات آن نیازی به ساعت های طولانی کار کردن ندارد.

او به دنبال شادی بود و طبق توصیه پزشک سعی کرد وقت بیشتری را با کودکان بگذراند. روان درمانی، اصرار روی شادمانی و اولویت بندی مجدد کارهایش نیز به او کمک کرد بتواند اعتیاد به کار و اثرات منفی آن در زندگی اش را بهبود ببخشد.

به گفته خودش اگر درمانگرش نبود هرگز نمی فهمید انگیزه دستیابی به موفقیت نیز ممکن است گاهی خطرناک باشد.

شاید وقت آن رسیده شما نیز برای کشف خوب بودن خود کمی بیشتر به خودتان بها بدهید. مثلا گاهی قدم بزنید، با دوست خود تماس بگیرید، نوشیدنی مورد علاقه تان را میل کنید، از حمام حباب لذت ببرید، اولین اولویت خودتان باشید، به خواب، نوشیدن آب کافی و تغذیه مناسب توجه داشته باشید چون اگر از خودتان به خوبی مراقبت نکنید نمی توانید از دیگران نیز به خوبی مراقبت کنید.

4. دروغی که می گوید من بهتر از تو هستم

نویسنده معتقد است زنان باید در برابر تمایل خود به قضاوت کردن دیگران و همچنین اجبار به رقابت با سایر زنان مقاومت کنند. برای این منظور باید بدانید هیچ کس بی نقص نیست و به این باور برسید که هیچ کس بهتر از دیگران نیست.

خانم هالیس نیز در زندگی اش به صورت آگاهانه سعی کرده از عادت بد قضاوت کردن دیگر زنان دست بردارد، او برای این هدف به کنترل رفتار خود توجه بیشتری داشته و با کسانی معاشرت می کند که اهل قضاوت کردن نباشند و سعی در نابود کردن دیگری نداشته باشند.

اگر در ذهن تان در حال قضاوت کردن هستید این کار را متوقف کرده و آن را به سوی حسن ظن تغییر مسیر دهید.

5. دروغی که می گوید عاشق او بودن کافی است

نویسنده کتاب در این فصل درباره ساده لوحی خودش که علت اصلی احساس بی ارزشی در رابطه اش بوده صحبت می کند. او بد رفتاری های گاه به گاه و احساس طرد شدن را تحمل می کرد و همیشه به رابطه اش متعهد و وفادار بود.

این فصل درباره چگونگی شکل گیری و ادامه رابطه عاشقانه خانم هالیس می باشد و این که چگونه این رابطه روی دیدگاه او نسبت به ارزش واقعی اش تاثیر گذاشته است.

عاشق شدن باعث می شود چشم خود را به بسیاری از مسائل ببندید اما توصیه نویسنده این است که کمتر ساده لوح باشید و سعی کنید در درجه اول به عنوان یک انسان که به خودش احترام می گذارد شناخته شوید. اگر در حال حاضر در یک رابطه هستید حتما نگاه عمیقی به آن بیندازید.

6. دروغی که می گوید نه، جواب آخر است

هدف این فصل یادآوری این نکته است که وقتی کسی طرد می شود یا شکست می خورد، خود او است که تصمیم می گیرد امیدش را از دست بدهد یا دوباره خودش را به چالش بکشاند.

به نظر نویسنده کتاب جسارت یکی از مهم ترین مولفه ها برای افزایش بهره وری افراد است. وقتی کسی جرات مواجه شدن با حس طرد شدگی داشته باشد با فشار ناشی از آن رشد می کند و به دستاوردهای بزرگ تری در زندگی اش دست می یابد.

باید تصمیم بگیرید آرزوهای خود را دنبال کنید حتی اگر دیگران آن را ساده یا مضحک فرض کنند، آن ها رویاهای شما هستند و شما اجازه دنبال کردن آن ها را دارید نه به این دلیل که خاص تر یا با استعداد تر از دیگران هستید بلکه تنها به این دلیل که لیاقت چیزی که می خواهید را دارید.

اگر همیشه از همه افراد “بله” بشنوید به رویاهای خود نخواهید رسید، این “نه” شنیدن و تسلیم نشدن است که شما را به سوی موفقیت سوق می دهد.

7. دروغی که می گوید نمی دانم چطور یک مادر باشم

این فصل اهمیت استقامت در شرایط سخت را یادآوری می کند. نویسنده خاطراتی از دوران بارداری اش تعریف می کند و نشان می دهد چگونه موقعیت های ناخوشایند ممکن است فرصتی برای کشف چیزهای جدید و مهیج برای شما فراهم کنند.

در این فصل درباره اهمیت کنار آمدن با استرس از طریق کاوش و کشف روش های جدید زندگی کردن صحبت می شود. به عنوان مثال به خانم هایی که با این دروغ بزرگ دست و پنجه نرم می کنند توصیه شده بیشتر با زنانی که با حس مادر شدن برای اولین بار آشنا هستند معاشرت داشته باشند و درباره احساسات خود با دیگران صحبت کنند.

8. دروغی که می گوید حرف دیگران همیشه مهم است

در تلاش برای بودن در کنار مردم جامعه مواقع زیادی پیش می آید که شما مجبور می شوید خود را انکار کنید زیرا همیشه کسانی در جامعه هستند که از هر کاری که انجام می دهید ایراد بگیرند و این مسئله ممکن است به یکی از عوامل اصلی عدم موفقیت در زندگی تبدیل شود.

نویسنده توضیح می دهد که چگونه مردم سرنوشت خود را کنترل می کنند و این که رفتار و ادراک هر فرد درباره مفاهیم مختلف زندگی تا حد زیادی به افرادی که اطرافش را احاطه کرده اند بستگی دارد.

او از خوانندگان کتاب می خواهد با افراد فرزانه که بینش و دانش عمیقی درباره اصل و پویایی زندگی دارند معاشرت کنند زیرا رابطه با آن ها می تواند گام مهمی در جهت تحقق خود باشد.

سعی کنید بهترین و دوست داشتنی ترین نسخه خودتان باشید اما این که دیگران آن را تایید می کنند یا نه نباید نگرانی شما باشد.

9. دروغی که می گوید می خواهم با مت دیمون ازدواج کنم!

نویسنده کتاب توضیح می دهد در دوره ای از زندگی اش حس خوبی نسبت به مت دیمون داشته و می خواسته از نزدیک او را ببیند و با او ارتباط برقرار کند، او سرانجام توانست به این خواسته اش برسد اما قرار ملاقات یا پیشنهاد ازدواجی به دیمون نداد!

خانم هالیس از جمله افرادی است که در مورد رویاها و آرزوهایش وسواس زیادی دارد و برای تحقق آن ها سخت تلاش می کند. بدون شک رویای ملاقات با دیمون تنها آرزوی او نبود اگرچه خودش نیز قبول دارد بعضی از این آرزوها بیشتر شبیه رویاهای کودکانه هستند.

به گفته خانم هالیس صبر و شکییبایی نقش مهمی در دنبال کردن رویاهای خاص دارد، این که سال ها بدون تسلیم شدن روی هدفی متمرکز باشید اما بسیاری از مردم انگیزه خود را در مدت کوتاهی از دست می دهند و دست از تلاش بر می دارند.

او تعدادی نکات موثر برای حفظ انگیزه در مسیر رسیدن به اهداف ذکر می کند که از جمله آن ها می توان به ارتباط با افراد الهام بخش و گوش دادن به سخنرانی های انگیزشی اشاره کرد.

10. دروغی که می گوید نمی توانم حقیقت را بگویم

خانم هالیس سعی می کند با مرور خاطرات غم انگیز خود به مردم کمک کند تا بدانند چگونه با برخی موقعیت هایی که در زندگی روزمره ممکن است با آن ها مواجه شوند کنار بیایند.

او به شما می گوید در مورد این که از چه مرحله ای عبور می کنید و چه کسی هستد صداقت داشته باشید و روی گفتن حقیقت و معاشرت با افراد صادق تاکید دارد.

جملات طلایی کتاب

  • مقایسه مرگ شادی ها است، تنها کسی که باید از آن بهتر باشید کسی است که دیروز بوده اید.
  • کلمات ما قدرت دارند اما این اعمال ما هستند که زندگی ما را شکل می دهند.
  • وقتی واقعا چیزی را بخواهید راهی پیدا خواهید کرد، وقتی چیزی را نمی خواهید بهانه پیدا می کنید.
  • رویای شما ارزش جنگیدن را دارد، اگرچه نمی توانید چیزی که زندگی برای تان به ارمغان می آورد را کنترل کنید اما می توانید کنترل جنگ را به دست بگیرید.
  • شما باید شاد بودن، شکرگزار بودن و رضایت را انتخاب کنید، اگر هر روز بدون توجه به این که کجا قرار دارید یا چه اتفاقی می افتد این انتخاب را داشته باشید خوشحال خواهید بود.
  • خداوند زمان بندی کاملی دارد، امکان زیادی دارد با قرار نگرفتن در جایی که تصور می کردید باید آن جا باشید دقیقا در همان جایی قرار بگیرید که می خواستید به آن جا برسید.
  • زندگی قرار نیست همیشه شما را تحت فشار قرار دهد. زندگی به معنی زنده ماندن نیست بلکه باید آن را زندگی کنید.

درباره نویسنده کتاب

خانم ریچل هالیس نویسنده، سخنران انگیزشی و وبلاگ نویس آمریکایی است که اولین اثر خود با عنوان “خودت باش دختر” را سال 2018 منتشر کرده است. این کتاب توانست به مدت هفت ماه جایگاه خود را در فهرست ده کتاب پر فروش آمریکا حفظ کند.

خانم هالیس موسس و مدیر عامل شرکت Chic Media می باشد، او در شبکه های اجتماعی بسیار فعال است و بسیاری از اوقات تصاویر جالبی از خود واقعی اش منتشر می کند که مورد علاقه بسیاری از طرفدارانش قرار دارد.

ریچل هالیس متولد سال 1983 میلادی است و از دیگر آثار او می توان به کتاب “دست از معذرت خواهی بردار دختر” اشاره کرد.

منابع: successsummariesstudypool