فال سرنوشت حافظ شیرازی

فال سرنوشت و تقدیر من
فال سرنوشت من چیست؟

⭐️ برای گرفتن فال حافظ بر روی دکمه زیر کلیک فرمایید.

فال حافظ

سرنوشت زندگی من چیست؟

زندگی هر انسان یک کلاف پیچیده و درهم است که از لحظه تولد تا آخرین دم زیستنش هزاران و هزار فرود و صعود، فراز و نشیب و غم و شادی به خود می بیند.

بی تردید تو هم به این فکر کرده ای و بارها ذهنت درگیر این سوال شده که اگر سرنوشت ما از قبل رقم خورده پس جایگاه تلاش و شب زنده داری ها و این همه دویدن چیست؟

چرا خودمان را به آب و آتش می زنیم تا به جایی برسیم که آرزویش را داریم در حالی که از بدو تولد روی پیشانی مان مهر سرنوشت خورده و نقشه زندگی مان حکاکی شده؟

چند لحظه تعمق و تفکر می خواهد که متوجه شوی زندگی با همه پیچیدگی و ساختار و عظمتش چیزی فراتر از یک دیکته خشک و خالی و یک مسیر از قبل تعیین شده است که اگر این طور بود چقدر همه چیز رنگ و بویش را از دست می داد.

اما شاید با این تصور دل و جانت زنده شود و انگیزه ات برای رقم زدن سرنوشت جان تازه ای بگیرد اگر بدانی:

زندگی همانند یک درخت پر از شاخ و برگ است که هر انسان از ریشه آن شروع کرده و می رود و می رود تا به نوک یکی از شاخه هایش برسد. درختی که تنومندی اش و درازای هر مسیر از ریشه تا شاخه هایش به عمر آدم ها بستگی دارد که بی شک در دست پروردگار یکتاست.

اما آن چه در طول این مسیر و رسیدن به نقطه ای به نام مرگ رخ می دهد، آن چه می گویند سرنوشت انسان است … داستان دیگری دارد!

من و تو از همان لحظه که قدرت انتخاب و تدبیرمان به کار می افتد و از همان دم که خواستن خواسته ای در وجودمان شکل می گیرد تصمیم گیری های خود را آغاز و شاخه ای برای بالا رفتن از این درخت هزار شاخ انتخاب می کنیم.

این معجزه اختیار است و قدرت انتخاب که زندگی را به یک ماجراجویی چالش برانگیز تبدیل می کند و باعث می شود به تعداد آدم ها مسیر بالا رفتن باشد.

هر چه می گذرد و با هر قدم و هر انتخاب، کلاف عمر ما کمتر و از آن سو تار و پود سرنوشت مان تنیده و شکل و ظاهرش کامل تر می شود.

ما تا زمانی که به قدم آخر خود برسیم هزاران بار تغییر شاخه می دهیم و هر تغییر، سرنوشتی نو برای ما رقم می زند. گاهی شاخه سستی را انتخاب می کنیم و پای مان می لغزد، گاهی شاخه ای پر از برگ و برکت و زیبایی را در پیش می گیریم، گاهی نیاز داریم مدتی روی شاخه ای نشسته و کمی استراحت کنیم اما آن چه تغییر در آن وارد نیست رسیدن به نوک یک شاخه است و نهایتی که هر یک در پایان به آن خواهیم رسید.

خداوند خالق درخت زندگی است و در هر لحظه و هر شاخه و هر افتان و خیزانش حضور دارد، اوست که به نام یک دوست دستت را می گیرد، در لا به لای یک جمله الهام بخشت می شود، در قالب یک خواب راهت را نشان می دهد یا یک نشانه می شود و دلت را به حضورش قرص می کند.

اوست که به خودت واگذار کرده کدام شاخه را انتخاب کنی اما به روشنی می داند هر شاخه ای که انتخاب کنی نهایتش به کجا می رسد، چیزی که تو آن را نمی دانی. اوست که اختیار انتخاب را به تو داده اما به روشنی می داند هر مسیر و هر فکر و هر حرکت می تواند سر از کجاها در بیاورد.

خداوند تو را ساخته و به تو این امکان را داده تا بتوانی طعم ماورایی ساختن را در هر انتخاب و هر قدم تجربه کنی … اما نه با تنبلی و سستی، نه با کرختی و در جا زدن، نه با یک جا نشستن و غصه خوردن … بلکه نیروی زندگی را در رگ هایت به جریان در آورده و درونت را با انگیزه ای متعالی برای طلب کردن و خواستن، ساختن و لذت رسیدن سرشار کرده است.

نیرویی که در هر دم زندگی به درون فرو می بری و جان تازه ای پیدا می کنی تا هر صبح به امید فردایی بهتر و ساختن سرنوشتی قشنگ تر دست به کار شوی و تا آن جا که می توانی تلاش کنی و بخواهی و عشق بورزی.

کاش در این درخت زندگی که می دانیم روزی به انتهایش خواهیم رسید کمی مسئول تر باشیم، کمی خلاق تر، کمی عاشق تر، کمی مهربان تر …. کاش در نهایت لباس سرنوشتی که از کلاف عمرمان ساخته می شود زیباترین سرنوشتی باشد که هنر بافتنش را داشته ایم … کاش زندگی را با همه سختی ها و رنج هایش قدر بدانیم.