زیباترین تک بیتی های ناب و معروف خواجوی کرمانی

اشعار تک بیتی خواجوی کرمانی
اشعار تک بیتی خواجوی کرمانی

مجموعه ای از اشعار زیبای خواجوی کرمانی در قالب تک بیتی های ناب برای بیو، کپشن و استوری اینستاگرام!

***

شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن
تا سرو بیاموزد از قد تو دلجویی

******

ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
قند مصر از شور یاقوت تو چون شکر در آب

******

ما سر بنهادیم و به سامان نرسیدیم
در درد بمردیم و به درمان نرسیدیم

******

دامن گل نبرد هر که ز خار انديشد
مهره حاصل نکند هر که ز مار انديشد

******

حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند
بنای شوق ز ما استوار خواهد ماند

******

زلفت بخواب بینم و خواهم که هر شبی
تعبیر خواب های پریشان من شوی

******

اشعار خواجوی کرمانی برای پروفایل

ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌ زبانی
به تو از تو راه جویم به نشان بی‌ نشانی

******

آن بهشتی که همه در طلبش معتکف اند
من کافر، همه شب با تو به آغوش کشم

******

از هزاران دل یکی را باشد استعداد عشق
تا نگویی درصدف هر قطره‌ ای گوهر شود

******

از دو عالم دست کوته کن چو سرو آزاده‌ وار
کانکه کوته دست باشد در جهان سرور شود

******

یاد باد آنکه ز روی تو و عکس می ناب
دیده پر شعشعه شمس و قمر بود مرا

******

شعر های دوبیتی خواجوی کرمانی

تک بیت های زیبا از خواجوی کرمانی
تک بیت های زیبا از خواجوی کرمانی

دل گر خطری دارد از جان خطرش نبود
از جان خطرش نبود دل گر خطری دارد

******

در دلم بود کزین پس ندهم دل بکسی
چه کنم باز گرفتار شدم در هوسی

******

رفتی و مرا برسرآتش بنشاندی
باز آی که از دست تو برخاک نشستم

******

کس حال من سوخته جز شمع نداند
کو بر سر من شب همه شب اشک فشاند

******

ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
ما ز چشم می پرست مست و چشمت مست خواب

******

چان پرورم گهی که تو جانان من شوی
جاوید زنده مانم اگر جان من شوی

******

برو ای باد بدانسوی که من دانم و تو
خیمه زن بر سر آن کوی که من دانم و تو

******

مرا از زندگانی چیست روی دلبران دیدن
حیات جاودانی چیست پیش دوستان بودن

******

بستیم دل در آن سر زلف دراز باز
گشتیم صید آن صنم دلنواز باز

******

اشعار کوتاه خواجوی کرمانی

تا کی آزاری به بیزاری و زاری خلق را
مرهم آزار باش و خلق را آزرده گیر

******

تو چه ياری که نداری غم و انديشه يار
ياری آنست که يار از غم يار انديشد

******

ز شهر یار که آید که حال یار بگوید
رسد به بنده و رمزی ز شهریار بگوید

******

کس نیست که دست من غمخوار بگیرد
یا دادم از آن دلبر عیار بگیرد

******

درد غم عشق را طبیب نباشد
مکتب عشاق را ادیب نباشد

******

چند بیت شعر کوتاه از خواجوی کرمانی

اشعار ناب و تک بیتی خواجوی کرمانی
اشعار ناب و تک بیتی خواجوی کرمانی

چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
چند سازیم چنین بی سر و سامان همه شب

******

هر شبی کز خم گیسوی توام یاد آید
در خیالم گذرد خواب پریشان همه شب

******

لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
مهر رخسار تو شرحش بر قمر باید نوشت

******

گفتا تو از کجایی کاشفته می‌نمایی
گفتم منم غریبی از شهر آشنایی

******

چون کسی نیست که با او نفسی بتوان برد
برو و همدم خود باش و دم از دست مده

🔥 مطالب پیشنهادی برای شما

نسرین
نویسنده، مترجم و علاقه مند به موضوعات سبک زندگی، فرهنگ و هنر و سرگرمی