انشاهای زیبا در مورد فصل بهار و توصیف طبیعت بهاری

انشا در مورد فصل بهار
انشا در مورد فصل بهار

انشا درباره بهار مناسب کلاس چهارم

در شروع بهار ما تعطیل هستیم و به مدرسه نمی رویم.

همه این تعطیلات را دوست دارند چون عید است و ما به دیدن بقیه فامیل می رویم و بیش تر فرصت برای بازی با دوستانمان داریم.

بعضی از سال ها، ما در تعطیلات عید نوروز که اول بهار است به مسافرت می رویم.

هر شهری که ما به آن مسافرت کردیم، در بهار بسیار زیبا بود. درخت ها برگ های تازه باز کرده بودند و درخت های میوه پر از شکوفه بودند.

از کنار هر جاده ای که رد می شدیم آن جا پر از گل های کوچک زرد و سفید بود و من از دیدن آن گل های زیبا خیلی خوشحال می شدم و از مادرم می خواستم کمی از آن ها را برای من بچیند.

در بیش تر شهرها به خاطر بهار و عید نوروز جشن بر گزار می شد و در این جشن، بر گزار کنندگان مراسم، لباس های محلی می پوشیدند تا آداب و رسوم شهر خود را به ما معرفی کنند.

در فصل بهار ما اولین چغاله بادام ها را می خوریم که بسیار خوشمزه است، چون درخت های بادام زودتر از بقیه ی درخت ها شکوفه می زنند و در اول بهار، چغاله ها آماده ی خوردن می شوند.

در فصل بهار همه جا تمیز تر است، چون قبل از عید همه خانه تکانی می کنند، همین طور طبیعت هم دوباره سبز می شود و میدان ها و خیابان ها هم پر از گل می شوند.

هوای بهار هم خیلی خوب است نه مثل زمستان سرد است که مجبور باشیم لباس خیلی گرم بپوشیم و نه مثل تابستان خیلی گرم است به همین خاطر من بهار را خیلی دوست دارم.

انشا درباره فصل بهار مناسب کلاس ششم

همه می دانیم که بهار یکی از زیباترین فصل های سال است و اکثر ما این فصل را دوست داریم.

در بهار همه ی درخت ها پر از سرسبزی و شکوفه است، دشت ها پر از گل های تازه و زیبایی طبیعت صد چندان است.

در روزهایی از بهار، باران بهاری شروع به باریدن می کند و باعث شادی ما و کشاورزان می شود، اما بعضی وقت ها هم اگر باران زیاد باشد باعث ایجاد سیل و خسارت می شود.

بهار فصل شروع کار برای کشاورزان است، آن ها محصولاتی که نیاز دارند را در این فصل می کارند و به درخت های میوه نیز رسیدگی می کنند تا در تابستان از میوه های آن ها استفاده کنند.

چون در فصل بهار طبیعت زنده می شود ما هم حال بهتری داریم.

در این فصل معمولا شب ها و آخر هفته ها پارک ها شلوغ تر است، و همه به خاطر دیدن زیبایی های طبیعت و لذت بردن از هوای بهاری به بیرون از خانه می روند.

اولین ماه فصل بهار فرودین است که هم زمان با شروع سال جدید است، و همه به خاطر عید و آمدن فصل بهار خوشحال هستند.

در روز سیزدهم فروردین ما به طبیعت می رویم تا زیبایی های آن را ببینیم و از خداوند به خاطر این همه نعمتی که به ما داده است سپاس گزاری کنیم.

در این روز نباید به طبیعت آسیب بزنیم و باید حواسمان باشید زیبایی های آن را با آشغال ریختن از بین نبریم.

بهار به ما خوشحالی و امیدواری را یاد می دهد. بهار به ما می گوید که اگر زمستان است باید صبور باشیم چون بعد از زمستان فصلی به زیبایی بهار خواهد آمد.

موضوع انشا : بهار را توصیف کنید

بهار رستاخیر طبیعت است. بهار دمیدن روح در کالبد خشک زمین است که آن را دوباره زنده و سرسبز می کند.

بهار فصل تازگی و سرسبزی است، فصلی که به زیباترین شکل ممکن، طبیعت را با گل و شکوفه می آراید تا جماعتی از این زیبایی انگشت به دهان بمانند.

بهار سبزی دوباره ی درختان خیابان هاست، باغ پر از شکوفه ی درخت های سیب، زرد آلو و گیلاس است. شکفتن لاله های واژگون است در دشت هایی که آدمی را محسور می کند و به طبیعت می کشاند.

بهار یعنی پیچیدن عطر شکوفه های بهار نارنج در باغ های شیراز، و گل دادن بوته های گل محمدی در قمصر کاشان که بعد تبدیل به گلابی خواهند شد که با آن خانه ی خدا عطر آگین می شود.

طبیعت سبزی و تولد دوباره اش را مدیون بهار است. فصلی که دشت های خشک را تبدیل به سبزه زار های دیدنی می کند.

رودخانه هایی که یخ بسته بودند در بهار دوباره خروشان می شوند، و گل های کوچک برای دیدن آفتاب سر از خاک بیرون می آورند.

برفی که بالای کوه ها بود حالا با گرم شدن هوا، ذوب می شود و به آبی خوش گوار تبدیل شده و از چشمه ها بیرون می آید.

زنبورهایی که زمستان را پشت سر گذاشته اند از کندو ها بیرون آمده و در طبیعت گشت و گذار می کنند و دوباره به کار مشغول می شوند.

بهار فصلی است که آواز شاد پرنده ها در تمام طبیعت می پیچد، آوازی که بسیار شنیدنی ست.

روزهای بهار شبیه احساسات آدمی ست که به یکباره تغییر می کند، لحظه ای آفتابی و صاف، و لحظه ای دیگر پر از رعد و برق و رگبار بهاری، و سپس نقش رنگین کمانی که در آسمان پدیدار می شود.

بهار جلوه ی زیبایی خداوند است، فصلی که پر از نعمت و رحمت است. سپاس خدا را برای تمام زیبایی های بهار.