دیالوگ های ماندگار لورل و هاردی (انگلیسی – فارسی)

جملات و دیالوگ های ماندگار لورل هاردی
جملات و دیالوگ های ماندگار لورل هاردی

لورل و هاردی یک زوج کمدی در اوایل دوران سینمای کلاسیک هالیوود در سینمای آمریکا بودند. در ادامه گزیده ای از جملات و دیالوگ های لورل هاردی را ارائه کرده ایم. با کوکا همراه باشید؛

***

هاردی : چرا به من نگفتی دو تا پا داری

لورل : خب تو از من نپرسیدی، من همیشه اونا رو داشتم استن

******

استن لورل : چی میشه بکوبک توی بینی تو؟ خیلی وقته این کار رو نکردم.

الیور هاردی : می تونم تو چشمات بکوبم؟

استن لورل : می‌ تونی گردنمو فشار بدی.

الیور هاردی : فکر می‌ کنم ترجیح میدم تو چشمت بکوبم.

******

استن لورل : تو خوب میشی عزیزم. فقط دیگه ازدواج نکن.

الیور هاردی : اوه، بهت نگفتم من به لوسیل پیشنهاد ازدواج دادم.

******

Oliver Hardy : Have you heard from Muffin

Stan Laurel : Miffin

Oliver Hardy : Miffin? Is that really his name

الیور هاردی : تا حالا چیزی در مورد مافین شنیدی؟

استن لورل : میفین

الیور هاردی : میفین؟ واقعا اسمش همینه؟

******

هاردی : میخوام ازدواج کنم.

لورل : با کی؟

هاردی : خب معلومه با یک زن… مگه تو کسی رو دیدی که با یک مرد ازدواج کنه؟

لورل : آره

هاردی : کی؟

لورل : خواهر من!

******

هاردى : معذرت ميخوام بهت گفتم احمق!

لورل : اشكال نداره،خودم كه ميدونم احمق نيستم

******

هاردی : تویی؟ پس چرا چیزی نگفتی؟

لورل : آخه اتاق تاریک بود گفتم شاید صدامو نشنوی.

******

لورل : اگه عقل داشتم پیشت نمی‌ موندم.

هاردی : چه خوب که عقل نداری.

لورل : آره واقعا!

******

لورل : عموم از توی یه دریچه افتاد پایین و گردنش شکست.

هاردی : داشت خونه میساخت؟

لورل : نه داشتن دارش میزدند!

******

Oliver Hardy: I knew

Stan Laurel: Well, why didn’t you tell me you knew

Oliver Hardy: I thought you already knew I knew

Stan Laurel: How could I know that you knew I knew

الیور هاردی : می دونستم.

استن لورل : خب، چرا به من نگفتی که میدونی؟

الیور هاردی : فکر می‌ کردم تو از قبل می‌ دونستی که می‌ دونستم.

استن لورل : از کجا می تونستم بدونم که تو می دونستی که من میدونم؟

******

هاردی : به نظرم شیر بز برات خوبه.

لورل : بز ماده یا نر؟

هاردی : آخه ابله مگه بز نر هم شیر میده؟

لورل : آره اگه بهش فشار بیاری پنیر هم میده!

******

هاردی : فردا دم آفتاب اعداممون می کنن.

لورل : کاش فردا هوا ابری باشه.

******

الیور هاردی : [با انزجار] تو مرا بیمار می کنی!

استن لورل : خوب، همه ما باید زندگی کنیم و یاد بگیریم.

الیور هاردی : آره، اما تو فقط زندگی می کنی!

نسرین
نویسنده، مترجم و علاقه مند به موضوعات سبک زندگی، فرهنگ و هنر و سرگرمی