جملات زیبا و ادبی در مورد بهار نارنج

متن عاشقانه بهار نارنج
متن عاشقانه بهار نارنج

در ایوان می نشینم، باران دیشب همه جا را شسته و آفتاب خوشه های طلایی اش را بر سر درخت نارنج ریخته است، شکوفه های سپید نارنج می درخشند و آرام آرام همراه نسیم می رقصند، بوی خاک باران خورده و عطر شکوفه های نارنج انگار بهشت را روی زمین آورده اند.

******

دلنوشته بهار نارنج
دلنوشته بهار نارنج

اگر من باغبان بودم در جای جای زمین، درخت های نارنج می کاشتم تا عطر شکوفه هایش در آسمان بپیچد و بوی مهربانی را به مشام همگان برساند و یاد آورد این باشد که همیشه می توان سبز بود.

******

یادت می آید! در آن غروب زیبا، زیر درخت نارنج شکوفه هایی را که لا به لای موهایم چیدی؟ عطر لبخندت و عطر شکوفه های نارنج را هنوز بعد از سال ها حس می کنم، کاش زمان همان جا ایستاده بود… کاش …

******

سر و کله عشق که پیدا
می شود،
بهمن ترین ماه سال هم
بوی بهار نارنج می گیرد…
#شیما سبحانی

******

گل کن، گل کن در رویاهایم، مثل به گل نشستن درختان نارنج زیبا و باشکوه، در این بهار رویا بیا کنار هم بنشینیم تا بی آن که سخن بگوییم نسیم حرف های ما را با عطر شکوفه های بهار نارنج به گوش هم و به گوش خدا برساند.

******

بهترینم، همیشه سبز بمان و بخند، مثل نهال نارنجی که در حیاط خانه کوچک مان به نشانه ی مهر کاشته ایم، ببین چگونه با وجود سوز سرمای زمستان هنوز سبز و پر از لبخند است، و این یعنی امید، امیدی که حتی در سردی زمستان نیز هنوز زنده است.

******

تو را که می بینم عطر بهار نارنج در تمام شهر می پیچید
قدم که بر می داری هر درخت شکوفه می زند و نسیم بهاری با شوخ طبعی میان گیسوانت می دود
دوستت دارم عشقم

******

اردیبهشت است، بهشت به مهمانی زمین آمده و برگ های نو بر روی درختان با موسیقی نسیم می رقصند، آواز گنجشکان ایوان خانه را پر کرده و درخت های نارنج دسته دسته گل سپید به تن سبزشان دوخته اند، به راستی که بهار رویایی ترین فصل خداست.

******

من عطر تو را گم کرده ام، گیج و سر درگمم، راه می افتم.. نمی دانم مقصدم کجاست، قدم ها از پی هم می آیند، لحظه ای عطری آشنا مرا به سمت خود می کشاند و من از باغ های نارنج سر در می آوردم، این همان عطر توست، عطر شکوفه های نارنج که در تمام این فضا پیچیده است.

******

آفتاب بر سر شهر تابید و همه چیز زیر نور زیبای آن می درخشد، پرتقال ها و نارنج ها سر از روی حصار ها و دیوار های باغ بیرون آورده اند و هیاهوی شهر را می نگرند، نزدیک شان می روم و مشامم را پر می کنم از عطر نارنج، عطری که بیش تر شبیه رویاست.

******

صبور باش زیبای من، بهار خواهد آمد و دسته دسته شکوفه در دامان درختان نارنج خواهد ریخت، و آن زمان ما مست خواهیم شد از عطر جادویی و سحر آمیز تمام بهار نارنج ها.

******

شبنم از شکوفه های بهار نارنج آرام آرام پایین می چکد، غرق در این زیبایی شده ام، سر انگشتانم را که بر پوست لطیف و نازک شکوفه ها می کشم انگار زمان به عقب بر می گردد و خاطره ی حیاط خانه ی مادر بزرگ با درختان انبوه باغش در من زنده می شود، رویا بیدار می شود و من شروع به دویدن می کنم و موهایم را به دست باد می سپارم.

در ادامه بخوانید : متن زیبا و عاشقانه بهاری