انشای توصیف شب یلدا | شب یلدای خود را چگونه گذراندید؟

انشا در مورد شب یلدا
انشا در مورد شب یلدا

زیباترین انشاهای ساده و ادبی کوتاه با موضوع شب یلدا برای دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی و نوجوانان

مناسب برای کودکان

شب یلدا به خانه پدر بزرگ رفتیم چون او بزرگ فامیل بود و همه در خانه او دور هم جمع شدیم. هر کسی از فامیل کلی خوراکی خوشمزه خریده بود و با خود آورده بود.
مادر بزرگم هم انار و هندوانه خریده بود و وقتی ما به خانه ی او رسیدیم همگی کمک کردیم تا انارها را دانه کردیم.

مادر و مادر بزرگم هندوانه ها را بریدند و بعد همه ی وسایل را در سفره چیدیم، و کم کم بقیه مهمان ها که خانواده ی عموها و عمه هایم بودند هم رسیدند.

همگی دور سفره جمع شدیم و بزرگ ترها از خاطرات دوران کودکی و جوانی تعریف کردند و ما خندیدیم.

پسر عمویم خیلی خوب شعر می خواند، بقیه از او خواستند که برای همگی ما فال حافظ بگیرد و او اول یک فال دسته جمعی گرفت و بعد برای کسانی که دوست داشتند فالشان مخصوص خودشان باشد، هم فال گرفت و معنی کرد و شعر را برای آن ها خواند.

هر چند دقیقه یک بار بزرگ تر ها به ما تذکر می دادند که خوراکی ها را با هم قاطی نکنیم چون دل درد می گیرم و مریض می شویم اما بعضی از بچه ها گوش نمی کردند و می گفتند اگر قرار نبود خوراکی ها را بخوریم پس چرا این همه وسایل خریده اند و در سفره چیدند؟!

همه از خودشان، از سفره و از بقیه عکس می گرفتند تا هم یادگاری داشته باشند و هم در اینستاگرام بگذارند.

مادر بزرگم می گفت خیلی خوب است ما از لحظه های خوبمان عکس داشته باشیم اما مهم تر این است که از آن لحظه ها لذت هم ببریم نه این که فقط وقت خود را به عکس گرفتن بگذرانیم و شاد نباشیم.

از عمویم که سه تار می نوازد خواستم که برای ما سه تار بزند چون من صدای آهنگ سه تار را خیلی دوست داریم او هم موافقت کرد و برای ما نواخت و خواند و در پایان همگی برایش دست زدند و از او تعریف کردند.

آن شب دیر وقت به خانه برگشتیم و خیلی به همه ی ما خوش گذشت.

مناسب برای نوجوانان

یلدا را بلندترین شب سال می نامند. غروب آفتاب آخرین روز پاییز تا شروع صبح اولین روز زمستان شبی است که همگی دور هم جمع می شوند و جشنی بر پا می کنند، سفره می چینند و به شادی شب را می گذرانند تا نحسی اهریمن که همان تاریکی است را از بین ببرند و پیروزی دوباره خورشید را شاهد باشند.

یلدا را با انار و هندوانه می شناسیم، رنگ سرخ این میوه ها نشانه ی سرخی خورشید است خورشیدی که گرما بخش است و در زمستان سرد محافظ شما خواهد بود و از بیماری ها شما را مصون نگاه خواهد داشت.

بعید است که یلدا باشد و دیوان حافظ کنار سفره های پُر هر کدام از ما نباشد. در این شب با نیتی دیوان حافظ را می گشاییم و امیدوارم که غزلی خوب نصیب ما شود که نوید خوشی و خوبی باشد و حافظ از غیب برای ما اسرار دل ها را بگوید.

بزرگ ترها خاطره می گویند و با یاد آوری هر لحظه ی خوش گذشته لبخند بر لبانشان نقش می بندد و در بعضی لحظه ها این لبخند جای خود را به صدای ممتد قهقهه ها می دهد و در برخی مواقع اشک، از خوشی زیاد.

یلدا پر از دورهمی های خوب، شادی و خوردنی های خوش طعم است شاید به همین دلیل است که یلداها به یاد ماندنی ترین لحظه ها و خاطرات هستند، و همین شادی است که موجب می شود تا از یاد ببریم که بلند ترین شب سال را می گذرانیم و روز که روشنایی است زود از راه می رسد.

انشا در مورد شب یلدا را چگونه گذراندید

من شب یلدا را خیلی دوست دارم و همیشه از چند روز قبل منتظرم تا شب یلدا برسد.

امسال هم مثل هر سال شب یلدا را در خانه مادربزرگ و پدربزرگم گذراندیم. همه خاله ها و دایی ها و بچه های آن ها هم بودند و تا آخر شب به ما خیلی خوش گذشت.

کلی انار و آجیل و میوه خوردیم، پدر و مادرهای ما در این شب زیاد به ما سخت گیری نمی کنند برای همین همه شب بازی و شیطنت کردیم!

خنده دارترین قسمت شب یلدای امسال موقع بریدن هندوانه بود، همه بیست نفرمان دور هم نشستیم و مادربزرگ هندوانه بزرگ را با چاقو برید، اما هندوانه سفید سفید بود و همه ما با دیدن آن اول ناراحت شدیم و بعد کلی خندیدیم!

به نظر من بهترین قسمت شب یلدا خوردن این همه میوه است اما مادرم می گوید خواندن شعرهای حافظ و فال گرفتن را بیشتر دوست دار.

هر سال به یکی از بچه ها می گویند برای بزرگترها فال حافظ باز کند، پارسال من این کار را انجام دادم و امسال یکی دیگر از بچه ها برای همه فال گرفت و مادرم مثل همیشه شعر فال را با صدای بلند می خواند.

پدربزرگم می گوید شب یلدا از سنت های قدیمی و بسیار خوب ما ایرانی ها است که در بلندترین شب سال آمدن زمستان را جشن می گیریم.