نوحه در مورد شهادت امام جعفر صادق (ع) [اشعار کوتاه و زیبا!]

نوحه برای شهادت امام جعفر صادق (ع)
نوحه برای شهادت امام جعفر صادق (ع)

به مناسبت شهادت امام جعفر صادق گزیده ای از زیباترین نوحه ها در مورد شهادت امام جعفر صادق علیه السلام برای مداحی را ارائه کرده ایم.

***

اگر که سینه زنم من، اگر شده دلم عاشق
به اذن فاطمه بود و، به لطف قال الصادق
قال الصادق : لِکُلِّ شَیءٍ ثوابٌ اِلا دَمعَةَ فینا
یعنی که ثواب اشک روضت، مصداق و برابری نداره
یعنی اومدن کار ماها نیست، مادرت مارو روضه میاره
یا کاشف الحقایق، جانم امام صادق
رئیس مذهب شیعه، نبوغ کل نوابغ
به حیرتند و شگفت از، کلام قال الصادق
قال الصادق : نَفَسُ المَهموم بُکاء و هَمُّهُ لَنا عِبادَه
یعنی که نفس نفس برا تو
توو روضه زدن عین سجوده
یعنی نوکر سینه‌ زن تو
عابدتر ازش هیشکی نبوده
یا کاشف الحقایق، جانم امام صادق
بخوان حدیث مفصل، تو خود زِ این دم ناطق
حسینی‌ام به خدا از، حدیث قال الصادق 2
قال الصادق : کُلُ جَزَعٍ مَکروهٌ اِلا بُکاء لِلحُسین
یعنی این‌که تا عشق حسین هست
مجنون چیه لیلی کدومه
یعنی اشک برا غیر حسینش
دریام باشه باز، فعل حرومه
یا کاشف الحقایق، جانم امام صادق

******

می‌سوخت بین شعله‌ ها بال و پر تو
آتش نشد شرمنده از موی سر تو
آن قدر زد نعره سر تو یک حرام
تا که پرید از خواب شیرین دختر تو
دست خدا را باز بستند این جماعت
آقا چه خالی بود جای مادر تو
تنها برای مرگ ما این غضه کافی‌ست
آن شب نبود عمامه‌ای روی سر تو
پای برهنه پشت یک مرکب دویدن
نگذاشت نایی در میان پیکر تو
در کوچه‌های خلوت شهر مدینه
تنها غریبی بود یار و یاور تو
دیدند خیلی داغدار کربلایی
شام غریبان شد به پا در محضر تو
جای هزاران سجده شکرانه دارد
خنجر نیامد بر ضریح حنجر تو

******

شده غم و درد هم آغوشت
شده آسمون سیاه پوشت
نیمه های شب توی خونه ت
عبا رو کشیدن از دوشت
خوردی زمین چرا / وسط کوچه ها / افتاد / عمامه از سرت
موقع رفتنت / ناسزا گفتنت / ای وای / جلوی همسرت
نمی کنن رعایت
محاسن سفیدتو
داره میبینه دخترت
چشای ناامیدتو
غریب مدینه یا صادق (۴)
گریه های دخترو دیدی
غریبی حیدرو دیدی
در خونه تو که سوزوندن
روضه های مادرو دیدی
تو هم مثه علی / دیدی درو ولی / از روش / کسی که رد نشد
جلوی باغبون /یه گل نیمه جون /ای وای / دیگه لگد نشد
ولی یه روز تو خونه ای
حسن کنار خواهرش
نشسته بود که چند نفر
لگد زدن به مادرش
غریب مدینه یا زهرا (۴)
سنگت زدن و ترک افتاد
روی دل مثل آئینه ت
افتادی روی زمین اما
کسی ننشسته رو سینه ت
اما تو کربلا / قاتل بی حیا / افتاد / به روی پیکری
میون قتلگاه / داره با اشک و آه / فریاد / میزنه مادری
سرش به روی نیزه
تنش به زیر دست و پا
بخون برای غربت
غریب دشت کربلا
غریب حرم حسین جانم (۴)

مظاهر کثیری نژاد

******

شعر و نوحه های غمگین شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
شعر و نوحه های غمگین شهادت امام جعفر صادق علیه السلام

بر هم نزن نماز مرا، بی هوا نزن
حالا که می‌زنی، جلوی آشنا نزن
سجاده و عبای مرا می‌کِشی، بکش
اما لگد به تربت کرب و بلا نزن
آتش زدی به زندگی‌ ام بس کن و برو
دیگر نمک به زخم دل من، بیا نزن
در خانه بس نبود غرورم شکسته شد؟
حداقل مقابل همسایه‌ها نزن
با تازیانه‌ ات به سر و صورتم بزن
حرفی فقط به حضرت خیرالنسا نزن
بالای مرکبی و خجالت نمی‌ کشی
پیچیده پای من، چه کنم؟ بی‌حیا نزن
موی سپید دارم و شیخ‌ الائمه‌ ام
هر طور می‌ زنی بزنم، با عصا نزن
وقت گریز من شده نوحوا علی الحسین
زینب دوید و گفت : غریب مرا نزن
ای شمر بس کن و به روی سینه‌ اش نرو
با چکمه‌ ات قدم روی عرش خدا نزن
با دست و پا زدن گره‌ ای وا نمی‌ شود
تشنه لبم … عزیز دلم، دست و پا نزن

******

نالایقم،من عزادار امام صادقم
با خون دل، غصه دار غربت شقایقم
بدم ولی،به آقای مهربونم عاشقم
واویلا
من شنیدم، شبونه تو کوچه ها کشوندنش
به دنبال، مرکب خصم لعین دووندنش
نانجیبا، بین بزم دشمنا نشوندش
واویلا
یادم اومد، مجلس شراب و اندوه و بلا
یادم اومد، غصه های زینب و طشت طلا
یادم اومد، خیزران و لب شاه کربلا
واویلا
چی بگم از بی حیایی عیان و منجلی
چی بگم از، غصه های ابدی و ازلی
چی بگم از، چشم نامحرم و ناموس علی
واویلا

******

ای پیر خرد طفل دبستان کمالت
ارباب بصیرت همه مبهوت جلالت
دیدار الهی به تماشای جمالت
خلق دو جهان تشنه دریای زلالت
وجه‌الهی و نیست نه پایان نه زوالت
وصف تو فزون است ز توصیف و ز گفتار
ای گشته صداقت همه جا دور سر تو
روییده گل معرفت از خاک در تو
شب منتظر زمزمه‌های سحر تو
وحی است سراسر سخن چون گهر تو
عالم چو کف دست به پیش نظر تو
ای چشـم خـدای احـد قــادر دادار
تو ماه و تلامیذ تو دور تو ستاره
گفتار حکیمانه‌ات افزون ز شماره
هر روز… نه! هر لحظه بود بر تو هزاره
علم تو روان‌بخش کمال است هماره
دو مطلع الانوار تو حمران و زراره
یک جابر حیان تو و آن همه آثار
چون مهر که پیوسته کند جود خود انفاق
چون نور که سر برکشد از سینه آفاق
علم تو عیان است در اوراد و در اوراق
عقل و خرد و علم و فضلیت به تو مشتاق
در علم و ادب مؤمن طاقت همه جا طاق
هارون تو گل داد برون از شرر نار
در کوی تو بر جنت اعلا چه نیاز است؟
با نور تو بر مهر دل‌آرا چه نیاز است؟
با قطره جود تو به دریا چه نیاز است؟
با خاک تو بر وسعت دنیا چه نیاز است؟
با درس تو بر علم اروپا چه نیاز است؟
ای عبد تو بر لشکر دانش سر و سردار
ای کرسی درس تو تجلای قیامت
آویزه گوش همه تا حشر، کلامت
نوشیده همه کوثر توحید ز جامت
در ملک خدا وحی خداوند، پیامت
بر قلب عدو تیر بلا نطق هشامت
گویی سخن اوست همه تیغ شرربار
جز راه شما راه دگر سوی خدا نیست
در ملک خدا نور به جز نور شما نیست
جز خط شما مشی شما مذهب ما نیست
این است و جز این نیست درست است و خطا نیست
درس تو کم از نهضت شاه شهدا نیست
آن نهضت پاینده از این درس دهد بار
خلقت، نه فقط خالق منان به تو نازد
مومن نه، خدا داند ایمان به تو نازد
فضل و ادب و دانش و عرفان به تو نازد
زهرا و علی، احمد و قرآن به تو نازد
والله قسم شاه شهیدان به تو نازد
کز هر سخنت نهضت دیگر شده تکرار
تنها نه فقط زهر شرر بار، تو را کشت
هر لحظه غمی آمد و صدبار تو را کشت
بیداد عدو نیمه شب تار تو را کشت
گه یاد فشار در و دیوار تو را کشت
بیش از همه منصور ستمکار تو را کشت
هر روز از او شد به تن و جان تو آزار
گه برد سوی قتلگه ات پای پیاده
گه لب به جسارت به حضور تو گشاده
گه کرد ز بیداد، به قتل تو اراده
با هر سخنش بر جگرت زخم نهاده
او بر روی تخت و تو سر پای ستاده
حرمت نگرفت از تو و از احمد مختار
ای ماه فلک شمع شب تار بقیعت
صد قافله دل آمده زوار بقیعت
مرغ دل من گشته گرفتار بقیعت
هرچند که ویران شده آثار بقیعت
باشد که شبی در پی دیدار بقیعت
میثم ز ره دور نهد چهره به دیوار

غلامرضا سازگار

******

ای بهار همیشه های خدا
ای که از آسمان شدی جاری
از چه این روزها شکسته شدی
بغض داری ولی نمی باری
لااقل صبر کن مسافر شب
گریه کن گریه در معابر شب
صبح صادق بجز تو کیست بگو
کیست جز تو امام بیداری
گاه گاهی که حرف هم داری
شهر در خواب می رود انگار
آه آقا چه می کشی با این
استخوانی که در گلو داری
تو بگو از کدام طایفه ای
که همیشه خدای عاطفه ای
لطف ها می کنی برای کسی
که برایت نمی کند کاری
پس کجایند نافله خوان ها
که دل نافله شبانه شکست
کی به درد تو می خورد آقا
نافله های سرد و تکراری
پس کجایند عالمان سحر
یک نفر از چهار هزار نفر
که شبانه امام را بردند
پا برهنه به خفت و خواری
کوچه ای در مدینه منتظر است
تا که روضه بخوانی از دیوار
تا تو هم مثل مادرت آنجا
حس کنی بین درب و دیواری
تا که کوچه به کوچه پخش شود
هم صدایی غربتت با او
تا بفهمند فاطمی هستی
مثل مادر به غم گرفتاری
تا که دست تو را نبندند و
هی به یاد علی نخندند و
نکشندت پیاده اینگونه
هی به قصد امام آزاری
تا به تو زهری از جفا ندهند
تا به پیش تو ناسزا ندهند
تا مگرشرمی از رسول کنند
نبرندت به بزم میخواری
شب شد و یک عبا و عمامه
باز هم بین کوچه افتاده
باز هم اهل خانه می ریزند
پشت پای تو گریه و زاری
می برند به قصر سرخ بلا
کوفه یا شام یا که کرببلا
بهتر است یک کمی با خود
تربت از قتلگاه برداری

رحمان نوازنی

🔥 برای مشاهده سریع جدیدترین فال های امروز روی دکمه زیر کلیک فرمایید

فال ام را نشان بده

فال حافظ کوکا