متن شعر و مداحی شب شام غریبان سحر ندارد سکینه امشب پدر ندارد

6859

شام غریبان سحر ندارد سکینه امشب پدر ندارد

شام غریبان سحر ندارد سکینه امشب پدر ندارد
شام غریبان سحر ندارد سکینه امشب پدر ندارد

شب غریبان سحر ندارد (2)
سکینه امشب پدر ندارد
غریب حسین جان، غریب حسین جان (2)
بهار زینب خزان ز آه است (2)
گهى دو چشمش به نور ماه است
گهى نگاهش به قتلگاه است
غریب حسین جان، غریب حسین جان (2)
نسیم صحرا شده معطر (2)
ز عطر روى على اکبر
کجاست عمه، کجاست مادر
غریب حسین جان، غریب حسین جان (2)
بگو خلایق ز غم خروشند (2)
بگو به اطفال لبن ننوشند
بگو به سادات کفن نپوشند(2)
غریب حسین جان، غریب حسین جان (2)
کبوتران را ز لانه بردند
زوادى خون نشانه بردند
رباب دلخون پسر ندارد
غریب حسین جان، غریب حسین جان

در میان دشمن

اى خدا شب شده و من چه کنم؟
یکتن و این همه دشمن چه کنم؟
اهل کوفه همه پیمان شکنند
خوب نمک خوار و نمک دان شکنند
صبح با من همگى پیوستند
شب در خانه برویم بستند
صبح من شمع و همه پروانه
شب بیگانه تر از بیگانه
صبح بر دامن من چنگ زدند
شام از بام مرا سنگ زدند
طوعه امشب تو مرا خانه بده
مرغ بر بسته ام و لانه بده