نقد و بررسی فیلم پاپیون اثر فرانکلین جی شافنر + خلاصه داستان

داستان فیلم پاپیون
نقد و تحلیل فیلم پاپیون 1973

خلاصه داستان فیلم پاپیون | داستان کامل | نقد و بررسی | آمار فیلم و جوایز

پاپیون (papillon) یک فیلم درام و تاریخی محصول سال 1973 به کارگردانی فرانکلین جی شافنر است و از ستارگان آن می توان به استیو مک کوئین و داستین هافمن اشاره کرد.

فیلمنامه پاپیون حاصل همکاری دالتون ترامبو و لورنزو سمپل جونیور و بر اساس زندگی نامه محکوم فرانسوی به نام هنری می باشد.

جالب است بدانید اگرچه هزینه نهایی فیلم برای تهیه کنندگان به علت فیلمبرداری در لوکیشن های دور افتاده و نامتعارف مبلغ گزافی بوده اما فیلم در همان سال اول اکران خود توانست بیش از دو برابر هزینه، درآمد کسب کند.

عنوان فیلم از کلمه فرانسوی به معنی “پروانه” گرفته شده و اشاره به خال کوبی و نام مستعار چاریر دارد.

درجه فیلم: R
ژانر: جنایی، بیوگرافی، درام
زمان فیلم: 150 دقیقه
تاریخ اکران: 16 دسامبر 1973
استودیو: کمپانی کلمبیا پیکچرز

خلاصه فیلم

پاپیون داستان زندگی یک زندانی با نام مستعار پاپیون را روایت می کند که سودای آزادی را در سر می پروراند و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نیست …

داستان کامل فیلم

خطر اسپویل و لو رفتن داستان:

هنری چاریر (با بازی استیو مک کوئین) که به دلیل خال کوبی پروانه روی سینه به پاپیون شهرت پیدا کرده به جرم قتل یک دلال به اشتباه مقصر شناخته شده و در سال 1933 دادگاه قضایی او را به حبس ابد در گویان فرانسه محکوم می کند.

در مسیر زندان او با زندانی دیگری به نام لوئیس دگا (با بازی داستین هافمن) آشنا می شود، جرم لوئیس جعل اسناد و اختلاس است و باور دارد که همسرش به همراه یک وکیل او را آزاد خواهد کرد.

پاپیون پیشنهاد می کند که در عوض حمایت از دگا، او نیز در فرار از زندان گویان به پاپیون کمک کند. آن دو در کنار هم زندگی سخت اردوگاه کار را سپری می کنند که در نهایت به دوستی میان آن ها منجر می شود.

روزی پاپیون از دگا در مقابل یک نگهبان سادیسمی دفاع کرده و پس از آن به جنگل می گریزد، اما این فرار او ناکام است و دستگیر می شود و به جرم فرار دو سال در زندان انفرادی محبوس می شود.

دگا با فرستادن غذاهای اضافی برای پاپیون سعی می کند او را کمک کند، اما این کار دگا لو رفته و سرپرست سلول پاپیون را به مدت شش ماه در تاریکی زندانی می کند. سرپرست قصد دارد پاپیون را مجبور کند تا کسی که به او کمک کرده را لو دهد و به همین منظور جیره غذای او را به نصف کاهش می دهد.

اگرچه پاپیون نیمه مجنون شده و برای زنده ماندن به خوردن حشرات روی آورده اما از لو دادن نام دگا خودداری می کند. بعد از گذشت دو سال او آزاد شده و برای بهبودی به درمانگاهی در سنت لوران دو مارونی اعزام می شود.

بعد از مدتی پاپیون دوباره دگا را در زندان می بیند و از او برای انجام طرح فرار دیگری کمک می خواهد. دگا ملاقات با یک پزشک زندانی را برای او ترتیب می دهد، پزشک پیشنهاد می کند که از مردی به نام پاسکال در بیرون از زندان درخواست کنند تا یک قایق برای آن ها فراهم کند.

در این بین دو زندانی دیگر به نام های کلاسیت و آندره ماتوریته در طرح فرار به آن ها ملحق می شوند. هنگام فرار، کلاسیت با ضربات یک نگهبان بیهوش می شود.

دگا برای لو نرفتن نقشه، نگهبان را به طریقی از میان بر می دارد، او به ناچار به پاپیون و ماتوریته پیوسته و از طریق دیوار زندان فرار می کنند.

در حین فرار مچ پای دگا می شکند، آن ها در نهایت پاسکال را ملاقات می کنند تا قایق را از او تحویل بگیرند. پاسکال به قول خود عمل کرده و روز بعد آن ها را به قایق می رساند اما بعد از رفتن او زندانیان متوجه می شوند که فریب خورده اند و قایق سوراخ و خراب است.

فراری ها با یک شکارچی محلی روبرو می شوند که ادعا می کند مزدوران جایزه بگیری که منتظر دستگیری آن ها بوده اند را کشته است، شکارچی این سه نفر را به یک منطقه تحت قرنطینه که جذامی ها در آن زندگی می کنند راهنمایی می کند، در آن جا وسایل و یک قایق به دست می آورند.

سرانجام این سه نفر به ساحلی در کلمبیا می رسند اما توسط گروهی از سربازان شناسایی می شوند، سربازان به سمت آن ها تیراندازی کرده و ماتوریته را زخمی می کنند.

او به همراه دگا که تقریبا بر اثر شکستگی مچ پا فلج شده اسیر می شود. پاپیون به اجبار، دو همراه خود را رها می کند و به تنهایی از چنگال سربازان می گریزد و در یک قبیله بومی پناه می گیرد.

او برای مدتی طولانی در قبیله بومی زندگی می کند، اما یک روز صبح از خواب بیدار می شود و می بیند که افراد قبیله رفته اند و او را با یک کیسه کوچک مروارید تنها گذاشته اند.

پاپیون به یک پاسگاه پلیس می رود و به یک راهبه مبلغی می پردازد تا او را به صومعه ببرد، در آن جا از رئیس صومعه درخواست می کند تا به او پناه دهد اما او در عوض پاپیون را به پلیس لو می دهد.

پاپیون را مجددا به گویان فرانسه برگردانده و به پنج سال حبس انفرادی دیگر محکوم می کنند، در زندان با پیرمرد در حال مرگی مواجه می شود و متوجه می شود همان دوستش ماتوریته است.

بعد از آن اتفاق پاپیون به جزیره ای دور افتاده به نام جزیره شیطان منتقل شده و در آن جا مجددا با دوست قدیمی اش دگا، که مدت ها است رویای آزاد شدن را فراموش کرده هم بند می شود.

دگا برای پاپیون تعریف می کند که همسرش او را رها و با وکیلش ازدواج کرده است، او اکنون از زندگی در جزیره راضی است.

پس از مدتی زندگی در جزیره پاپیون از بالای یک صخره بلند خلیج کوچکی را می بیند و متوجه می شود که امواج خلیج به اندازه کافی قدرتمند هستند تا مردی را به دریا و به سرزمینی دیگر برسانند.

پاپیون از دگا می خواهد که در فرار به او بپیوندد، آن ها نارگیل ها را به هم بسته و دو شناور درست کنند. درست قبل از اجرای نقشه و همان طور که کنار صخره ایستاده اند دگا تصمیم می گیرد که فرار نکند و به پاپیون التماس می کند که او هم این کار را انجام ندهد.

پاپیون آخرین بار دگا را در آغوش می گیرد و سپس از روی صخره به پایین می پرد. او به شناور خود چنگ زده و با موفقیت به دریا منتقل می شود.

راوی بیان می کند که پاپیون بالاخره به آزادی رسید و باقی عمرش را به عنوان مردی آزاد زندگی کرد.

نقد و بررسی فیلم

داستان هنری چاریر در بند و فرار او از زندان بدنام گویان فرانسه واقعا تکان دهنده است. نسخه فیلم فرانکلین جی شافنر نیز چیزی از کتاب کم ندارد.

این فیلم به مدت 150 دقیقه بدون وقفه وحشیگری، مصیبت ها و کورسوی امید را به تصویر می کشد.

فیلمنامه بسیار خوب است اما گذشته افراد در هاله ای از ابهام قرار دارد. به عنوان مثال پاپیون می گوید به جرم قتل یک دلال به نا حق محکوم شده اما ما هیچ وقت نمی فهمیم که او راست می گوید یا خیر.

فیلم نامه و بازی بازیگران به خوبی حس زندگی سیاه و سفید را به نمایش می گذارد، سیاه مانند پاسکال که در ازای مبلغ اندکی پول جان ها را می فروشد و سفید مانند جزامی ها که در اوج بدبختی به پاپیون کمک می کنند.

در این میان خاکستری ها هم می درخشند! خاکستری مانند رئیس صومعه یا سرپرست سلول پاپیون، آیا او آدم بدی بود یا فقط مانند شخصیت ژاور در کتاب بینوایان وظیفه خودش را انجام می داد؟ فیلم در نمایش این گونه شخصیت ها به زیبایی عمل می کند، از طرفی مک کویین در نقش پاپیون به زیبایی درخشده و شما در طول فیلم به وضوح حس می کنید که چطور روز به روز به همراه شخصیت اصلی پیر و پیر تر می شود.

این فیلم با نمایش مصیبت آغاز می شود و جو حاکم در ساعت اولیه فیلم چنان سنگین است که گذر زمان را برای شما سخت می کند و باعث می شود برای زندانیان دل بسوزانید!

اگرچه فیلم برای نمایش گذشته افراد بها نگذاشته اما شخصیت پردازی آن قدر خوب است که در پایان فیلم با شخصیت ها هم ذات پنداری داشته و به خوبی درک می کنید که چرا دگا زندگی در جزیره را ترجیح می دهد و یا چرا پاپیون برای دستیابی به آزادی لحظه ای دست از تلاش بر نمی دارد.

فروش فیلم پاپیون

فیلم پاپیون که با هزینه 12 میلیون دلاری ساخته شده توانست در سطح بین المللی به فروش بیش از 53 میلیون دلار دست پیدا کند.

دستاوردهای فیلم پاپیون

نامزد جایزه اسکار بهترین موسیقی متن

حتما بشنوید : آهنگ فیلم پاپیون

منابع: wikipediavariety