نقد و بررسی فیلم کینگ کونگ (2005) + خلاصه داستان

داستان و نقد فیلم کینگ کونگ
داستان و نقد فیلم کینگ کونگ

خلاصه داستان فیلم کینگ کونگ | داستان کامل | نقد و بررسی | آمار فیلم و جوایز

فیلم کینگ کونگ فیلم حماسی و ماجراجویانه هیولایی به نویسندگی و کارگردانی پیتر جکسون است که بازیگرانی همچون نائومی واتس، جک بلک و آدرین برودی در آن به ایفای نقش پرداخته اند. این فیلم دومین بازسازی از فیلم کینگ کونگ سال 1933 می باشد.

درجه فیلم : PG-13
ژانر: اکشن، ماجراجویی، درام
زمان فیلم: 187 دقیقه
تاریخ اکران: 14 دسامبر سال 2005
استودیو: یونیورسال پیکچرز

خلاصه داستان فیلم کینگ کونگ

داستان فیلم کینگ کونگ سال 1933 رخ می دهد و درباره یک فیلم ساز جاه طلب و ورشکسته و یک بازیگر جوان به نام آن دارو می باشد که برای ساخت یک فیلم مهیج به جزیره مرموزی به نام جزیره جمجمه می روند اما در آن جا با موجودات ما قبل تاریخ و یک گوریل غول پیکر افسانه ای روبرو می شوند که …

داستان کامل فیلم

خطر اسپویل و لو رفتن داستان:

سال 1933 و در دوران رکود بزرگ، بازیگر زن جوانی به نام آن دارو که در شهر نیویورک زندگی می کند و به دلیل بیکاری، دچار فقر مالی شدید شده با یک کارگردان ورشکسته به نام کارل دنهام ملاقات می کند.

کارل دنهام که به دنبال راهی برای مشهور شدن و نجات خود از مشکلات مالی است قصد ساخت یک فیلم ماجراجویانه دارد. او به این بازیگر پیشنهاد بازی در نقش یکی از شخصیت های اصلی فیلم را می دهد و آن پس از این که می فهمد فیلمنامه اثر نویسنده مورد علاقه اش یعنی جک دریسکال است، پیشنهاد بازی را قبول می کند.

دنهام تظاهر می کند قرار است برای فیلمبرداری با کشتی به سنگاپور بروند اما در واقع مقصد اصلی آن ها جزیره مرموزی به نام جزیره جمجمه است، او بدون اطلاع به عوامل فیلم، با ناخدای کشتی به نام کاپیتان انگلهورن صحبت می کند تا آن ها را به جزیره برساند.

جک دریسکال قبل از راه افتادن کشتی داستان ناتمام فیلم را به دنهام می دهد و به او می گوید که مدت کافی برای تکمیلش نداشته است. دنهام از او می خواهد آن ها را همراهی کند اما او قبول نمی کند. دنهام با اصرار و پیشنهاد پول هنگفت سعی می کند او را قانع کند تا این که کشتی حرکت کرده و دریسکال مجبور می شود با آن ها همسفر شود.

آن و جک در طول سفر با هم آشنا شده و حس علاقه بین آن ها ایجاد می شود.

کاپیتان انگلهورن یک پیام رادیویی حاوی حکم دستگیری دنهام و تغییر مسیر به سوی رانگون دریافت می کند زیرا دنهام از دستورات استودیو برای توقف پروژه سرپیچی کرده است، در این حین کشتی در مه شدید گم شده و به صخره های جزیره جمجمه برخورد می کند.

دنهام و اعضای گروه فیلمبرداری از کشتی خارج شده و شروع به کاوش در جزیره می کنند، آن ها با خرابه تمدن های قدیمی و تعدادی زن و بچه روبرو می شوند و به این نتیجه می رسند جزیره برای آن ها خطری ندارد اما ناگهان مورد حمله بومیان قرار گرفته و دو نفر از خدمه کشته جان خود را از دست می دهند.

کاپیتان انگلهورن به کمک آن ها می آید و گروه فیلمبرداری را نجات می دهد، افراد به کشتی بر می گردند و سعی می کنند هر چه زودتر جزیره را ترک کنند اما یکی از بومیان که پنهانی وارد کشتی شده آن را می دزدد و به جزیره می برد.

بومیان قصد دارند از آن به عنوان قربانی برای یک گوریل عظیم الجثه هفت متری به نام کونگ استفاده کنند، آن ها آن را بالای یک دیوار سنگی برده و می بندند. گوریل از جنگل بیرون می آید و آن را با خودش می برد.

جک متوجه ناپدید شدن آن می شود و افراد کشتی برای جستجوی او به جزیره بر می گردند. کاپیتان انگلهورن به آن ها 24 ساعت فرصت می دهد تا آن را پیدا کنند اما کونگ به جنگل می گریزد. دنهام با دیدن این گوریل خارق العاده تصمیم می گیرد هر طور شده از او فیلمبرداری کند.

از یک سو خدمه و گروه فیلمبرداری برای نجات آن پا به جنگل مخوفی می گذارند که موجودات ما قبل تاریخ انتظار آن ها را می کشد و از سوی دیگر آن که نمی تواند از دست کونگ فرار کند تصمیم می گیرد او را با رقص و حرکات جالب سرگرم کند.

آن در طول این مدت متوجه می شود کونگ یک موجود هوشمند با احساسات عمیق است و از کارهای او به شدت لذت می برد تا جایی که اجازه متوقف کردن آن ها را به او نمی دهد. او سرانجام در یک لحظه فرصت فرار پیدا کرده و شروع به دویدن می کند.

خدمه و گروه فیلمبرداری در جستجوی آن با موجودات عجیب و غریب روبرو شده و تعدادی از آن ها کشته می شوند، باکستر که بازیگر نقش اصلی فیلم دنهام است به کشتی بر می گردد. بقیه اعضا در ادامه مسیر خود در دره سقوط کرده و دنهام دوربین خود را از دست می دهد.

از سوی دیگر آن حین فرار از کونگ، با چند دایناسور گوشتخوار روبرو می شود و تعقیب و گریز بین آن ها رخ می دهد تا این که کونگ از راه می رسد و در یک مبارزه سخت و هیجانی او را از دست دایناسورها نجات می دهد.

کونگ آن را روی شانه اش سوار می کند و رابطه احساسی عمیقی بین آن دو ایجاد می شود، آن ها بر فراز کوه به تماشای غروب خورشید می نشینند و آن روی دست های کونگ به خواب می رود.

تیم جستجو در دره مورد حمله حشرات غول پیکر قرار می گیرد اما باکستر و انگلهورن آن ها را نجات می دهند.

جک به جستجوی آن ادامه می دهد در حالی که دنهام تصمیم گرفته کونگ را اسیر کند. جک سرانجام به لانه کونگ می رسد و زمانی که هیولا خواب است سعی می کند آن را فراری دهد اما کونگ از خواب بیدار می شود، خفاش ها اطراف کونگ را می گیرند و در این حین جک آن را با خودش می برد.

کونگ جک و آن را تعقیب می کند، آن ها به دیواری می رسند که سایر اعضای گروه انتظار کونگ را می کشند تا او را به دام بیندازند.

زمانی که آن از نقشه شوم دنهام با خبر می شود سعی می کند جلوی او را بگیرد و به کونگ می گوید از همان راهی که آمده برگردد اما کونگ به سمت آن ها می آید و بعد از کشتن چند تن از خدمه کشتی، دنهام با شلیک ماده بیهوشی او را بیهوش می کند.

گروه دنهام کونگ را به نیویورک منتقل می کنند. دنهام تصمیم دارد با نمایش “کونگ: هشتمین عجایب دنیا” به ثروت و شهرت زیادی دست پیدا کند. در این نمایش باکستر و کونگ اسیر شده به همراه یک دختر ناشناس بازی می کنند زیرا آن دارو حاضر نمی شود در چنین برنامه ای حضور داشته باشد.

جک برای دیدار با آن به محل نمایش می رود اما او را پیدا نمی کند. زمانی که پرده نمایش بالا می رود کونگ با ظاهری افسرده ظاهر می شود. او از یک سو متوجه می شود زن بازیگر آن نیست و از سوی دیگر هیاهوی مردم و فلش دوربین ها کلافه اش می کند تا این که زنجیرهایش را پاره کرده و نمایش را به هم می ریزد.

مردم هراسان به این سو و آن سو فرار می کنند و کونگ که از بین جمعیت جک را دیده و شناخته است برای تعقیب جک و پیدا کردن آن به خیابان های نیویورک می رود.

آن دارو که در سالن تئاتر دیگری کار می کند با صدای آژیر پلیس ها و هیاهوی مردم متوجه می شود اتفاق بدی افتاده است.

جک کونگ را به سمت آن می کشاند و کونگ با دیدن آن او را از زمین بلند کرده و با هم به مرکز پارک می روند. هیولا مدتی آرام می شود اما با پیدا شدن سر و کله نیروهای ارتش دوباره عصبی شده و به همراه آن به مناطق مرتفع که همان آسمان خراش ها هستند می رود.

کونگ از ساختمان امپایر استیت بالا می رود، نیروی هوایی ارتش به او حمله می کند و آن فریاد می زند که این کار را نکنند. در پایان کونگ آن را به آرامی روی زمین می گذارد و خودش به استقبال مرگ می رود.

کونگ کشته می شود و جمعیت زیادی او را دوره می کنند، مردی می گوید هواپیماها او را کشتند اما دنهام که خودش را به آن جا رسانده می گوید:”این هواپیماها نبودند بلکه دلبر بود که دیو را کشت.”

نقد و بررسی فیلم

کینگ کونگ تنها یک فیلم احساسی و مهیج نیست بلکه بازسازی یک اثر کلاسیک مشهور می باشد که تقریبا همه مخاطبان با داستان کلی و شخصیت های اصلی آن آشنا هستند و این جا است که وظیفه پیتر جکسون به عنوان کارگردان بسیار سخت تر و حساس تر می شود.

حضور یک کارگردان کار کشته همچون جکسون در پشت صحنه و بازی درخشان سه بازیگر اصلی فیلم یعنی جک بلک در نقش کارل دنهام، آدرین برودی در نقش جک دریسکال و به خصوص نائومی واتس در نقش آن دارو باعث شده این اثر با وجود تکراری بودن ایده و داستان، جزو برترین فیلم های تاریخ سینما محسوب شود.

به خصوص نائومی واتس که با حرکات و زبان بدن بی نظیرش توانسته در مقابل شخصیت خیالی کونگ به زیبایی بدرخشد.

فیلمنامه روی جزئیات شخصیت های اصلی و فرعی تمرکز زیادی داشته است، به عنوان مثال شخصیت دنهام که ابتدا بیشتر شبیه یک شخصیت کمدی به نظر می رسد به مرور چهره تاریکی از خود به نمایش می گذارد و ابعاد شخصیتی اش بیشتر آشکار می شود.

جلوه های ویژه و سکانس های اکشن فیلم نیز شگفت انگیز هستند و می توان گفت جکسون در بازسازی یک داستان کلاسیک برای جذب تماشاگران دوران مدرن عالی عمل کرده است.

یکی از نکات منفی فیلم که برخی تماشاگران را آزار می دهد مدت زمان بسیار طولانی فیلم است که گاهی کسل کننده می شود، در واقع صحنه های اکشن فیلم بعد از دقیقه 70 شروع می شوند.

فروش فیلم

فیلم کینگ کونگ که با بودجه 207 میلیون دلاری ساخته شده توانست به فروش 562.3 میلیون دلاری در باکس آفیس دست پیدا کند.

جوایز و دستاوردهای فیلم

  • جایزه اسکار بهترین تدوین صدا
  • جایزه اسکار بهترین میکس صدا
  • جایزه اسکار بهترین جلوه های تصویری

منبع: wikipedia