نقد و بررسی فیلم لبه فردا + خلاصه داستان

داستان و نقد فیلم لبه فردا
داستان و نقد فیلم لبه فردا

خلاصه داستان فیلم لبه فردا | داستان کامل | نقد و بررسی | آمار فیلم و جوایز

لبه فردا (Edge of Tomorrow) فیلم اکشن و تخیلی به کارگردانی داگ لیمان، کارگردان آمریکایی است و از ستارگان آن می توان به تام کروز و امیلی بلانت اشاره کرد. این فیلم از داستان یک رمان ژاپنی الهام گرفته شده است.

درجه فیلم: PG-13
ژانر: اکشن، تخیلی
زمان فیلم: 113 دقیقه
تاریخ اکران: 28 می 2014
استودیو: وارنر بروس

خلاصه فیلم

ویلیام کیج در نبرد با بیگانگان دچار آسیبی عجیب می شود و هر بار که می میرد دوباره در روز قبل از خواب بیدار می شود. کیج با توانایی جدیدش قصد دارد بیگانگان فضایی را شکست دهد …

داستان کامل فیلم

خطر اسپویل و لو رفتن داستان:

در سال 2015 موجودات فضایی به نام میمیک با سقوط یک سیارک از آسمان وارد آلمان می شوند و با توانایی و قدرت بالایی که دارند به سرعت بیشتر قاره اروپا را تسخیر می کنند.

پیشروی بیگانگان فضایی ادامه دارد تا این که سرانجام در سال 2020 نیروی های متحد (یک اتحاد نظامی جهانی که برای مقابله با تهدیدات بیگانگان تأسیس شده است) با استفاده از لباس های رزمی توسعه یافته به پیروزی کوتاهی دست می یابند. در این جنگ زنی به نام ریتا نقش مهمی در پیروزی داشته و به تنهایی بیشتر از صد میمیک را از بین برده است.

در انگلیس نیروهای متحد قصد دارند یک حمله بزرگ به بیگانگان در فرانسه انجام دهند. قبل از نبرد ژنرال بریگام با سرگرد ویلیام کیج که مسئول تبلیغات برای جذب سرباز می باشد ملاقات می کند و به او گلایه می کند که حتی در صورت پیروزی هم مردم او را به عنوان ژنرالی که هزاران نفر را به کشتن داده سرزنش خواهند کرد. او به کیج دستور می دهد در جنگ فرانسه حضور پیدا کند.

کیج هیچ تجربه ای در جنگ ندارد، او از دستور ژنرال هراسان می شود و تهدید می کند که باعث سرزنش شدن ژنرال توسط مردم خواهد شد اما ژنرال دستور دستگیری او را می دهد و کیج به فرودگاه هیترو که اکنون پایگاه نظامی است فرستاده می شود.

زمانی که کیج از خواب بیدار می شود متوجه می شود ژنرال درجه او را به یک سرباز تنزل داده و او را به گروهبان فارل سپرده است. فارل که فردی بد خلق است کیج را به افراد گروهانش می سپارد و دستور می دهد از او مراقبت کنند. کیج توان استفاده از لباس های جنگی را ندارد و حتی نمی داند که چگونه سلاحش را از ضامن خارج کند.

آن ها به منطقه جنگی اعزام می شوند اما هواپیمای حمل گروه مورد حمله میمیک ها قرار گرفته و بسیاری از افراد کشته می شوند، گروهبان فارل به کیج فریاد می زند که یا پایین بپر یا بمیر. کیج به هر صورت ممکن از هواپیما خارج شده و وسط یک جنگ تمام عیار فرود می آید و شاهد کشته شدن قهرمان جنگ یعنی ریتا می باشد. در این حین فارل او را پیدا می کند اما گروه فارل مورد حمله میمیک ها قرار می گیرند.

همه افراد گروه به جز کیج به سرعت کشته می شوند و او که بالاخره ضامن سلاحش را پیدا کرده یک میمیک را می کشد، در همین حین یک میمیک عجیب و قدرتمند به کیج حمله می کند اما کیج با یک بمب او را کشته و خودش هم در خون او حل می شود و می میرد.

کیج در هیترو بیدار می شود، او که کاملا سردرگم است متوجه می شود که حوادث روز قبل در حال تکرار است. تلاش های او برای هشدار دادن به فارل درباره حمله اثری ندارد و آن ها دوباره در ساحل فرانسه گرفتار تله میمیک ها شده و کشته می شوند. کیج دوباره در هیترو از خواب بیدار می شود.

کیج حلقه مرگ در ساحل و بیدار شدن در هیترو را بارها و بارها تکرار می کند. او که از هشدار دادن به فارل راهی پیش نبرده، سعی می کند گروهبان ریتا را نجات دهد. وقتی ریتا متوجه قدرت پیش بینی او و گیر افتادنش در حلقه زمان می شود به کیج می گوید بعد از بیدار شدن او را پیدا کند.

کیج بیدار می شود و به سراغ ریتا می رود، او در حال تمرین است و پس از شنیدن سخنان کیج آن ها را می پذیرد زیرا خودش نیز قبلا در حلقه زمانی گرفتار بوده و به همین دلیل توانسته قهرمان جنگ قبل شود.

ریتا کیج را نزد دکتر کارتر که متخصص زیست شناسی است برده و کارتر توضیح می دهد که میمیک ها قابلیت کنترل و بررسی حلقه های زمانی را دارند و در واقع امگا و آلفا این کار را انجام می دهد. میمیک ها موجوداتی هستند که مانند انگل به یک سیاره نفوذ می کنند و پس از ایجاد حلقه زمانی تا موقعی که در جنگ پیروز نشوند تکنیک های خود را تغییر می دهند.

کیج در اولین نبرد به طور تصادفی قابلیت امگا را دزدیده است، ریتا نیز این توانایی را در جنگ قبل داشه و از آن برای پیروزی در نبرد استفاده کرده اما درست قبل از رسیدن به آلفا مجروح شده و بر اثر تزریق خون قدرتش را از دست داده است.

ریتا به کیج می گوید در صورت از بین رفتن آلفا حمله بیگانگان پایان می یابد. در طول حلقه ها ریتا به کیج آموزش می دهد که چطور در برابر میمیک ها مبارزه کند، آن ها با هم در جنگ ساحل شرکت می کنند. در این میان کیج از آموزش نا امید می شود و در یکی از حلقه ها به لندن فرار می کند اما متوجه شود میمیک ها بعد از جنگ ساحل، لندن را نیز به تصرف خود در می آورند.

او قبل از این که دوباره از خواب بیدار شود در رویا چشم اندازی از یک سد در آلمان را می بیند و متوجه می شود که آلفا آن جا مخفی شده است.

پس از تکرار حلقه های بسیار و نبردهای زیادی که صرف چگونگی فرار از ساحل و رسیدن به سد می شود کیج به این نتیجه می رسد که نمی تواند ریتا را زنده به سد برساند، او همیشه در این حلقه ها کشته می شود به همین دلیل در یک حلقه به تنهایی به سد پرواز می کند اما آلفا آن جا حضور ندارد و امگا در کمین او است تا توانایی تنظیم مجدد زمان را از او پس بگیرد، در نهایت کیج عمدی خود را غرق می کند.

کیج و ریتا از رفتن به ساحل منصرف شده و به مقر ژنرال نفوذ می کنند تا او را متقاعد کنند که دستگاه اولیه کارتر را به آن ها بدهد، این دستگاه می تواند آلفا را پیدا کند. ژنرال بالاخره قبول می کند اما افرادی در بیرون ساختمان به کمین نشسته اند.

در تعقیب و گریز با ماشین، کیج دستگاه کارتر را به راه می اندازد و آن ها متوجه می شوند که امگا زیر هرم لوور در پاریس قرار دارد. کیج که دستگیر و به شدت مجروح شده در بیمارستان بیدار می شود در حالی که به او خون تزریق شده و توانایی حلقه زمانی را از دست داده است.

ریتا کیج را از آن جا خارج می کند و آن ها از افراد فارل درخواست کمک می کنند، افراد گروه حرف های کیج را می پذیرند و همگی به پاریس پرواز می کنند. آن ها خود را فدا می کنند تا کیج و ریتا به لوور برسند.

ریتا و کیج امگا را می یابند که بین آن ها و آلفای غوطه ور در آب ایستاده است. ریتا از کیج به خاطر این که تا این جا با او بوده تشکر کند و به گونه ای خودش را فدا می کند تا کیج به به آلفا برسد.

در یک صحنه بسیار کوتاه و تکان دهنده، کیج کشته شدن ریتا توسط امگا را می فهمد، او برای رسیدن به آلفا به درون آب می پرد در حالی که امگا در تعقیبش است و در آخرین لحظه قبل از زخمی شدن توسط امگا، موفق می شود کمربندی از نارنجک ها را به سمت آلفا رها کند، کمربند درون آلفا منجر می شود و امگا و تمام میمیک ها از بین می روند.

کیج غوطه ور در آب، در خون آلفا فرو رفته و می میرد. او مجددا از خواب بیدار می شود اما این بار یک روز قبل از تنزیل درجه اش و قبل از اولین ملاقات خود با ژنرال است. در اخبار اعلام می شود که فعالیت میمیک ها پس از یک افزایش انرژی مرموز در پاریس متوقف شده است.

کیج به پادگان هیترو می رود و متوجه می شود گروهبان فارل و افرادش زنده هستند. سپس ریتا را پیدا می کند، او کیج را نمی شناسد و به همان سردی حلقه های قبلی با او برخورد می کند اما کیج می داند می تواند خاطراتش را به او اثبات کند و با خنده او فیلم تمام می شود.

نقد و بررسی فیلم

شاید اولین چیزی که به ذهن تماشاگران لبه فردا برسد تلاش زیادی است سازندگان فیلم در خلق این اثر مهیج داشته اند. فیلم در مورد هجوم بیگانگان است اما نه بیگانگان هوشمند با سلاح های پیشرفته، بلکه موجوداتی وحشی و در عین حال باهوش و کارگردان توانسته اثری متفاوت را در کارنامه خود رقم بزند.

موسیقی فیلم چیزی نیست که در خاطره ها باقی بماند اما نقش آفرینی بازیگران ستودنی است، هر دو بازیگر اصلی فیلم بازی درخشانی از خود ارائه داده اند و به طور حتم موفقیت این فیلم تا حد بسیار زیادی به حضور تام کروز مدیون است.

صحنه های اکشن و جلوه های ویژه حتی با معیار های سخت گیرانه هالیوودی نیز ستودنی و زیبا هستند. کارگردان توانسته میمیک ها را واقعا وحشی و غیر قابل کنترل به تصویر بکشد.

فیلمنامه قابل قبول است اما نمی توان از ایرادهای آن چشم پوشی کرد، به عنوان مثال بخش ابتدایی فیلم بسیار مهیج و سرگرم کننده است و روند اتفاقات بیننده را جذب می کند اما این خصوصیت فیلمنامه در بخش دوم فیلم تا حدی خشک و کم رنگ می شود.

صحنه های پایانی فیلم اگر چه جالب است اما درگیری های رخ داده در این بخش، منطق حاکم بر فیلم را تا حدی زیر سوال می رود.

به طور کل فیلم لبه فردا تلاش بسیاری برای خاص بودن انجام داده که تا حد زیادی هم در این کار موفق عمل کرده است.

فروش فیلم لبه فردا

این فیلم در ایالات متحده آمریکا و کانادا 100.2 میلیون دلار، در سایر کشورها 270.3 میلیون دلار و در مجموع 370.5 دلار فروش داشته است.

منبع: wikipedia