نقد و بررسی فیلم دیگران + خلاصه داستان

داستان و نقد فیلم دیگران
داستان و نقد فیلم دیگران

خلاصه داستان فیلم دیگران | داستان کامل | نقد و بررسی | آمار فیلم و جوایز

فیلم دیگران فیلم ترسناک روانشناختی آمریکایی – اسپانیایی به کارگردانی آلخاندرو آمنابار است که بازیگرانی همچون نیکول کیدمن و فیونولا فلانگان در آن به ایفای نقش پرداخته اند. این فیلم اولین فیلم انگلیسی زبان است که توانست جایزه گویا (جایزه ملی فیلم اسپانیا) را از آن خود کند بدون آن که حتی یک کلمه اسپانیایی در آن صحبت شود.

درجه فیلم : PG-13
ژانر: ترسناک، رمز آلود، مهیج
زمان فیلم: 164 دقیقه
تاریخ اکران: 10 آگوست سال 2001
استودیو: دایمنشن فیلمز، برادران وارنر

خلاصه داستان فیلم دیگران

در اواخر جنگ جهانی دوم زنی به نام گریس با دو فرزندش در یک عمارت بزرگ و دور افتاده زندگی می کند و منتظر بازگشت شوهرش از جنگ می باشد. بعد از رفتن بی دلیل خدمتکاران خانه، اتفاقات عجیب در خانه رخ می دهد که باعث وحشت اهالی خانه می شود و به مرور پرده از رازهای ترسناکی برداشته می شود که …

داستان کامل فیلم

خطر اسپویل و لو رفتن داستان:

در سال 1945 و در اواخر جنگ جهانی دوم گریس استوارت که یک زن تنها با دو فرزند است در خانه روستایی بزرگ و دور افتاده اش در جرسی زندگی می کند. داستان فیلم از لحظه ای شروع می شود که گریس با دیدن یک کابوس از خواب بیدار می شود.

فرزندان گریس دختری به نام آن و پسری به نام نیکلاس می باشند که از بیماری نادر حساسیت به نور خورشید رنج می برند به طوری که گریس همیشه پرده های خانه را کشیده و اجازه نمی دهد نور خورشید وارد فضای خانه شود.

شوهر گریس که در فرانسه در حال جنگ بوده حتی بعد از پایان جنگ به خانه برنگشته است و طی یک یا دو هفته اخیر همه خدمتکارانش بدون هیچ حرف و حتی دریافت دستمزد خود آن جا را ترک کرده اند.

گریس که برای استخدام خدمتکاران جدید درخواست داده بود به تازگی سه خدمتکار جدید استخدام کرده که شامل خانم برتا میلز پیر، باغبان سالخورده ای به نام ادموند توتل و یک دختر لال به نام لیدیا می باشد.

بعد از آمدن خدمتکاران، گریس قوانین خانه را به همه آن ها توضیح می دهد و می گوید که هرگز نباید بدون بستن درب قبلی درب دیگری را باز کنند و پرده ها همیشه باید کشیده شوند زیرا بچه هایش به نور حساس هستند و اگر در معرض نور قوی تر از نور شمع قرار بگیرند بدن آن ها زخم می شود.

یک روز گریس به سراغ صندوق پستی اش می رود و می بیند نامه هایی که برای استخدام خدمتکار ارسال کرده هرگز منتشر نشده است. او عصبانی می شود و از خانم میلز می پرسد که آن ها چه کسانی هستند و وقتی آگهی های استخدام منتشر نشده چگونه از موضوع استخدام مطلع شده و به آن جا آمده اند؟

خانم میلز به گریس توضیح می دهد که هر سه آن ها قبلا در این خانه زندگی می کرده و آن قدر عاشق آن جا بوده اند که دوباره برگشته اند شاید بتوانند در آن خانه بمانند، چون خانه های بزرگ همیشه به خدمتکار نیاز دارد اما وقتی دیدند صاحب خانه منتظر خدمتکار بوده درباره این موضوع به او چیزی نگفته اند.

به مرور اتفاقات عجیب و غریبی در خانه رخ می دهد، گاهی صدای صحبت کردن یا گریه کردن افراد دیگری به گوش می رسد در حالی که همه اتاق ها خالی است.

آن با یک پسر نامرئی به نام ویکتور صحبت می کند که ادعا می کند آن جا خانه شان است، او به مادرش می گوید افرادی در خانه رفت و آمد می کنند که شامل یک مرد، یک زن، یک پیرزن و یک پسر بچه می باشد اما گریس حرف های او را باور نمی کند و از او می خواهد دست از این خیال پردازی هایش بردارد.

خانم میلز به آن اطمینان می دهد که حرف هایش را باور کرده و به زودی مادرش هم آن ها را خواهد دید. او به گریس هشدار می دهد که گاهی اوقات دنیای زنده ها و مردگان با هم تلاقی می کند اما گریس حرف هایش را باور نمی کند.

یک روز که گریس در حال دوختن پرده اتاق آن است صدای ضربه های پی در پی از طبقه بالا می شنود و می رود تا ببیند صدای چیست اما هیچ کس در آن جا حضور ندارد و در آینه می بیند در خود به خود بسته می شود.

گریس که متوجه اتفاقات مشکوک شده سعی می کند به کمک خدمتکاران، خانه را جستجو کند و علت این اتفاقات را پیدا کند. او یک آلبوم عکس های قدیمی پیدا می کند و از خانم میلز درباره اتفاقات قبلی که در خانه افتاده سوال می کند، خانم میلز توضیح می دهد که بسیاری از آن ها به دلیل شیوع سل آن جا را ترک کرده اند.

رخدادهای غیر قابل توضیح ادامه دارد تا جایی که گریس حتی می بیند پیانویش بدون آن که کسی پشت آن نشسته باشد در حال نواختن است. او سرانجام تصمیم می گیرد به دنبال یک کشیش برود تا ارواح خبیث را از خانه اش دور کند.

خانم میلز سعی می کند مانع رفتنش شود اما موفق نمی شود. گریس قبل از رفتن به آقای توتل دستور می دهد قبرستان کوچک مجاور خانه اش را بررسی کند و ببیند آیا خانواده ای با یک پسر کوچک به نام ویکتور در آن جا دفن شده اند یا خیر.

آقای توتل قبرستان را پیدا می کند اما سنگ قبرها را به دستور خانم میلز می پوشاند، خانم میلز به او اطمینان می دهد گریس در زمان مقرر شده علت همه این مسائل را خواهد فهمید.

گریس در مه با همسرش چارلز که فکر می کرد در جنگ کشته شده روبرو می شود و او را با خود به خانه می آورد. چارلز بعد از یک غیبت طولانی به خانه برگشته و با فرزندانش دیدار می کند اما رابطه چندان صمیمی با آن ها ندارد و تمام مدت زمانی که آن جا است فقط در رختخواب می ماند و هیچ کار دیگری انجام نمی دهد.

آن تصویری از ویکتور و والدینش و همچنین پیرزنی با چشمان ترسناک کشیده و به گریس نشان می دهد، گریس به جستجوهایش ادامه می دهد و یک آلبوم عکس پیدا می کند که حاوی عکس آدم های خواب است، خانم میلز به او می گوید این افراد مرده اند و  مردم معتقدند این عکس ها از روح افراد مرده محافظت می کند.

ماجرای ترسناک دیگری که رخ می دهد زمانی است که گریس برای سر زدن به دخترش که در اتاق بازی می کند وارد اتاق می شود اما به جای او پیرزنی را می بیند که لباس های دخترش را به تن کرده و ادعا می کند دختر گریس است. گریس جیغ زنان و با ترس به پیرزن حمله می کند اما متوجه می شود این مسئله صرفا یک توهم بوده و ناخواسته به دخترش حمله کرده است.

آن از مادرش می ترسد، او به برادرش می گوید که مادرشان مثل همان روز دیوانه شده اما برادرش چیزی از آن روز به یاد ندارد. آن با پدرش نیز صحبت می کند.

چارلز به گریس می گوید که آن وقایع یک هفته قبل را برایش تعریف کرده، گریس شروع به گریه می کند و می گوید که تقصیری نداشته است. چارلز قصد دارد گریس و فرزندانش را ترک کند و به جنگ برگردد، گریس به او یادآوری می کند که جنگ تمام شده اما چارلز آن ها را ترک می کند.

صبح روز بعد و پس از رفتن چارلز، بچه ها ناگهان با ترس فریاد می زنند که پرده ها کنار رفته و نور خورشید آن ها را اذیت می کند، گریس با عصبانیت خدمتکاران را متهم می کند و با تهدید اسلحه آن ها را از خانه اش بیرون می اندازد.

هنگام شب بچه ها به رختخواب می روند اما از طریق پنجره از خانه خارج می شوند چون از مادرشان می ترسند و می خواهند به دنبال پدرشان بگردند.

گریس که به دنبال پرده ها می گردد در اتاق خدمتکاران یک عکس از آلبوم مردگان پیدا می کند که اجساد سه خدمتکار جدیدش در آن دیده می شود، عکس متعلق به سال 1891 است و آن ها در اثر ابتلا به سل از دنیا رفته اند.

از سوی دیگر بچه ها در قبرستان سنگ قبرهای پنهان شده را پیدا می کنند و می فهمند قبر سه خدمتکار جدید خانه می باشد. آن ها با دیدن خدمتکارها که در تاریکی مه آلود شب به سمت قبرستان می آیند به شدت ترسیده و به سوی خانه فرار می کنند.

بچه ها به طبقه بالا می دوند و در اتاق خواب پنهان می شوند اما توسط پیرزن پیدا می شوند. خانم میلز به خانه بر می گردد و به گریس می گوید که به طبقه بالا برود و با مزاحمان صحبت کند.

گریس سرانجام متوجه می شود پیرزن در واقع مدیوم یا شخصی است که برای ارتباط برقرار کردن با ارواح به آن جا آمده است، دیگران نیز خانواده ویکتور هستند و او و فرزندانش و هر سه خدمتکار همگی مرده اند. گریس همچنین می فهمد که یک هفته قبل وقتی خبر کشته شدن همسرش در جنگ را می شنود در اوج نا امیدی فرزندانش را با بالش خفه کرده و سپس خود را می کشد.

بعد از این رخدادهای ماورای طبیعی، ویکتور و خانواده اش خانه را ترک کرده و ارواح گریس و فرزندانش آن جا می مانند. بچه ها دیگر می توانند با خیال راحت و بدون ترس از نور خورشید در حیاط خانه بازی کنند.

خانم میلز به گریس می گوید در آینده باز هم دیگرانی به آن جا خواهند آمد و آن ها باید یاد بگیرند با دیگران سازگار شوند اما گریس معتقد است این جا خانه آن ها است. همزمان بنرهای فروشی بودن خانه روی آن نصب می شود.

نقد و بررسی فیلم

فیلم دیگران یکی از معدود فیلم های ترسناکی است که هم با استقبال تماشاگران مواجه شد و هم توانست نظر مثبت بسیاری از منتقدان را به خود جلب کند. بسیاری از منتقدان عملکرد کارگردان، فیلمنامه قوی، موسیقی و همچنین بازی فوق العاده باور پذیر نیکول کیدمن را تحسین کرده اند.

نیکول کیدمن مثل هیمشه از هر لحاظ بی نقص ظاهر شده و کودکان که بخش بزرگی از بار احساسی فیلم را به دوش می کشند در نقش های خود عالی هستند.

اگرچه ممکن است یک ساعت اول فیلم کمی کند به نظر برسد اما نیم ساعت پایانی بسیار نفس گیر و هیجان انگیز است تا اندازه ای که حتی کسانی که علاقه ای به تماشای فیلم های ترسناک ندارند عاشق پیچش های داستانی و به خصوص پایان غیر منتظره اش می شوند.

دیگران از آن دسته فیلم هایی است که بعد از تمام شدن آن معمولا دوست دارید یک بار دیگر فیلم را مرور کنید تا از روزنه ای که در انتهای فیلم برای شما باز شده مجددا به تماشای آن بپردازید. این فیلم بر خلاف بسیاری از آثار این ژانر که باعث می شوند به صورت ناگهانی از جا بپرید، خیلی نا محسوس ترس را به رگ های شما تزریق می کند.

فروش فیلم

فیلم دیگران که با بودجه 17 میلیون دلاری ساخته شده توانست به فروش حدود 210 میلیون دلاری در گیشه دست پیدا کند.

جوایز و دستاوردهای فیلم

فیلم دیگران 7 جایزه گویا را از آن خود کرده است که از جمله آن ها می توان به بهترین فیلم و بهترین کارگردانی اشاره کرد.

منبع: wikipedia