داستان کامل فیلم تنت (انگاشته) + نقد و بررسی

خلاصه داستان و نقد فیلم تنت
خلاصه داستان و نقد فیلم تنت

خلاصه داستان فیلم تنت | داستان کامل | نقد و بررسی | آمار فیلم و جوایز

تنت یا انگاشته (Tenet) فیلم علمی تخیلی و اکشن به نویسندگی و کارگردانی کریستوفر نولان است و از بازیگران آن می توان به جان دیوید واشنگتن، کنت برانا و رابرت پتینسون اشاره کرد. نولان بیش از ده سال روی ایده های اصلی فیلم و حدود پنج سال روی فیلم نامه آن کار کرده است.

درجه فیلم : PG-13
ژانر: علمی تخیلی، اکشن، مهیج
زمان فیلم: 150 دقیقه
تاریخ اکران: 3 سپتامبر سال 2020
استودیو: وارنر بروس

خلاصه داستان فیلم تنت

دو مامور مخفی قصد دارند با جلوگیری از مونتاژ یک دستگاه وارونه کننده زمان (حرکت در خلاف جهت زمان) مانع وقوع جنگ جهانی سوم که می تواند بشریت را نابود کند شوند. آن ها در تلاش خود برای رسیدن به این هدف، درگیر ماجراهای خطرناک و پیچیده ای می شوند …

داستان کامل فیلم

خطر اسپویل و لو رفتن داستان:

یک مامور سازمان سیا که نام خاصی ندارد و تا پایان از آن به عنوان شخصیت اصلی (پروتاگونیست) یاد می شود طی یک عملیات مخفی به همراه تیمش وارد سالن اپرای ملی در اوکراین می شود تا قطعه خاص هسته ای را به دست آورد.

در این عملیات یک سرباز نقاب دار که آویز نارنجی رنگ کوچکی به کوله پشتی اش وصل است جانش را نجات می دهد اما بعد از پیدا کردن قطعه مورد نظر، شخصیت اصلی توسط افراد مزدور دستگیر شده و مورد شکنجه قرار می گیرد.

او زیر شکنجه هیچ اطلاعاتی بروز نمی دهد و قرص سیانور می بلعد تا خودش را بکشد اما به طرز باور نکردنی زنده می ماند و متوجه می شود سیانور غیر واقعی و ابزاری برای محک میزان وفاداری اش بوده است در حالی که تیم او کشته شده اند و قطعه از دست رفته است.

شخصیت اصلی توسط یک سازمان مخفی به نام تنت استخدام می شود، دانشمند این سازمان به او گلوله ها و اشیایی را نشان می دهد که با آنتروپی وارونه امکان حرکت به عقب در طول زمان را پیدا کرده اند. او توضیح می دهد که این اشیا در زمان آینده ساخته شده و به گذشته رسیده اند و احتمالا سلاحی با این تکنولوژی ساخته شده که می تواند جنگ جهانی سوم به راه انداخته و بشریت را نابود کند.

اعضای تنت در تلاش هستند تا از بروز این فاجعه جلوگیری کنند.

شخصیت اصلی برای دسترسی به فروشنده اسلحه گلوله ها یعنی پریا سینگ هندی با شخصی به نام نیل آشنا می شود و می فهمد پریا از اعضای تنت است و گلوله های او توسط فردی به نام آندره سیتور خریداری شده و وارونه می شوند. در واقع سیتور با آینده در ارتباط است و از تکنولوژی پیشرفته آن ها در زمان خودش بهره می برد.

شخصیت اصلی به توصیه پریا و با استفاده از یک نقاشی به همسر سیتور به نام کت که یک ارزیاب آثار هنری است نزدیک می شود. کت که قبلا ندانسته یک نقاشی جعلی را به همسرش فروخته است در حال حاضر جدا از او زندگی می کند و سیتور از نقاشی جعلی به عنوان وسیله ای برای کنترل کت استفاده می کند.

شخصیت اصلی و کت با هم قرار می گذارند که کت در قبال از بین بردن نقاشی، او را به سیتور معرفی کند و شخصیت اصلی با کمک نیل سعی می کند وارد مرکزی در فرودگاه اسلو شود که به نظر می رسد نقاشی در آن جا نگهداری می شود.

آن ها در آن مرکز با یک دستگاه به نام ترنستیل روبرو و با دو مرد نقاب دار درگیر می شوند، پریا بعدا به شخصیت اصلی توضیح می دهد که ترنستیل می تواند آنتروپی اشیا و افراد را وارونه کند و مردان نقاب دار در واقع یک نفر و وارونه بوده است.

کاترین شخصیت اصلی را به سیتور معرفی می کند اما در این حین می فهمد نقاشی سالم مانده است.

شخصیت اصلی درباره جریان سالن اپرا به سیتور می گوید و سیتور به او پیشنهاد می کند هنگام قایق سواری با هم صحبت کنند. هنگامی که سوار قایق هستند کت سعی می کند سیتور را غرق کند اما شخصیت اصلی او را نجات می دهد.

کاترین از این که شخصیت اصلی همسرش را نجات داده و نقاشی هنوز سالم است ناراحت است و شخصیت اصلی می گوید که به سیتور نیاز دارد. او به سیتور پیشنهاد می کند که در پیدا کردن دستگاه حاوی پلوتونیوم 241 (در واقع همان قطعه ای که قبلا در عملیات سالن اپرا از دست داده است) با هم همکاری داشته باشند.

شخصیت اصلی و نیل با یک نقشه دقیق به گروه زرهی که قطعه را حمل می کنند نفوذ کرده و قطعه را می دزدند اما توسط یک سیتور وارونه که کت را گروگان گرفته شوکه می شوند. شخصیت اصلی یک چمدان خالی به سیتور می دهد و او کت و ماشین را رها می کند.

شخصیت اصلی کت را نجات می دهد اما توسط مزدوران سیتور دستگیر و به انبار سیتور منتقل شود.

سیتور وارونه در حالی که اسلحه اش را به سمت کت گرفته شخصیت اصلی را تهدید می کند که جای قطعه را فاش کند. شخصیت اصلی اطلاعات غلط به او می دهد و در نهایت سیتور وارونه به کت شلیک می کند، در این زمان سیتور واقعی از راه می رسد و درباره قطعه می پرسد اما اعضای تنت به رهبری ایوز سر می رسند.

سیتور با کمک دستگاه ترنستیل مکان قطعه (اطلاعات اشتباه) را دریافت می کند و به گذشته فرار می کند. اعضای تنت با استفاده از دستگاه کت را وارونه می کنند تا مدت زمان بیشتری برای درمان او داشته باشند. شخصیت اصلی وارونه نیز به محلی که چمدان قطعه را رها کرده بر می گردد و سیتور را تعقیب می کند.

بعد از مدتی تعقیب و گریز ماشین شخصیت اصلی واژگون می شود و سیتور آن را به آتش می کشد اما او دوباره توسط تیم ایوز نجات پیدا می کند. در این زمان نیل به او فاش می کند که از اعضای تنت است.

شخصیت اصلی، نیل و کت یک هفته به صورت وارونه می مانند تا حال کت بهتر شود (یک هفته به صورت وارونه به عقب بر می گردند) و قصد دارند برای برگشت به حالت عادی از دستگاه ترنستیل فرودگاه که یک هفته قبل آن جا بودند استفاده کنند.

در آن جا شخصیت اصلی با نسخه گذشته خود روبرو شده، با خودش مبارزه می کند (که ابتدای فیلم این مبارزه را دیدیم) و وارد ترنستیل می شود، به دنبال او نیل و کت نیز وارد می شوند.

پریا به شخصیت اصلی توضیح می دهد که در آینده شخصی دستگاهی اختراع می کند که زمان را به عقب برگرداند اما برای جلوگیری از فجایعی که ممکن است پیش بیاید آن را به نه قسمت تقسیم و آن ها را در گذشته پنهان می کند، سیتور که در زمان مناسب در مکان مناسب بوده موفق به ارتباط با آیندگان می شود و قصد دارد با مونتاژ کردن قطعات کاری کند آیندگان بر دنیای گذشته چیره شده و جهان به کل نابود شود. قطعه ای که شخصیت اصلی به دنبالش است آخرین قطعه بوده است.

کت به شخصیت اصلی می گوید سیتور از سرطان پانکراس وخیم رنج می برد و در حال مرگ است. او دستگاه را از طریق یک سوئیچ به خودش وصل کرده و وقتی بمیرد الگوریتم تحریک شده و دنیا از بین می رود.

کت معتقد است سیتور می خواهد با خودکشی خود دنیا را به پایان برساند و برای این کار، آخرین تعطیلاتی که در ویتنام در کنار هم بودند را انتخاب می کند.

نیل، کت، شخصیت اصلی و اعضای تنت به آن روز خاص در گذشته می روند تا کت بتواند مرگ سیتور را به تاخیر بیندازد و اعضای تنت نیز الگوریتم را به جای امنی منتقل کنند. تنت رد الگوریتم مونتاژ شده را تا زادگاه سیتور یعنی استالسک 12 در شمال سیبری دنبال می کند.

در یک ماموریت گاز انبری زمانی سربازان به دو دسته تیم قرمز و آبی تقسیم می شوند و تیم قرمز در حالت عادی و تیم آبی به صورت وارونه عمل می کند، شخصیت اصلی در تیم قرمز و نیل در تیم آبی است و شخصیت اصلی و ایوز وظیفه پیدا کردن الگوریتم را دارند.

آن ها حین جستجوی الگوریتم در زیر زمین با جسد نقاب دار تیم آبی پوش با یک آویز نارنجی رنگ روبرو می شوند و شخصیت اصلی می فهمد این فرد همان کسی است که در اپرا جانش را نجات داده بود و این جا نیز به صورت وارونه جانش را فدای او می کند تا الگوریتم را خارج کنند.

در ویتنام، کت سوار قایق خودش را به سیتور می رساند و با طرح نقشه ای او را می کشد در حالی که شخصیت اصلی و ایوز نیز با کمک نیل الگوریتم را به جای امنی می رسانند.

شخصیت اصلی، نیل و ایوز الگوریتم را جدا کرده، بین خودشان تقسیم می کنند و نیل و ایوز به سمت هلیکوپتر می روند.

شخصیت اصلی متوجه آویز نارنجی رنگی می شود که به کوله پشتی نیل آویزان است و نیل به او می گوید که سال ها قبل توسط شخصیت اصلی استخدام شده است و این ماموریت پایان یک دوستی طولانی بین آن ها بوده است. (شخصیت اصلی در واقع بنیان گذار تنت در آینده است)

شخصیت اصلی اشک در چشمانش حلقه می زند چون می داند نیل همان کسی است که در زیر زمین جانش را فدای او کرده است و نیل می رود تا به صورت وارونه در زیر زمین در را روی شخصیت اصلی باز کرده و خودش را فدای او کند.

پریا تلاش می کند کت را ترور کند زیرا اطلاعات زیادی درباره تنت دارد اما شخصیت اصلی او را می کشد. او مغز متفکر آینده تنت است!

نقد و بررسی فیلم

جدیدترین اثر نولان از آن دسته فیلم هایی است که برای درک عمیق آن و باز کردن گره های ذهنی که پس از یک بار تماشای آن ایجاد می شود باید چندین و چند بار به تماشایش نشست.

روایت پیچ در پیچ تنت در دالان رمز آلود زمان، صحنه های اکشن و انفجارهایی که به طور واقعی و بدون استفاده از جلوه های ویژه ضبط شده اند و زمان زیادی که صرف نوشتن فیلمنامه و مراحل تولید آن شده شکی به جا نمی گذارد که با یک اثر دیگر از کارگردان مشهور سینما یعنی کریستوفر نولان طرف هستیم.

به خصوص این که در برخی صحنه های فیلم به نظر می رسد پروژه های قبلی نولان مانند آلبومی از مقابل چشم های ما عبور می کنند، صحنه های اکشن جنگی که دانکرک را به یاد ما می آورند، داستان جاسوسی که یادآور تلقین است و حتی گاهی با دیدن ماسک روی چهره افراد به یاد شخصیت “بین” در فیلم شوالیه تاریکی بر می خیزد می افتیم.

اگرچه مواردی همچون کند بودن روایت داستان تا تقریبا اواسط فیلم، نا مشخص بودن نام شخصیت اصلی از ابتدا تا پایان، پیچیدگی بیش از حد و زمان طولانی فیم ممکن است برای برخی افراد خسته کننده باشد اما بی شک برای طرفداران نولان حرف های زیادی برای گفتن دارد که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت.

فروش فیلم تنت

تنت با بودجه 200 میلیون دلاری ساخته شده و تاکنون در باکس آفیس 360 میلیون دلار فروش داشته است.

در ادامه بخوانید : نقد و بررسی فیلم میان ستاره ای

منبع: wikipedia