نقد و بررسی فیلم تلقین + خلاصه داستان

داستان و تحلیل فیلم تلقین
داستان و تحلیل فیلم تلقین

موضوع فیلم اینسپشن | داستان کامل | نقد و بررسی | آمار فیلم و جوایز

تلقین یک فیلم اکشن و علمی تخیلی آمریکایی است که در سال 2010 به نویسندگی و کارگردانی کریستوفر نولان و تهیه کنندگی کریستوفر نولان و همسرش اما توماس ساخته شده است.

در این فیلم لئوناردو دی کاپریو به عنوان بازیگر اصلی و کن واتانابه، جوزف گوردون لویت، ماریون کوتیار، الن پیج، تام هاردی، گیلین مورفی، تام برنگر و مایکل کین در نقش های مکمل حضور داشته اند.

درجه فیلم: PG-13
ژانر: اکشن، ماجراجویی و علمی تخیلی
زمان فیلم: 148 دقیقه
تاریخ اکران: 16 جولای 2010
استودیو: برادران وارنر

خلاصه داستان فیلم تلقین

دام کاب یک دزد حرفه‌ ای است که به ضمیر ناخودآگاه افراد نفوذ کرده و افکار آن ها را می دزدد.

او در ایالات متحده آمریکا تحت پیگرد قانونی است تا اینکه به او پیشنهاد می شود در ازای تلقین یک ایده به ضمیر ناخودآگاه یک شخص سابقه اش پاک می شود و ….

داستان کامل فیلم

خطر اسپویل و لو رفتن داستان:

دومینیک “دام” کاب (لئوناردو دی کاپریو) و آرتور (جوزف گوردون-لویت) استخراج کننده هستند : آن ها اسرار مهم سازمان های جاسوسی و شرکت های تجاری را با نفوذ به ذهن افراد استخراج می کنند.

هنگامی که افراد در خواب هستند، اسرار کلیدی را از رویاهای آن ها می دزدند و در دنیای بیرون از خواب به افراد متقاضی می فروشند.

آخرین کار آن ها که بسیار سخت و غیر ممکن به نظر می رسد برای یک تاجر ژاپنی به نام سایتو (کن واتانابه) انجام می شود، آن ها باید یک فکر را در ضمیر ناخودآگاه رابرت فیشر (کیلین مورفی) تلقین کنند. سایتو قصد دارد رابرت را متقاعد کند که شرکت پدرش را منحل کند.

در عوض قول می دهد که پس از انجام این کار از نفوذ خود استفاده کند تا سابقه ی کاب را پاک کرده و او را به خانه نزد فرزندانش بازگرداند. آرتور معتقد است که این کار غیرممکن است اما کاب معتقد است که می تواند آن را انجام دهد.

کاب پیشنهاد را می پذیرد و تیم خود را جمع می کند :

ایمز (تام هاردی) فردی که جعل هویت می کند و قدرت تغییر چهره را دارد.

یوسف (فیلیپ رائو) شیمیدانی که یک آرام بخش قدرتمند را برای بیهوشی تولید می کند.

آریادنی (الن پیج) یک دانشجوی معماری که وظیفه طراحی فضای خواب را انجام می دهد.

بعد از فوت موریس فیشر (پیت پاستویت) در سیدنی، رابرت فیشر در یک پرواز ده ساعته جسد او را به لس آنجلس منتقل می کند. سایتو هم در این سفر او را همراهی می کند تا از هر فرصتی برای بردن رابرت به یک رویای مشترک استفاده کند.

در هر سطح رویا، شخصی که رویا را ایجاد می کند عقب می ماند تا با ضربه ای اعضای دیگر را که به سطح عمیق تر رویا وارد شده اند، بیدار کند. برای موفقیت این ضربات باید همزمان در هر سطح رویایی انجام شوند.

آن ها ترانه ی ” نه، افسوس هیچ چیز را نمی خورم ” را به عنوان یک نشانه شنوایی برای کمک به هماهنگی ضربات استفاده می کنند.

سطح اول رویای یوسف در یک روز بارانی لس آنجلس است. اعضای تیم رابرت را می دزدند اما آن ها نمی دانند که رابرت از قبل اصول محافظت از ضمیر ناخودآگاه را یاد گرفته و به این ترتیب مقاومت زیادی را در خوابش به نمایش می گذارد.

در این درگیری ها سایتو زخمی می شود اما تیم در نهایت رابرت و سایتو را به یک انبار منتقل می کنند.

کاب برای جلوگیری از شکست پروژه و مرگ سایتو و گیر افتادن دیگر اعضای گروه در برزخ مجبور می شود خودش و بقیه را به یک لایه ی پایین‌ تر رویا بفرستد : یعنی در خواب فیشر همگی به خواب بروند و در آن رویای درون رویا با داشتن زمان بیشتر عملیات را ادامه دهند.

سطح دوم رویای ایمز است. او خودش را به شکل پدرخوانده رابرت، پیتر براونینگ (تام برنگر) در آورده تا به او پیشنهاد کند که در مورد وصیت پدرش تجدید نظر کند.

یوسف اعضای گروه که در سطح دوم رویا هستند را با یک ون به هتلی که آرتور در آن خواب می بیند، منتقل می کند.

کاب رابرت را متقاعد می کند که توسط براونینگ ربوده شده و او در واقع محافظ ناخودآگاه خود رابرت است. به این ترتیب کاب، رابرت را ترغیب می کند که برای کشف ناخودآگاه براونینگ به سطح پایین تر رویا بیاید. (در واقع این یک سو استفاده برای ورود به ناخودآگاه رابرت است)

در سطح سوم رویا به خواب ایمز می رویم که در بیمارستانی در یک کوهستان برفی جریان دارد. تیم باید از این منطقه بگذرد و نگهبانان را غافلگیر کند تا سایتو بتواند رابرت را به معادل ناخودآگاه خود ببرد.

یوسف که تحت تعقیب تجسم های رابرت در سطح اول قرار دارد روی پل پیاده شده و درگیری شروع می شود. این باعث می شود که در سطح ایمز بهمن بیاید و جاذبه در سطح آرتور را از بین ببرد بنابراین آرتور مجبور می شود که ضربه ی جدیدی را با فرو رفتن ون در آب ایجاد کند.

تصویر مال (ماریون کوتیارد) همسر کاب در سطح ایمز ظاهر می شود و رابرت را می کشد. کاب، مال را به قتل می رساند و سایتو هم به دلیل آسیب هایی که دیده بود دچار وضعیت وخیمی می شود.

کاب و آریادنی برای نجات رابرت و سایتو وارد لیمبو می شوند در حالی که ایمز با تغییر قیافه در بیمارستان با مواد منفجره، ضربه ای را وارد می کند.

کاب به آریادنی می گوید که او و مال در حالی که در حال آزمایش بر روی اشتراک گذاری رویا بودند به لیمبو رفته اند. آن ها چند ساعت از زمان واقعی را صرف کردند تا پنجاه سال را در رویا صرف ساختن خاطرات مشترک کنند.

وقتی مال از بازگشت به واقعیت خودداری کرد، کاب با فعال کردن توتم خود (چیزی که رویاپرداز ها برای تمایز رویا های خود از واقعیت استفاده می کنند) به ناخودآگاهش یادآوری کرد که دنیای آن ها واقعی نیست.

با این حال، پس از بیدار شدن از خواب مال هنوز هم معتقد بود که او در خواب است و زمانی که تلاش می کرد از خواب بیدار شود، خودکشی کرد. او طوری برنامه ریزی کرده بود که همه فکر کنند کاب همسرش را کشته تا او را مجبور کند همین کار را انجام دهد.

در مواجهه با اتهام قتل، کاب از آمریکا فرار کرد و فرزندان خود را به پدرخوانده ی آن ها سپرد.

با این اعتراف کاب با گناه خود که در مورد مرگ مال بوده، رابطه ی خوبی برقرار می کند. آریادنی تصویر مال را می کشد و رابرت را با یک ضربه از خواب بیدار می کند. او در یک بیمارستان در حالیکه احیا شده به هوش می آید و این ایده در ذهنش کاشته شده : پدرش در حال مرگ به او گفته که کار خودش را انجام دهد.

در این مرحله همه ی افراد از سطح سه رویا خارج شده اند اما کاب در همانجا می ماند تا سایتو را پیدا کند. در نهایت کاب سایتو سالخورده را پیدا می کند و توافق خودشان را به او یادآوری می کند.

همه افراد رویا در هواپیما بیدار می شوند و سایتو با یک تماس تلفنی، سابقه ی کاب را پاک می کند. به محض ورود به فرودگاه لس آنجلس، کاب به راحتی از بازرسی فرودگاه عبور می کند و پروفسور مایلز (مایکل کین) پدر مال او را به خانه می برد.

کاب با استفاده از توتم قدیمی مال که یک فرفره چوبی است، آزمایشی انجام می دهد تا ثابت کند که او واقعا در دنیای واقعی است اما با دیدن فرزندانش در باغ پشتی خانه پیش آن ها می رود. در این هنگام فرفره چوبی شروع به چرخش می کند اما مشخص نیست که سقوط خواهد کرد یا نه.

نقد و بررسی فیلم تلقین

در سال های گذشته نولان خود را به عنوان یکی از موفق ترین استعداد های فیلم سازی هالیوود معرفی کرده است. مهارت فوق العاده او در ترکیب واقعیت، تخیل و سرگرمی ها نماد بارز این قضیه می باشد.

نولان در این فیلم هم مانند فیلم های قبلی خود (ممنتو یا یادگاری، بی خوابی و فیلم های بتمن) مفاهیم بزرگی را درباره زمان، حافظه، بی نظمی و دستکاری دنبال می کند.

نباید فراموش کرد که کار فوق العاده ی فیلمبردار و تدوینگر این اثر نقش مهمی در موفقیت فیلم داشته است. این فیلم یک کار مشترک بین مهارت های فنی خوب، جزئیات تخیلی منحصر به فرد و کارگردانی خلاق می باشد.

فیلم تلقین واقعا توجه کلی و عاطفی ما را به خود جلب می کند. گفته شده است که طرفداران این فیلم برای اینکه نکات بیشتری از فیلم را بفهمند مجددا به سینما بر می گشتند اما به نظر نمی رسد که چیز زیادی فهمیده باشند.

همچنین ناگفته نماد که این فیلم در زمان اکران نظر مثبت منتقدان را به خود جلب کرده است و بسیاری از آن ها این فیلم را یکی از بهترین فیلم های سینما و شاهکار فیلمسازی معرفی کرده اند.

فروش فیلم تلقین

فیلم تلقین با بودجه ی 160 میلیون دلار ساخته شده است.

این فیلم در ایالات متحده آمریکا 292.5 میلیون دلار، در بریتانیا 56 میلیون دلار، در دیگر کشور ها 475 میلیون دلار و در مجموع 823 میلیون دلار فروش داشته است.

دستاوردهای فیلم تلقین

  • برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری برای والی فیستر
  • برنده جایزه اسکار بهترین تدوین صدا برای ریچارد کینگ
  • برنده جایزه اسکار بهترین میکس صدا برای لورا هیرشبرگ، گری ریزو و اد نوویک
  • برنده جایزه اسکار بهترین جلوه های تصویری برای پل فرانکلین، کریس کورلبرد، اندرو لاکلی و پیتر بیب
  • جایزه بفتای بهترین طراحی تولید
  • جایزه بفتای بهترین صدا گذاری
  • جایزه بفتای بهترین جلوه های تصویری
  • رتبه 9 لیست 250 فیلم برتر imdb با امتیاز 8.8

در ادامه بخوانید : نقد فیلم دوازده مرد خشمگین

منابع : wikipediatheguardian