نقد و بررسی انیمیشن وال ای + خلاصه داستان

نقد و داستان انیمیشن وال ای
نقد و داستان انیمیشن وال ای

خلاصه داستان انیمیشن وال ای | داستان کامل | نقد و بررسی | آمار فیلم و جوایز

انیمیشن وال ای یک اثر علمی تخیلی و عاشقانه آمریکایی به کارگردانی اندرو استنتون است که توسط استودیو انیمیشن سازی پیکسار تولید شده و صدا پیشه هایی همچون بن برت، الیزا نایت و سیگورنی ویور در آن حضور دارند.

درجه فیلم : G
ژانر: علمی تخیلی، ماجراجویی، عاشقانه
زمان فیلم: 98 دقیقه
تاریخ اکران: 27 ژوئن سال 2008
استودیو: والت دیزنی (توزیع کننده)

خلاصه داستان انیمیشن وال ای

انسان ها هفتصد سال پیش کره زمین را ترک کرده اند و وال ای آخرین ربات باقی مانده روی زمین است که روزهای خود را با هدف پاکسازی کره زمین می گذراند و زباله ها را جمع آوری می کند. این ربات طی سال های طولانی رشد شخصیتی داشته و احساس تنهایی می کند تا این که یک ربات جدید به زمین فرستاده می شود و وال ای بزرگ ترین ماجراجویی خود را آغاز می کند.

داستان کامل فیلم

خطر اسپویل و لو رفتن داستان:

فضای انیمیشن در آینده ای دور و حدود هفتصد سال بعد رخ می دهد. زمین با انبوهی از زباله ها و ضایعات اشغال شده و هیچ گونه حیات گیاهی یا حیوانی در آن به چشم نمی خورد که نتیجه سال ها تخریب محیط زیست و مصرف گرایی بدون فکر انسان ها می باشد.

انسان هایی که از این فاجعه زیست محیطی جان سالم به در برده اند قرن ها است زمین را تخلیه کرده و در یک کشتی فضایی زندگی می کنند. این کشتی توسط شرکت بزرگ Buy N Large اداره می شود که آرم آن حتی روی خورشید مصنوعی کشتی نیز دیده می شود.

بعد از این که زمین غیر قابل سکونت شد و انسان ها به کشتی منتقل شدند برنامه اولیه این بود که فقط پنج سال در فضای خارج از زمین زندگی کنند تا ربات های وال ای که توسط پروفسور سیمون ساخته شده بودند زمین را برای سکونت مجدد آماده کنند اما بعد از گذشت هفتصد سال هنوز این اتفاق نیفتاده است و تنها یک ربات وال ای در زمین باقی مانده که طبق برنامه مشغول آماده سازی زمین می باشد.

وال ای روزهای خود را صرف جمع آوری ضایعات و ساخت سازه ها با آن ها می کند، در کنار این کار مصنوعاتی که به نظرش جالب هستند را نیز در گاراژ محل زندگی اش قرار می دهد، او با یک سوسک حمام که تنها دوستش است در این گاراژ زندگی می کند.

وال ای شب ها به تماشای فیلم سلام دالی می نشیند و با دیدن صحنه های عاشقانه آن، آرزو می کند کاش می توانست دست کسی را در دست بگیرد.

بیشتر یافته های او در تمام این سال ها قطعات یدکی یا ضایعات مربوط به لوازم الکتریکی بوده تا این که یک روز یک گیاه کوچک با برگ های سبز پیدا می کند که به تازگی از دل خاک بیرون آمده است. وال ای نمی داند این موجود چیست اما احساس می کند به خاک و مراقبت نیاز دارد، به همین دلیل آن را به همراه خاک اطرافش داخل یک کفش قدیمی قرار می دهد.

روز بعد یک سفینه فضایی روی زمین فرود می آید و  یک ربات مدرن که قادر به پرواز در آسمان است از آن پیاده می کند، این ربات که ایوا نام دارد در واقع با هدف بررسی حیات و پوشش گیاهی در سیاره زمین به آن جا فرستاده شده است.

وال ای ابتدا سعی می کند پنهانی و از دور ایوا را زیر نظر بگیرد اما ایوا چندین بار متوجه حضور او شده و با اسلحه پلاسمایی خود به سویش شلیک می کند.

این ربات برای یافتن پوشش های گیاهی محیط اطرافش را جستجو می کند اما هیچ گیاهی پیدا نمی کند و نا امید می شود. در این موقع وال ای سعی می کند به او نزدیک شده و رابطه خوبی با او برقرار کند، به همین دلیل ایوا را به گاراژ خودش می برد و تمام مصنوعات جالبی که در این مدت جمع کرده را به او نشان می دهد. او می خواهد دست ایوا را بگیرد اما ایوا اجازه چنین کاری به او نمی دهد.

سرانجام وال ای گیاهی که به تازگی پیدا کرده را به ایوا نشان می دهد، ایوا با دیدن این گیاه ناگهان تغییر حالت داده و دستور العمل اصلی او فعال می شود که شامل قرار دادن گیاه در کپسول مخصوص داخل خودش و ارسال یک پیام به کشتی مادر می باشد، سپس خودش غیر فعال می شود.

وال ای که گیج شده سعی می کند او را در جای راحت و امن قرار داده، از طوفان ها و رعد و برق در امان نگه دارد و به پارک ببرد تا غروب خورشید را در کنارش تماشا کند.

چند روز بعد کشتی مادر بر می گردد و ایوا را به داخل کشتی منتقل می کند. وال ای که نمی خواهد ایوا را از دست بدهد به دیواره خارجی کشتی چسبیده و همراه او به فضا می رود. کشتی بعد از طی کردن مسافت طولانی در فضا سرانجام به محل زندگی انسان ها می رسد و ایوا را که هنوز غیر فعال است از کشتی خارج می کنند.

وال ای همه جا ایوا را دنبال می کند، همه جا پر از ربات های مختلف است و او اولین بار انسان ها را می بیند. افراد چاقی که هر یک روی صندلی شناور در هوا نشسته اند و یک صفحه نمایش روبروی آن ها در حال پخش تبلیغات و غیره می باشد.

والی ای به طور تصادفی با یکی از انسان ها به نام جان که روی صندلی شناورش است برخورد می کند و آن مرد از صندلی اش روی زمین می افتد. وال ای به او کمک می کند دوباره سوار صندلی شود و خودش را به او معرفی می کند، ناگهان دوباره ایوا را می بیند و به دنبالش می رود.

وال ای به دنبال ایوا به اتاق کاپیتان کشتی می رسد که درست مانند انسان های دیگر بسیار کم تحرک و چاق است. کاپیتان از خبر مثبت شدن جستجوی یکی از کاوش گران یعنی ایوا به شدت تعجب کرده و هیجان زده می شود.

سیستم ایوا فعال سازی می شود و کاپیتان دستور می دهد کپسول مخصوص ایوا باز شود اما چیزی داخل آن وجود ندارد. ایوا که متوجه حضور وال ای شده فکر می کند وال ای گیاه را برداشته اما بعد از جستجوی وال ای چیزی پیدا نمی کند.

کاپیتان دستور می دهد ایوا را به بخش تعمیرات و وال ای را به بخش پاک کننده ها ببرند و خودش شروع به دریافت اطلاعات بیشتر درباره زمین می کند.

ربات های پاک کننده وال ای را تمیز می کنند اما او از دور ایوا را می بیند و فکر می کند ربات های بخش تعمیرات می خواهند به او آسیب بزنند، به همین دلیل به بخش تعمیرات رفته و سعی می کند با استفاده از اسلحه پلاسما ایوا را نجات دهد اما اسلحه به سمت دستگاه ها شلیک شده و کل بخش از کار می افتد.

این کار وال ای باعث می شود ربات های بخش آزاد شوند و همه از آن جا فرار کنند. ربات های امنیتی وال ای و ایوا را تحت تعقیب قرار می دهند و کامپیوترهای کشتی به انسان ها اعلام می کنند که این دو ربات شورشی هستند.

ایوا سعی می کند وال ای را به محفظه های پرتاب برساند تا وال ای به کره زمین بر گردد اما وال ای قبول نمی کند بدون او به زمین برود. در این حین یک ربات دیگر به آن جا آمده و بدون این که وال ای و ایوا را ببیند کفش حاوی گیاه را داخل محفظه می گذارد و آن را تنظیم می کند که در فضا منفجر شود.

بعد از رفتن ربات، وال ای می خواهد گیاه را از محفظه خارج کند اما محفظه از کشتی جدا شده و به فضا پرتاب می شود. ایوا نیز به دنبال آن خودش را به فضا پرتاب می کند تا وال ای را نجات دهد.

وال ای وقتی می فهمد محفظه قرار است منفجر کند گیاه را برداشته و از دریچه اضطراری خارج می شود. محفظه در فضا منفجر شده و ایوا که ابتدا گمان کرده وال ای از بین رفته با دیدن او خوشحال می شود.

وال ای گیاه را به ایوا نشان می دهد و ایوا از شدت خوشحالی او را بغل می کند و یک بوسه الکتریکی برایش می فرستد.

ایوا و وال ای مخفیانه به کشتی بر می گردند، ایوا به کابین کاپیتان می رود تا گیاه را به او بدهد اما اوتو (سیستم خلبانی خودکار کشتی) که به دلیل یک دستور العمل پیش فرض چند صد ساله گمان می کند زمین هرگز برای سکونت مناسب نخواهد بود قصد دارد گیاه را از کاپیتان بگیرد.

کاپیتان تصمیم دارد کشتی را به زمین بر گرداند اما اوتو اجازه این کار را به او نمی دهد و ایوا موفق نمی شود گیاه را از دستیار اوتو پس بگیرد. در این بین وال ای از راه رسیده و گیاه را به دست می آورد اما توسط اوتو دچار شوک الکتریکی شده و صدمه می بیند.

اوتو کاپیتان را زندانی می کند و وال ای و ایوا که در یک انبار ضایعات گیر افتاده اند با تلاش ایوا نجات پیدا می کنند در حالی که وال ای ضعیف شده و ایوا سعی می کند او را تعمیر کند اما وال ای دوست دارد به زمین برگردد.

کاپیتان با هک کردن سیستم ارتباطی کشتی موفق می شود با آن ها ارتباط برقرار کند و می گوید که به عرشه کشتی بروند تا با قرار دادن گل در یک ماشین مخصوص، عملیات بازگشت به زمین را فعال کنند. در این میان ربات هایی که قبلا توسط وال ای نجات یافته بودند به آن ها کمک می کنند تا خود را به نقطه مورد نظر برسانند.

کاپیتان با اوتو درگیر شده و سعی می کند ماشین مخصوص را از سکو بلند کند، او موفق می شود در حالی که اوتو هم چنان در تلاش است تا ماشین را به داخل سکو بر گرداند اما وال ای مانع می شود و بدنش زیر ماشین آسیب می بیند.

کاپیتان از فرصت استفاده کرده و اوتو را خاموش می کند. او گیاه را داخل ماشین قرار داده و عملیات بازگشت به زمین فعال می شود.

ایوا بعد از رسیدن به زمین به سرعت وال ای را به گاراژ خودش برده و تعمیر می کند اما تنظیمات برنامه وال ای ریست شده و در حالی که چیزی از گذشته به یاد نمی آورد شروع به جمع آوری ضایعات می کند. ایوا از این موضوع بسیار ناراحت می شود و سعی می کند حافظه والی ای را بر گرداند، سرانجام در اوج نا امیدی دست وال ای را گرفته و او را می بوسد.

احساسات ایوا باعث می شود حافظه وال ای دوباره به درستی راه اندازی شده و ایوا را بشناسد.

کاپیتان نیز به انسان های دیگر یاد می دهد چگونه گیاه پرورش دهند و شرایط زندگی در کره زمین را بهتر کنند، این کار از آن چیزی که فکر می کنند راحت تر است چون در خارج از شهر گیاهان زیادی در حال رشد هستند.

نقد و بررسی فیلم

وال ای یکی از تاثیرگذارترین انیمیشن های تاریخ است که در آن تا حد امکان از کمترین دیالوگ های ممکن استفاده شده است، اگرچه شخصیت اصلی این انیمیشن دو ربات بی جان و ظاهرا بی احساس هستند اما تعامل بین آن ها احساسی ترین صحنه های عاشقانه را خلق کرده است.

حدود 40 دقیقه ابتدایی این انیمیشن تقریبا بدون دیالوگ است و هیچ چهره انسانی در آن دیده نمی شود، همه آن چه می بینیم یک شهر آشفته، آسمان خراش هایی از ضایعات و نور مه آلود خورشید و سکوت وهم آوری است که دنیای بعد از آخر الزمان را به تصویر کشیده است.

وال ای اولین و آخرین اثری نیست که به موضوع از بین رفتن حیات در زمین و انقراض بشریت پرداخته است بلکه این موضوع ذهن بسیاری از کارگردانان از جمله استیون اسپیلبرگ (در فیلم هوش مصنوعی)، فرانسیس لارنس (در فیلم من افسانه ام) و ام نایت شیامالان (در فیلم اتفاق) را به خود مشغول کرده است اما وال ای در دل تاریکی ها و ویرانی داستان عاشقانه شیرین و ساده ای را روایت می کند که نظیر آن را کمتر دیده ایم.

از ویژگی های وال ای می توان به موسیقی فوق العاده تاثیر گذار، جلوه های بصری جالب، داستان عمیق، صحنه های آغازین عالی و جذب مخاطب با حداقل دیالوگ ها اشاره کرد. طراحی شخصیت اصلی یعنی ربات وال ای نیز در نوع خود قابل توجه است.

وال ای در مقابل شخصیت های محبوب انیمیشنی از جمله پاندای کونگ فو کار با ظاهری دوستانه و تپل که کمی خنده دار به نظر می رسد، یک ربات زنگ زده و سخت کوش است که شخصیت خود را با زبان بدن فلزی و به خصوص دوربین فیلمبرداری دو چشمی که در واقع چشم هایش هستند بیان می کند.

آن چه شخصیت وال ای را جذاب و ماندگار کرده ساده و شیرین بودن همه ابعاد وجودی اش است، عشق ساده، کار ساده، دنیای ساده و پشتکاری که برای حفظ عشق و آرزوهای خود دارد.

فروش انیمیشن

انیمیشن وال ای که با بودجه 180 میلیون دلاری ساخته شده توانست به فروش 521.3 میلیون دلاری در باکس آفیس دست پیدا کند.

جوایز و دستاوردهای انیمیشن

انیمیشن وال ای در 5 رشته مختلف نامزد جایزه اسکار شد و توانست جایزه اسکار و گلدن گلاب بهترین انیمیشن سال را از آن خود کند.

منبع: wikipedia