معنی و ریشه ضرب المثل چوب توی آستین کردن

چوب تو استین یعنی چی
ضرب المثل چوب توی آستین کردن

ضرب المثل “چوب توی آستین کردن” کنایه از بی آبرو کردن یک شخص است.

از این ضرب المثل زمانی استفاده می کنیم که بخواهیم به کسی هشدار بدهیم با قوی تر از خودش درگیر نشود زیرا شکست خورده و مورد مجازات قرار خواهد گرفت.

این ضرب المثل خبر از تنبیه و مجازاتی سخت برای شخص خطاب شونده دارد، برای مثال زمانی که می گوییم: با من در نیفت، چوب تو آستینت می کنم، منظور این است که تنبیه و مجازات بسیار بدی برای تو در نظر گرفته ام.

“چوب توی آستین کردن” ریشه در یک نوع تنبیه و مجازات دارد که در گذشته برای مجرمین استفاده و باعث اظهار پشیمانی و درخواست بخشش از طرف مجرمین می شده است.

داستان ضرب المثل چوب توی آستین کردن

در گذشته مجازات های مختلفی متناسب با گناهی که محکومین مرتکب شده بودند در نظر گرفته می شد، مثلا محکومین به اعدام با روش هایی نظیر سر بریدن ، شکم دریدن ، طناب در گلو انداختن و خفه کردن، شقه کردن، از کمر دو نیمه کردن، زنده پوست کردن و… مجازات می شدند.

محکومین درجه دوم دچار قطع عضو می شدند که مجازات آن ها به شکل چشم از حدقه در آوردن، آهن تفته جلوی چشم عبور دادن و نور روشنایی چشم را سلب کردن، دست و پا و گوش و بینی بریدن، دندان شکستن و لب دوختن اجرا می شده است.

محکومین درجه سومی هم بودند که عاملان اجرای قانون از روش هایی مثل چوب و تازیانه بر کف و کفل محکوم زدن، وارونه از درخت آویزان کردن، وارونه روی دو دست ایستادن، روی یک پا ایستادن و چوب توی آستین محکوم کردن برای مجازات کردن آن ها استفاده می کردند.

روش چوب توی آستین کردن هم به این شکل بوده که دست‌های فرد گناهکار را به حالت افقی باز می‌ کردند و چوب سفت و محکمی را داخل یک آستین فرد کرده و از آستین آن یکی دست وی عبور می‌ دادند، بعد مچ دست‌ هایشان را با طناب به چوب می ‌بستند، با این کار آن شخص به هیچ عنوان نمی ‌توانست از دست‌ هایش استفاده کند.

ماندن دست ها به حالت ساکن بعد از مدتی باعث بی حسی و کرخت شدن آن ها شده و محکوم را آزار می داد از طرفی چون شخص نمی توانست از دست هایش استفاده کند حیوانات موزی مثل پشه و مگس روی سر و صورت فرد می نشستند و باعث ناراحتی او می شدند.

این مجازات اگر چه باعث مرگ یا نقص عضو فرد نمی شد اما با گذشت زمان آن چنان آزار دهنده و ناراحت کننده بود که داد و فریاد محکوم به آسمان بلند می شد و اظهار پشیمانی می کرد و از دیگران کمک می خواست.

بدین ترتیب مجازات چوب توی آستین کردن علاوه بر این که خود فرد محکوم را تنبیه می کرد باعث درس عبرت دیگران هم می شد تا فکر خلاف به سر شان نزند، از آن زمان به بعد این نوع مجازات به شکل ضرب المثل در بین مردم رواج پیدا کرد.