انشا در مورد ضرب المثل هرکه بامش بیش برفش بیشتر

موضوع انشا ضرب المثل هرکه بامش بیش برفش بیشتر
موضوع انشا ضرب المثل هرکه بامش بیش برفش بیشتر

انشا – خلاصه داستان

این ضرب المثل بر گرفته از داستان زیر است.

روزی پادشاه یک سرزمین بزرگ و ثروتمند بیمار شد. او که فرزند و جانشینی نداشت وصیت کرد تا مردم کشورش بعد از مرگ او اولین کسی که وارد شهر شد را به عنوان جانشینش بپذیرند.

بعد از مرگ پادشاه، مردم طبق گفته ی او منتظر شدند تا شخصی از دروازه شهر وارد شود تا آن فرد را به عنوان پادشاه بر تخت بنشانند.

خانم های یزدی کلیک کنن

در همین هنگام گدایی که همیشه به دنبال تکه نانی این طرف و آن طرف می رفت از دروازه وارد شهر شد.

مردم خوشحال شدند و گدا را به قصر برده و گفته ی پادشاه را با او در میان گذاشتند و از آن پس او به عنوان پادشاه انتخاب شد.

حالا مسئولیت های زیادی بر دوش گدا بود و او باید یک کشور را اداره می کرد، همچنین او مخالفانی داشت و مجبور بود دائم با آن ها نیز در جنگ و دعوا باشد.

روز ها گذشت و یکی از دوستان صمیمی و قدیمی گدا به آن شهر آمد و زمانی که شنید دوستش پادشاه شده است با خود فکر کرد سری به او بزند و احوالش را بپرسد.

گدا به قصر رفت و پس از تبریک به پادشاه، از او بسیار تعریف کرد، اما پادشاه با ناراحتی رو به دوستش کرد و گفت: ” روزگار تو از من بهتر است زیرا آن زمان که مثل تو گدایی بودم تنها دغدغه ی من پیدا کردن تکه نانی بود اما حالا که پادشاه شده ام تشویش، سختی ها و رنج های زیادی را باید تحمل کنم.”

گدا نیز در پاسخ پادشاه گفت : ” هر که بامش بیش برفش بیش تر”

پس از آن، این ضرب المثل در میان مردم رواج پیدا کرد و درباره ی افرادی به کار می رود که جایگاه یا ثروت زیادی داشته باشند. در این زمان است که آن ها سختی ها و استرس بیش تری را باید تحمل کنند تا دارایی خود را حفظ کنند.

اما کسانی که جایگاه پایین تر یا ثروت کم تری دارند دارای مسئولیت کم تری نیز هستند و در نتیجه آسوده تر زندگی می کنند.