معنی و ریشه ضرب المثل لنگه کفش کهنه هم در بیابان غنیمت است

 انشا در مورد کفش کهنه در بیابان نعمت است
ضرب المثل لنگه کفش هم در بیابان غنیمت است

ضرب المثل ” لنگه کفش هم در بیابان غنیمت است “ کنایه از زمانی است که انسان در شرایط بسیار سختی قرار گرفته و قدر کم ترین دارایی خود را نیز می داند، در این شرایط حتی بی ارزش ترین چیز ها نیز به درد خورده و به کار انسان می آید.

گاهی تنها شرایط سخت است که می تواند ارزش چیز هایی که به نظر مان نا چیز می آیند را مشخص کند، و تجربیاتی شبیه این می تواند تلنگری باشد تا همیشه سپاسگزار داشته های خود بوده و قدر آن ها را بدانیم.

مثلا برای شخصی که در بیابان سرگردان شده یک قطره ی آب، یک سایبان یا حتی لنگه ی کفشی که بتواند پایش را محافظت کند غنیمت محسوب می شود اما برای کسی که در خانه ی گرم و راحت خود نشسته است این موارد جزو ابتدایی ترین مسائل زندگی است که اصلا به چشم هم نمی آید.

به طور کلی می توان گفت زمانی که انسان درگیر مشکلات و سختی ها می شود به دنبال ریسمانی ست تا به واسطه ی آن خود را از شرایط بدی که دارد نجات دهد حال یک کمک کوچک از طرف دیگران در چنین شرایطی می تواند در نظر این شخص ارزشمند ترین کار دنیا باشد.

داستان ضرب المثل

تاجری لوازم زیادی از خرید و فروش در مناطق مختلف جمع و بار شتر کرده بود و به قصد تجارت سفر می کرد.

روزی راهزنان به او حمله کرده و تمام دارایی و حتی لباس هایش را دزدیدند، بعد هم کتک مفصلی به او زدند و در بیابان رهایش کردند.

تاجر بیچاره هم هر چه التماس کرد و فریاد زد فایده ای نداشت، بعد از رفتن راهزنان به راه افتاد تا بلکه خود را به روستایی برساند.

اما هنوز چند قدمی بر نداشته بود که خار و خاشاک بیابان در پایش فرو رفته و آزارش دادند، تاجر سعی کرد با همان پاهای زخمی به مسیرش ادامه دهد.

بعد از طی مسافت کوتاهی، یک باره چشمش به یک جفت کفش افتاد، جلوتر رفت و کفش ها را بر داشت ولی دید که کفش ها کهنه و پاره شده اند، با عصبانیت آن ها را دور انداخت و دوباره پا برهنه به راهش ادامه داد.

کمی جلو تر رفت اما خیلی زود پشیمان شد و بر گشت و هر دو لنگه کفش را پوشید سپس با خود گفت: در چنین بیابانی یک لنگه کفش هم غنیمت است !

معنی انگلیسی

Something is better than nothing!