ضرب المثل فیلش یاد هندوستان کرده یعنی چه و کنایه از چیست؟

انشا و ریشه ضرب المثل فیلش یاد هندوستان کرده
انشا و ریشه ضرب المثل فیلش یاد هندوستان کرده

ضرب المثل باز فیلش یاد هندوستان کرده کنایه از چیست و کجا به کار می رود؟

گاهی اوقات یک لحظه برای آدمی تبدیل به خاطره ای می شود که تا پایان عمر فراموش نشدنی است و انسان هر زمان که به یاد آن می افتد با تمام وجود آرزو می کند آن لحظه تکرار شود.

گاهی نیز داشته ای را از دست می دهیم و پس از گذشت مدتی آرزو می کنیم کاش دوباره می توانستیم آن را به دست بیاوریم.

گاهی هم ممکن است خانه و دیار خود را ترک کرده باشیم و دل مان بخواهد دوباره به محل قبلی بر گردیم و شاد و خوشحال باشیم.

حتی ممکن است در دوران پیری باشیم و آرزو کنیم که کاش دوباره جوان می شدیم و آن دوران طلایی تکرار می شد.

مثال های بی شماری را می توان ذکر کرد که انسان وقتی به یاد گذشته می افتد دوست دارد به آن جا بر گردد و تجربیات خود را تکرار کند.

در این زمان است که ضرب المثل ” فیلش یاد هندوستان کرده “ را به کار می بریم. ضرب المثلی که شوق باز گشت به گذشته را در وجود آدمی نشان می دهد.

داستان این ضرب المثل نیز بیانگر همین مفهوم بوده و از این قرار است :

فیل ها حیواناتی هستند که در هندوستان بسیار دیده می شوند و در واقع یکی از جاذبه های این کشور می باشند.

در روزگاران قدیم یکی از تاجران هندوستان تصمیم می گیرد با فیلی که دارد شهر و دیار خود را ترک کرده و به کشور های مختلف سفر کند و از این راه پول زیادی به دست آورد.

او با فیل راهی سفر شده و از چندین شهر و کشور گذر می کند، اما پس از مدتی فیل گوشه گیر شده و دیگر راه نمی رود.

تاجر نگران این وضعیت شده و طبیب های زیادی را خبر می کند که فیل را درمان کنند، اما هیچ کدام از طبیب ها از بیماری فیل سر در نمی آورند.

تا این که روزی طبیب با تجربه ای فیل را می بیند و به تاجر می گوید: ” ممکن است فیل یاد هندوستان کرده باشد و دلش برای دیار خودش تنگ شده باشد. ”

اوضاع مالی تاجر به خاطر بیماری فیل روز به روز بدتر می شد به همین خاطر او تصمیم گرفت قبل از این که تمام پول خود را در غربت از دست بدهد به کشور خود بر گردد.

تاجر و فیل راهی هندوستان شدند و هر چقدر که به این کشور نزدیک می شدند فیل قدم هایش را تند تر و محکم تر بر می داشت.

زمانی که آن دو به هندوستان رسیدند حال فیل حسابی خوب شده بود، و دیگر از بیماری خبری نبود. در این هنگام بود که تاجر یاد حرف طبیب افتاد و فهمید که تنها مشکل فیل این بود که دلتنگ دیار خود شده بود.