داستان ضرب المثل علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد + معنی و مفهوم

مفهوم ضرب المثل علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
مفهوم ضرب المثل علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد

ضرب المثل ” علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد ” زمانی به کار می رود که بخواهید از یک اتفاق قبل از وقوع آن، پیشگیری کنید.

بعضی از افراد با عقل و درایت شرایط حال حاضر خود را سنجیده و از اتفاقات بدی که ممکن است در آینده برای شان پیش آید جلوگیری می کنند، و اصطلاحا سعی می کنند قبل از وقوع حادثه، چاره ای بیندیشند.

اما برخی دیگر با سهل انگاری باعث به وجود آمدن مشکلات پیچیده ای می شوند که حل آن ها نه تنها نیازمند هزینه، زمان و انرژی بسیار است بلکه باعث نا امیدی و افسردگی شخص نیز شده و حتی ممکن است منجر به اتفاقات نا گواری شود که قابل جبران نباشد.

در واقع با کمی درایت ممکن بود مشکلی بزرگی که پس از به وجود آمدن غیر قابل حل به نظر می رسد به راحتی قابل پیشگری باشد.

به همین علت است که توصیه می شود با تفکر و بررسی دقیق در تمامی مسائل روز مره تا جایی که امکان دارد از وقوع مشکلات بعدی جلوگیری کرد.

این ضرب المثل ریشه در داستان زیر دارد که با هم آن را می خوانیم.

داستان کوتاه

در روزگاران قدیم، کشتی بزرگ و پر از مسافری که در دریا سفر می کرد روزی دچار طوفان شد و تمام مسافران آن در آب دریا افتادند.

از میان مسافران، مردی با تلاش زیاد توانست تخته پاره ای پیدا کرده و خود را روی آن بیندازد.

مرد به همراه تخته پاره مدت ها در میان دریا سرگردان بود تا این که چشم باز کرد و بالاخره خود را کنار ساحل دید که نجات پیدا کرده است، بدون هدف در ساحل قدم بر داشت تا بلکه شهر یا روستایی پیدا کند.

پس از طی مسافتی کوتاه، خانه های شهری نمایان شد، مرد با خوشحالی سریع تر قدم بر داشت تا به دروازه شهر رسید.

مردم بسیاری در دروازه ی شهر جمع شده بودند، که با دیدن مرد به طرف او آمدند و لباس گران قیمتی به او پوشاندند، سپس او را سوار بر اسب کرده و با احترام بسیار به داخل شهر بردند.

مسافر از این که نجات پیدا کرده بود خوشحال بود اما رفتار غیر عادی مردم شهر او را دچار نگرانی می کرد و دلش می خواست دلیل این همه محبت و احترام را هر چه زودتر بفهمد.

او فکر می کرد و با خود می گفت: ممکن است مرا با کسی دیگر اشتباه گرفته باشند، اما زمانی که مردم او را به قصر برده و به عنوان شاه خود پذیرفتند نگرانی اش بیش تر شد و به هر طریقی بود تلاش کرد تا به راز مردم شهر پی ببرد.

در یکی از روزها پیر مردی را دید که به نظر انسان خوبی می رسید، با تلاش زیاد توانست اعتماد او را جلب کند و با او صمیمی شود، در بین گفت گو هایی که با پیر مرد داشت فهمید که مردم این شهر پس از چند سال شاهان خود را به دریا می اندازند.

پیرمرد گفت دلیل این کار این است که شاهان پس از چند سال پادشاهی، ظالم می شوند و به مردم ستم می کنند، به همین علت ما شاه قبلی را به دریا انداخته و منتظر می شویم تا کسی وارد شهر شود، سپس این شخص جدید را به عنوان پادشاه انتخاب می کنیم.

مسافر فهیمد که علت این همه احترام چه بوده و چه سر نوشتی انتظارش را می کشد، با خود فکر کرد تنها دو ماه از پادشاهی اش گذشته اما هنوز 10 ماه دیگر فرصت دارد تا سرنوشت خود را تغییر دهد.

او از فردای همان روز بدون این که کسی خبر دار شود شروع به ساختن قصری در جزیره ای که در نزدیک شهر قرار داشت، کرد و در همین مدت تمام مایحتاج زندگی خود را به قصر جدید انتقال داد.

پس از گذشت یک سال در یکی از شب ها که پادشاه خواب بود مردم به داخل قصر آمدند و او را با خود برده و به دریا انداختند، شاه که هوشیار بود کمی شنا کرد و خود را به قایقی رساند، او از قبل برای این شرایط آماده شده بود و دستور داده بود تا در آن شب قایقی در همان نزدیکی منتظر او باشد.

سپس به کمک قایق به جزیره که قصر جدیدی در آن ساخته بود رفت.

پس از رسیدن به جزیره خدا را شکر کرد و به طرف قصر راه افتاد، اما در راه با همان پیرمردی که با او دوست شده بود بر خورد کرد.

به پیرمرد سلام کرد و گفت : تو این جا چه می کنی؟ پیرمرد جواب داد: در تمام این مدت کار های تو را زیر نظر داشتم، علت ساختن این قصر در جزیره چه بود؟

پادشاه جواب داد: پس از آن که با تو صحبت کردم مطمئن شدم که مردم پس از یک سال مرا در دریا خواهند انداخت به همین علت قبل از این اتفاق به فکر راه چاره افتادم.

پیرمرد گفت: تو مرد با هوشی هستی، اگر اجازه بدهی من هم همین جا کنار تو بمانم.

پس از آن ماجرا، اگر کسی راه حلی داشته باشد که بتواند از به وجود آمدن مشکلش پیش گیری کند درباره ی او ضرب المثل “علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد” را به کار می برند.

معنی و مفهوم : قبل از این که حادثه ای اتفاق بیفتد باید جلوی آن را گرفت.

به انگلیسی : An ounce of prevention is worth a pound of cure