شعر های کودکانه دهه فجر مخصوص دانش آموزان و پیش دبستانی ها

اشعار دهه فجر برای دانش آموزان

با فرا رسیدن ایام دهه فجر انقلاب اسلامی بسیاری از دانش آموزان و کودکان دبستانی، پیش دبستانی و مهد کودک به دنبال یافتن شعرهایی زیبا درباره دهه فجر هستند.

در این مجموعه کامل از سایت کوکا برخی از زیباترین اشعار کوتاه کودکانه را برای ایام دهه فجر گرد آوری کرده ایم.

شعر های کودکانه دهه فجر مخصوص دانش آموزان و پیش دبستانی ها
شعر های کودکانه دهه فجر مخصوص دانش آموزان و پیش دبستانی ها

انقلاب یعنی گل
در کنار پروانه

نور و گرمی و شادی
در میان هر خانه

انقلاب یعنی جشن
جشن سبزه در صحرا

انقلاب لبخندی است
بر لبان شاد ما

شاعر: جعفر ابراهیمی

******
شعر دهه فجر برای مهدکودک

از آسمون دوباره
بارون گل می باره

تو این هوای برفی
تولد بهاره

باد کنکای رنگی
نقل و گل و شیرینی

شروع جشن فجره
لاله ها رو می بینی

******

یه روز تو ماه بهمن
خنده نشست رو لب ها

چون که اومد به میهن
امام و رهبر ما

میون کوچه هامون
گلدون گل گذاشتیم

پر می زدیم زشادی
درد و غمی نداشتیم

بیا با هم بخونیم؛
بازم مثل همیشه

شعار اون شهیدان؛
که رو دیوار نوشته

تا خون در رگ ماست؛
خمینی رهبر ماست

تا خون در رگ ماست؛
ایران میهن ماست

******

یک پله یک پله
وقتی هواپیما
از دور پیدا شد
آغوش یک ملت
بر روی او وا شد
یک پله یک پله
می‌آمد او پایین
با چهره‌ای پر نور
با خنده‌ای شیرین
آرام می‌آمد
دل بی‌قرارش بود
دریایی از مردم
در انتظارش بود…

شاعر : افشین اعلا

******

آسمان آبی شد
مژده ای تازه رسید

گل من در گلدان
نفسی تازه کشید

شهر ما شد خوشبو
از گل روی امام

یاسمن، سوسن، یاس
ریخت از هر در و بام

باز شد گلباران
خاک ما سرتاسر

ما همه شاد شدیم
تا که آمد رهبر

مثل یک پروانه
رهبر آمد به وطن

شادی و خنده شکفت
مثل گل بر لب من

******

شب بود و ز تنهایی
جان بر لب ما آمد

در آن دل تاریکی
یک باره صدا آمد

ما خسته شدیم از شب
ما منتظر ماهیم

ای روح خدا برگرد
ما شاه نمی‌خواهیم

پرسید چه می‌خواهید
شاه از سر ناکامی

مردم همگی گفتند:
جمهوری اسلامی

******

شعر دهه فجر برای پیش دبستانی ها

دهه فجر اومده
دهه فجر اومده
شور و غوغا اومده
امام خوب ماها
به وطن باز اومده
شاه بد جنس بلا
اون که بود مثل خلا
پا گذاشت به فرار
تا بره از این دیار
آره ای شاه برو
ای امام ما بیا
بعد از این همه بلا
تا بیاد شور و صفا

شاعر : زهرا شیخی

******

آی دسته دسته دسته
قفل قفس شکسته

مرگ به شاه ظالم
گفتیم دسته دسته

آی خنده خنده خنده
روی هوا پرنده

شاه فراری شده
آمده وقت خنده

آی غنچه غنچه غنچه
سینی و نقل و غنچه

از سفر آمده ام
وا شد دهان غنچه

آی باغچه باغچه باغچه
خورشید روی تاقچه

پیروز شد انقلاب
گل داد باغ و باغچه

******

شعر دهه فجر مخصوص دانش آموزان

این دهه فجر است گویی نوب هار
وین همه مهراست از او یادگار

غصه ها رفتند و افسانه شدند
ناله ها فریاد مستانه شدند

در دهه فجر امتش پیروز شد
ماه بهمن ماه جان افروز شد

فجر گویی نوب هار زندگی
چون چراغی در ره سازندگی

ما همه دلداده رهبر شدیم
تا ابد او یار و ما یاور شدیم

گفته بودم قصه دارم با شما
قصه ای از ماه بهمن بچه ها

آنچه بشنیدید بر آیندگان
باز گویید تا بماند همچنان

از نهضت قاطعانه روح الله
شد دست ستمگران ز ایران کوتاه

با دست تهی و این همه پیروزی
لا حول و لا قوت الا بالله

******

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران
اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره ‏های همت جوشیده خون غیرت
بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد
بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

******

می‌خواستم شعری بگویم
شعری برای انقلابم

دیدم که او دریاست و من
یک قطره ناچیز آبم

دیدم که باید ابر باشم
از صبح تا شب هی ببارم

تا شاید اشک مادران را
در بیتی از شعرم بیارم

دیدم که باید رعد باشم
غرنده و پر شور و غوغا

آن‌وقت در شعرم بگویم
تکبیرها، فریادها را

دیدم که باید دشت باشم
دشتی پر از لاله، شقایق

تا از شهادت‌ها بگویم
از قلب‌های گرم و عاشق

******

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده
در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین
چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین

گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز
سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن
روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن بیست و دوم بهمن

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده
در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین
چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین

گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز
سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن
روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن

******

آمده موسم فتح ایمان
شعله زد از افق نور قرآن

در دل بهمن سرد تاریخ
لاله سر زد، ز خون شهیدان

لاله‌ها قامت سرخ عشقند
سرنوشت تو با خون نوشتند

پیکر پاکت ای جان به کف را
از ازل با شهادت سرشتند

بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده بادا قرآن

بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده یاد شهیدان

مقدمت را اماما شهیدان
با نثار تن خود گشودند

خونشان فرش راه تو بادا
عاشق راه پاک تو بودند

آمدی با پیامت خمینی
از رهایی و از حق سرودی

آنکه بر ظلم شب حمله ور شد
ای خمینی تو بودی، تو بودی

بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده بادا قرآن

بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده یاد شهیدان

در دل تار شب ای شهیدان
دست قهار خلق خدائید

از تبار حسین شهیدید
از دیار عروج و خدائید

در زمستان بهاران آمد
آدم از قعر دوران آمد
بوی نسل شقایق پیچید
بوی عطر شهیدان آمد

بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده بادا قرآن
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده یاد شهیدان

******

قبل از انقلاب
در کلاس ما
عکس شاه بود
رو سیاه بود
باز هم نوشت
مبصر کلاس
روی آن شعار
ناگهان رسید
نوبت بهار
مبصر کلاس
پر کشید و رفت
او شهید شد
تخته ی کلاس
رو سپید شد

******

وقتی که تو آمدی دوباره
از هر طرفی سپیده سر زد

در باغ، شکوفه شد شکوفا
پروانه به سوی غنچه پر زد

در خانه و کوچه و خیابان
گل های قشنگ خنده رویید

از شادی دیدن تو آن روز
هم غنچه و هم جوانه خندید

گیسوی قشنگ سبزه آن روز
با دست نسیم شانه می شد

باغ دل ما ز دیدن تو
سر سبز و پر از ترانه می شد

******

چه زیبا بود فریاد من و تو
میان کوچه ها در زیر رگبار

صدای خشم بی اندازمان بود
تمام حرف های روی دیوار

چه زیبا بود بند وحدت ما
که با آن دست شب را بسته بودیم

به فکر پر زدن بودیم و رفتن
اگر چه مثل مرغی خسته بودیم

چه زیبا بود شب هایی که لب ها
پر از بوی گل ِ تکبیر می داد

شبی که مشت های بسته ی ما
به تنهایی حریف تیر بودند

چه زیبا بود شب را خواب کردن
تمام برف ها را آب کردن

چه زیبا بود در تاریکی شب
نگاهی بر گل مهتاب کردن

چه زیبا بود و زیباتر از آن ها
که یک امروز زیبا را بسازیم

همه با یاد آن هایی که رفتند
بهار سبز فردا را بسازیم