شعرهای زیبا درباره ولادت امام علی النقی هادی علیه اسلام

53

اشعار تبریک ولادت امام هادی علیه السلام

شعرهای جدید و زیبا به مناسبت فرا رسیدن روز تولد و میلاد امام علی النقی هادی علیه السلام

اشعار تبریک ولادت امام هادی علیه السلام
اشعار تبریک ولادت امام هادی علیه السلام

نشنیده گوش ها ز کلام تو خوبتر

نامی نیامده ست ز نام تو خوبتر

هرکس که برد نام تو را خوب می شود

آن کس که شد کبوتر بام تو خوبتر

ای شیعه سرفراز بمان چون نیامده ست

هرگز در این جهان ز امام تو خوبتر

مست غم توایم فقط …ای امام عشق

آن مستی مدام ز جام تو خوبتر

معنای نام تو همه پاکی مطلق است

نامی نیامده ست ز نام تو خوبتر

مهرداد قضری فر

*شعر ولادت امام علی النقی علیه السلام*

روزهایی شده که حیرانم

در پی ریشه های ایمانم

خاطراتم مرور می گردد

از همان دوره ی دبستانم

یاد دارم کتاب دینی را

یاد دارم کتاب قرآنم

حفظ می کردم آن زمان با شوق

نام هر یک ز پیشوایانم

هر چه می شد معارفم بهتر

جایزه می گرفتم از مادر

از ولای عشیره ی طاهاست

که سرم تا به آسمان بالاست

در میان ائمه یکّی نه

دو سه تا یادشان کمی با ماست

هر که خرجی برای اینها کرد

مستحق نوازش زهراست

حاشیه من نمی روم دیگر

روی صحبت به سوی یک آقاست

حضرت هادی یا امین الله!

سیدی یا وجیها عند الله!

قبله ها در قلمرو نامت

کعبه حیران حال احرامت

چون پدر چون پدربزرگت، جود

بوده جزء اصول احکامت

روی تو دیده اند و مشغولند

یوسفان هم به ذکر قد قامت

بادها جمله تحت فرمانت

شیرها در مقابلت رامت

دهمین رکن اعتقادی تو

پسر حضرت جوادی تو

آمده از شما روایت ها

من شنیدم ز تو حکایت ها

راستی شایدم شما بودی

باعث آن همه عنایت ها

همه پوچ است و جمله بی ارزش

بی ولایت همه شهادت ها

جامعه خوانده ام شها با آن

وه چه شیرین شده زیارت ها

دست ها تا به زیر پاهایت

سامرا حاجت گداهایت

عشقتان پایه های ایمان شد

دلم از مهر تو مسلمان شد

شب میلادتان چونان دُرّی

بین عید غدیر و قربان شد

نوه ی اول امام رئوف!

دیدنت آرزوی سلطان شد

گر چه در قلب پاکتان عقده

دیدن مرکز خراسان شد

بار اول زیارت سلطان

می شوم نایب الزیارتتان

از قدیم عشق انبیا بودی

دهمین صورت خدا بودی

تو امام تمام دین هایی

در غریبی هم آشنا بودی

نام طفلان تو حسین و حسن

آینه دار مرتضی بودی

سَیدی سوی ما فرستادی

فکر کرببلای ما بودی

شهر ری از حمایتت برپاست

حق که کرببلای ما آنجاست

رضا تاجیک

*اشعار تبریک تولد امام هادی علیه السلام*

ذوق و شوق و طراوت ام با تو

رونق شعر هیئت ام با تو

هرچه باشد من از تو میگویم

سربلندی و عزت ام با تو

خواندنی بود خواندنی تر شد

خط به خط حکایت ام با تو

با نگاهت مرا مسلمان کن

کافرم من هدایت ام با تو

رنگ و بوی خدا گرفته به خود

لحظه های عبادت ام با تو

ضامن عاقبت به خیری من

گره خورده سعادت ام با تو

دوم ابن الرضای این عالم

پای میزان ضمانت ام با تو

تا قیامت غلامی ات بامن

در قیامت شفاعت ام با تو

رحمه الله واسعه هادی

گل خوشبوی “جامعه” هادی

با دعایت دعا رسید به ما

با دعایت بها رسید به ما

از غبار رسیدن ات آقا

مثل امشب دوا رسید به ما

با نگاهت جهان به وجد آمد

از قدومت صفا رسید به ما

شک ندارم کفیل ما هستی

از تو نان و نوا رسید به ما

کرمت نیز روزی ما شد

جود و لطف و عطا رسید به ما

از ازل “مقتدا” رسید به تو

از ازل “اقتدا” رسید به ما

در کنار تو هر چهارشنبه

“یاجواد” “یا رضا” رسید به ما

حجت الله ای ولی خدا

تا رسیدی خدا رسید به ما

مانده ام که غلامی در تو

در دوعالم چرا رسید به ما؟؟

مانده ام که محبتت اصلا

ماه من – کی ؟ کجا؟ رسید به ما

شکر حق بین مردم دنیا

نوکری شما رسید به ما

در مسیر تو ام خداراشکر

من فقیر تو ام خداراشکر

در هوایت مرا هوایی کن

با نگاهت مرا خدایی کن

گره افتاده است به کار من

فارج الهم گره گشایی کن

توکه آقا هوای من داری

تا نخوردم زمین دعایی کن

بدم اما مس وجودم را

با نگاهی بیا طلایی کن

مانده ام بین این دوراهی ها

راه بلد باز رهنمایی کن

دست کم از کریم نداری تو

سائلم- آمدم – عطایی کن

علی بن محمد بن علی(ع)

این دلم را تو مرتضایی کن

روی لطفت حساب وا کردم

صف محشر مرا صدایی کن

همه را برده ای حرم آقا

پس مرا نیز سامرایی کن

بعد از آن هم اگر صلاحم هست

یک شب جمعه کربلایی کن

داده ام دل که دلبرم باشی

همه جا سایه ی سرم باشی

از تو عالی جناب میگویم

از تو ای مستطاب میگویم

تانفس هست از فضائل تو

بی حساب و کتاب میگویم

وای بر عقل ناقص من که

پیش آب از سراب میگویم

من کجا مدح ناب تان؟؟ اما

هرچه باشد صواب میگویم

از عنایات بی حد تو وَ از

ستم بی جواب میگویم

از غم و غصه هایت آقا و

حال و روزی خراب میگویم

از نم دیده های بارانیت

جگرت شد کباب – میگویم

عذرخواهم اگرکه آقا از

تو و بزم شراب میگویم

عذرخواهم گریز میزنم و

از سر آفتاب میگویم

از می و تشت و خیزران و لبی

از اسیرو طناب میگویم

مست لایعقلی که بد میزد

گاه بر تشت هم لگد میزد

علیرضا خاکساری

***

عیدی ما همه – می دهد فاطمه

هادی آمد – هادی آمد

روز جشن امام هادی آمد

شیعیان را زمان شادی آمد

جشن هادی بوَد

عید هادی بوَد

هادی آمد – هادی آمد

همچو زهرا دل سمانه شاد است

چونکه هادی در آغوش جواد است

مهر و مه با هم است

دل جدا از غم است

هادی آمد – هادی آمد

شیعیان را گه جشن و سرور است

محفل شادی ما غرق نور است

هر که شادی کند

رو به هادی کند

هادی آمد – هادی آمد

هر که امروز ز جان شادی نماید

فاطمه عقده از کارش گشاید

عیدی ماهمه

می دهد فاطمه

هادی آمد – هادی آمد

***