شعرهای زیبا به مناسبت روز پزشک برای قدردانی و تبریک گفتن

2123

اشعار زیبا برای روز پزشک

شعر های جدید و زیبای ادبی و طنز برای تبریک روز پزشک به دکتران

شعر تبریک روز پزشک , شعر طنز
شعر روز پزشک

من کیستم من دست حق روی زمینم
من معجزاتی خفته زیر آستینم

من یک پزشکم همدم هر درد مندم
هر لحظه یار و یاور بی چون و چندم

فرقی ندارد مرد زن پیر و جوانی
چون اسب سرکش درداگرتازد به جانی

رامش نموده دست بر افسار بودم
بهر مریضم شمع شام تار بودم

وقتی که عمرکودکی روبر زوال است
مابین مرگ وزندگی اندرجدال است

اورابه کف بگرفته چون پرگاربودم
جز او زهر فکر دگر بیزار بودم

گویی تمام فکرمن بهبودیش بود
برپایی و سر زندگی وشادیش بود

وقتی زشادی دوربیمارم سراسر
پر می شد از آوازه ی الله اکبر

وقتی که یک مادر به چشم کاملا تر
می زد زشادی گردمن صد بار پرپر

آن لحظه آنجا شاهد اسرار بودم
گویی تجلی حضور یار بودم

من خالق زیبایی این لحظه هایم
صدها دعای خیر راهی در قفایم

هرچندمی گیرم به دستی دست بیمار
دست دگروصل است دردستان دادار

من واسط فیضم زحق بربندگانش
شافی شفا بخشدزمن بر جسم وجانش

من عاشق این راه پرسوزوگدازم
من دست گیر دست دراوج نیازم

عاشق نباشی این ره دشوارسخت است
تا صبح بربالین یک بیمارسخت است

من پاسخ چشمان پرسوزازسوالم
من کیستم من همنشینی بی مثالم

من پاسخ نذر پدربر درد فرزند
درمانگر دردانه هایی آرزومند

دست خدابردست وذکرش برلبانم
عهدی الهی بسته شد برجسم وجانم

غم باوجودم می شود گویی مردد
همچون نسیمی که گلی را می نوازد

من می زدایم اشک برهرگونه جاری
لبخندبر لب می نشانم یادگاری

لطف الهی شامل هرتار و پودم
هم بازدمهایم مسیحاییست هم دم

من یک پزشکم مست عشق لایزالم
دراوج زیباییست شان و حس و حالم

آری مسیحا یی دمم من یک طبیبم
آیینه دار جلوه ی روی زمینم

من کیستم من دست حق روی زمینم
من معجزاتی خفته زیرآستینم

شعر از راحله صادقی(کارشناس بیهوشی)

******شعر روز پزشک******

دست هایم بوی خون میداد

کودکی بیمار جون میدداد
من تمام قدرتم این بود
لحظه ها بوی جنون میداد

من لباسم خالی از اعجاز
مرگ در راه و طنین انداز
مادری با قامتی پردرد
منتظر :و لب به راز و نیاز

آخرین تک ضربه ی ماساژ
خط صاف و سردی دستاش
کاش این هم فیلم و اکران بود
تا تموم میشد با یک تیتراژ

اشک تلخی توی چشمامه
کودکی مرده سر رامه
مادری پشت در بخشه
که جگرگوشش تو دستامه

قورت میدم بغض را صدبار
بچه ها “مرسی:ختم سی پی آر”
علت فوت هم توده ی مغزی
درج در پرونده ی بیمار

کاش میشد لحظه ای گم شم
قاطی هر روز مردم شم
کاش شغلم هم امان میداد
قطره ای از این تلاطم شم

کاش کلش مثل بازی بود
یا تمامش صحنه سازی بود
با یه شوک بیمار برمیگشت
ملتی هم شاد و راضی بود

من ولی اصلم:پر از دردم
من پزشکم:خسته ام :سردم!
کودکی مرده همین لحظه
“لیدها “را من جدا کردم…

کاش میشد داد زد کات
مرگ اما امده:هیهات
کاش میشد رفت ازین اکران
با تمام کادر و تشریفات

با هجوم اشک درگیرم
ساکتم سردم و دلگیرم
بچه ای جون داده و در خود
بارها مردم و میمیرم
اون نفس ها بوی خون می داد

بچه ای بیمار جون می داد
مادرش پشت دره : ای کااااش
زندگی یک دم امون می داد

***شعر طنز تبریک روز پزشک***

آبله ، وبا ، مخملک
جوش و کهیر و کورک
جذام و گال و برفک
قند و فشار و سرخک
طرح و کشیک و عینک !
روز پزشک مبارک !