شعرهای طنز و رسمی برای تبریک روز دانشجو مبارک 16 آذر 96

854

شعر طنز روز دانشجو

اشعار جدید کوتاه و باحال برای تبریک روز دانشجو به صورتی رسمی و طنز و شوخی

شعر تبریک روز دانشجو مبارک
شعر تبریک روز دانشجو مبارک

ترم زندگیت بی مشروطی
لحظاتت همیشه پاس و معدل شادیت 20
سایه حذف از زندگیتون دور
روز دانشجو مبارک

******

صفایی ندارد ارسطو شدن
خوشا پر کشیدن پرستو شدن

تو که پر نداری پرستو شوی
بنشین درس بخون تا ارسطو شوی

روز دانشجو بر ارسطو های آینده ایران مبارک !

******

شمع شدی ، شعله شدی ، سوختی
خاک تو سرت هیچی نیاموختی !!
روزت مبارک

******

اهل دانشگاهم!
اما نیستم دانشجو

کارت من گمشده است
من به مشروط شدن نزدیکم

آشنا هستم با سرنوشت همه دانشجویان
نبضشان را می گیرم

هذیان هاشان را می فهمم
من ندیدم هرگز یک نمره بیست

من ندیدم که کسی ترم آخر باشد
من در این دانشگاه چقدر مضطربم

***شعر روز دانشجو***

در کوچه درس رهگذاریم هنوز
وین راه دراز می سپاریم هنوز

از اول ثبت نام سال ها می گذرد
ما واحد پاس نکرده داریم هنوز !

روز دانشجو مبارک

******

استاد از من پرسید چند نمره ز من می خواهی ؟
من از او پرسیدم نمره سیری چند ؟

پدرم استاتیک را از بر داشت و کوئیز هم می داد
درس ها را آن روز حفظ می کردم در خواب

امتحان چیزی بود مثل آب خوردن
درس بی رنجش می خواندم

نمره بی خواهش می آوردم
تا معلم پارازیت می انداخت همه غش می کردند

و کلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آن روز مثل یک بازی بود

کم کمک دور شدیم از آنجا بار خود را بستیم
عاقبت رفتیم دانشگاه به محیط خس آموزش

رفتم از پله دانشکده بالا
بارها افتادم

******

اهل دانشگاهم…
روزگارم خوش نیست!
ژتونی دارم، خرده عقلی، سر سوزن شوقی !
اوستادی دارم …، بهتر از شمر و یزید!!!
دوستانی همه چون من مشروط!!!
و اتاقی که همین نزدیکیست …
پشت آن کوه بلند !!!

******

دست از طلب ندارم تا کام من بر آید
یا تن رسد به مدرک یا جان ز تن در آید
روز دانشجو مبارک !

******

دانشجوی عزیز ! مهندس بعد از این !
واحد پاس نکن ! کلاس دو در کن !
استاد مسخره کن !
دانشجوی نمونه !
خلاصه مبارک !

******

تعریف دانشجو
موجودى نحیف، عصبى، بى پول و شبیه به انسان
که از تخم مرغ، گوجه و نیکوتین تغذیه می کند
و دشمنى عجیبى با کتاب دارد
روز دانشجو مبارک

***شعر تبریک روز دانشجو***

کلاس نه گذاشتنیه نه داشتنی و نه رفتنی
کلاس پیچوندنیه
به افتخار همه دانشجوها !

******

ما دانشجوهای واقعی وقتی چیزی نمی فهمیم از بغل دستی می پرسیم: تو چیزی می فهمی؟
اونم میگه نه و ما به خود می بالیم و خوشحال از اینکه تنها نیستیم و همگی نمی فهمیم!
تازه روزمون هم مبارک!

******

بر در دانشکده ای رفتم دوش
دیدم دو هزار لیسانسه کوزه به دوش
هر یک به زبان حال با من گفتند
این کوزه بگیر و مدرکت بنداز توش !

******

قانون سوم دانشجویان دختر :
دیر رسیدن بهتر از زشت رسیدن است …
این روز رو به صورت بلبلی به این دانشجوها تبریک عرض مینماییم

******

ترم دل است و عشق پیداست
قصد و نیت ساختن فرداست

دانشجوی وطن آریایی
بتازیم و بسازیم که خدا با ماست

******

الا استاد درس احتمالات
دگر دق کرده ام از این مقالات

“فضای احتمال ” و” Sample space”
“ضریب شانس” و از اینسان عبارات

به جان تو ندیدم در همه عمر …
“مساعد حالتی ” از “جمله حالات “!!!

منم دانشجوی مشروط و بدبخت …
تویی استاد با فضل و کمالات

چو کازینو شود توی کلاست …
ز تاس و سکه و اینگونه آلات !

بیا جای قمار و شیر یا خط
به من آموز قدری از کمالات !

یقین دارم که اندر نرد و شطرنج
شوی یا مارس ، یا افتی به شهمات !

سه ترم است اینکه در دستت اسیرم
چنان ماهی که در انبار شیلات

بده یک نمره ی “پاسی ” از این درس
مگر ممکن شود روزی محالات !!!

******

منم آن فارغ التحصیل بیکار
که دارم درد دلها با تو بسیار

چو گشتم فارغ و مدرک گرفتم
شدم از شور و شادی بنده بیمار

شدم دردانه ی مامان و بابا
که گویی من زدم لایی به نِیمار

سپس آوازه ام در شهر پیچید
شدم مشهور توی کوچه بازار

مهندس می شنیدم نام خود را
به شهر و روستا از درب و دیوار

بزرگ و کوچک و پیر و زن و مرد
مهندس؛ آی مهندس؛ گشت تکرار

هدایا می ستانیدم از آنها
دو دانه سی دی و یک دانه گیتار

پس از یک جشن بی اندازه باحال
شدم آواره تا پیدا کنم کار

ادرارات و صنایع زیر و رو شد
نجستم کار و از غم می زدم زار

دو دستی می زنم بر سر که دیگر
طنابی نیست تا خود را زنم دار

“ز دست دیده و دل هر دو فریاد”
زدم داد و فغان و غرّش و جار

همانا مدرکم را لوله کردم
سپس کردم فرو در معبرِ غار

منی که فارغ و بیکارم اکنون
الهی که زند من را یکی مار

برادر جان مهندس نام من نیست
منم آن فارغ التحصیل بیکار