شعرهای کوتاه و دوبیتی عید سعید غدیر خم در مدح امام علی علیه السلام

156

شعر و دوبیتی های زیبا برای عید سعید غدیر خم

شعرهای کوتاه و دوبیتی عید سعید غدیر خم
شعرهای کوتاه و دوبیتی عید سعید غدیر خم

شعر عید غدیر خم دو بیتی

صد شکر که پیغمبر رحمت داریم
هم دست به دامان ولایت داریم
با ذکر شریف و مستجاب صلوات
امید شفاعت به قیامت داریم
عید سعید غدیر خم مبارک باد

***

برداشت خدا پرده ز اسرار نهفت
بردست نبی گل ولایت بشکفت
شد نورٌ علی نور به ذکر صلوات
چون منزلت علی پیمبر می گفت
عید سعید غدیر خم مبارک باد

***

امروز که دین مصطفی شد تکمیل
با آیه ی اکملت لکم در تنزیل
بر ختم رسالت و ولایت صلوات
رفتن به بهشت جاودان شد تسهیل
عید سعید غدیر خم مبارک باد

***

شعر من از کرم اوست که ارزش دارد

این جهان از قدم اوست که ارزش دارد

هیئت ام با علم اوست که ارزش دارد

خادمی حرم اوست که ارزش دارد

باز مست از می صهبای غدیرم کردند

عمری است بر در این خانه اسیرم کردند

خواستم مدحیه های علوی بنویسم

عامیانه ولی بین المللی بنویسم

خواستم از دم عشق ازلی بنویسم

در دل خود صد وده بار “علی” بنویسم

مرتضی کیست که عالم همه دیوانه ی اوست ؟؟

این چه شمعی ست فقط فاطمه پروانه اوست ؟؟

خبر آمد که آقای غدیرش کردند

و به فرمان خداوند وزیرش کردند

به ید احمد مختار امیرش کردند

و مرا تا ابدالدهر اسیرش کردند

غم ندارم به رسول مَدَنی نائب هست

غصه ای نیست عَلیِ بنِ اَبیطالِب هست

گوئیا وحی رسیده نَبیَ الله ، بگو

همه را جمع کن و در وسط راه بگو

برو بر منبر و با یک دل آگاه بگو

” اَشهَدُ اَنَّ عَلیً وَلیُ الله “بگو

تو بگو تا همگان بشنوند این اَشهد را

تو بگو تا بشناسند ولی ایزد را

مثل امروز همه مالک و عمار شدند

دست در دست علی با نفسش یار شدند

عده ای سخت از این واقعه بیزار شدند

از همان اول کاری چو سگی هار شدند

تا قیامت به دو رویان لجن لعنت باد

به ابوبکر و عمر – نعره بزن – لعنت باد

بعد پیغمبر اسلام ولایت دارد

او به جن و ملک و انس امامت دارد

اوست که بعد نبی حق خلافت دارد

در دل مرد و زن شیعه اقامت دارد

چقدر بیعت با شیر خدا شیرین است

هر کسی منکر حیدر بشود بی دین است

به خدا دلبر دلهاست تعجب نکنید

بخدا شاه دو دنیاست تعجب نکنید

آری او شافع فرداست تعجب نکنید

همه ی هستی زهراست تعجب نکنید

اَسَدُالله ست علی ، کور شود چشم حسود

وَ یَدُ الله ست علی ،کور شود چشم حسود

وسط معرکه ها هم قدمش نیست که نیست

گفته حاتم که رقیب کرمش نیست که نیست

بشری نیز حریف قلمش نیست که نیست

بیرقی هم به شکوه علمش نیست که نیست

هرکه هرجا که رسیده همه ، کارِ علی است

به خداوند قسم که ” همه کاره ” علی است

شاعر : علیرضا خاکساری

*شعر کوتاه عید غدیر خم*

جبریلی و هر آینه عرش است کنارت

ماتند همه از پر معراج مدارت

ما چاره نداریم به غیر از سر تسلیم

آهو چه کند با نفس شیر شکارت

با بودن تو بودن خورشید زیادی است

جز اینکه بگویم شده شمع مزارت

تو عرش نشینی و گهی کوفه می آیی

قربان همین سر زدن گاه گدارت

ما را به دو ابروت بمیران و پس از آن

ای شاه نداریم دگر کار به کارت

من دست به دامانم و تو دست به خیری

پس رد شو به دستم برسد گرد و غبارت

تو رب منی و همه ی ایل و تبارم

ما عبد توایم و همه ی ایل و تبارت

سنگینی این کفّه ی ما از کرم توست

با مثل تو ای دوست چه خوب است تجارت

در عشق بنا نیست که میثم شده باشم

سلمان تو هم آخرش افتاد به دارت

موسی بن ابیطالبی و دوره به دوره

از طور به سمت نجف افتاد گذارت

در طالع امسال برایم بنویسید :

یکروز نجف باشم و یکروز کنارت

شاعر : علی اکبر لطیفیان

***

شعر دوبیتی عید غدیر خم

درظهر غدیر تا که موسای نبی

بوسه به رخ منور هارون زد

چشمان حسودان و بخیلان عرب

از شدت غم ، از حدقه بیرون زد

**

از مشرق دستهای پر مهر نبی

خورشید ولایت و امامت تابید

با شوق ملائک همه فریاد زدند:

« تا کور شود هر آنکه نتواند دید»

**

فرمود نبی به امر معبود وَدود

بر امت من علی امام است امام

این مژده ی من به شیعیانش، دوزخ

بر شیعه ی مرتضی حرام است حرام

**

گُل کرد سپیده ی تبسم به لبش

تا آیه ی «اکملتُ لکُم» نازل شد

فرمود: خوشا به حالتان ای مردم

با حُب علی دین شما کامل شد

**

فرمود خدا ولایت حیدر را

بر آدم و نسل بعد او واجب کرد

در روز ازل کلید فردوسش را

تقدیم ِ علی بن ابیطالب کرد

**

فرمود: برادرم علی مَحرم ماست

از عالم غیب مثل من آگاه است

قرآن چقدر مدح و ثنایش را گفت

او نقطه ی زیر باء بسم الله است

**

فرمود که یادگار من بین شما

تا روز حساب، عترت و قرآن است

باید که به هر دوشان تمسک جویید

این راه نجات اصلی انسان است

**

ذکر صلوات عرشیان می آمد

تا رفت به سوی آسمان دست ِ علی

از عرش بلند و یک صدا می گفتند:

اَلحَق که امیرمومنان است علی

**

جبریل به خدمت علی آمد و گفت

تبریک؛ که این مقام زیبنده ی توست

ای حضرت بوتراب درهر دو جهان

هارونی ِ این قوم برازنده ی توست

**

جبریل به جانشین پیغمبر گفت

ای مظهر افتادگی و آقایی

مردم اگر امروز امامت خوانند

عمریست امام عالم بالایی

**

این قوم تو را هنوز نشناخته اند

ای مرد غیور صاحب تیغ دو سر

از خانه نشینی شما می ترسم

لعنت به سقیفه و ابوبکر و عمر

**

از فتنه ی بین کوچه ها می ترسم

از سیلی و بغض یک پسر می ترسم

دلواپس غربت تو هستم آقا

از آتش و میخ پشت ِ در می ترسم

**

با دیدن این برکه و گودال غدیر

یکباره به یاد کربلا افتادم

در گودی قتلگاه خود را دیدم

بر پای حسین سر جدا افتادم