دیالوگ های ماندگار فیلم حیثیت (پرستیژ)

دیالوگ های ماندگار فیلم حیثیت (پرستیژ)
دیالوگ های ماندگار فیلم حیثیت (پرستیژ)

فیلم پرستیژ از فیلم های مشهور کریستوفر نولان است که بازیگران سرشناسی همچون هیو جکمن، کریستین بیل و اسکارلت جوهانسون در آن به ایفای نقش پرداخته اند.

این فیلم داستان دو شعبده باز را روایت می کند که با شخصیت های پیچیده و مهارتی که در جادو و شعبده دارند به رقابت با هم پرداخته اند و هر یک تمام تلاش خود را به کار می برد تا از دیگری پیشی بگیرد تا جایی که جان آن ها در چالش های که برای یکدیگر ایجاد می کنند به خطر می افتد.

در ادامه دیالوگ های ماندگار این فیلم معمایی و راز آلود را قرار داده ایم، با کوکا همراه باشید.

***

بوردن: به کسی نشون نده، اونا التماست می کنن، چاپلوسیت رو می کنن تا راز حقّه تو بهشون بگی اما همین که بهشون بگی تمومه … دیگه براشون ارزشی نداری.

***

اولویا: چه دلیلی داره به من اعتماد کنه؟
انجیر: چون تو قراره حقیقتو بهش بگی.

***

بوردن: رازها زندگی من هستند.

***

انجیر: هیچ کس به مرد داخل جعبه، مردی که ناپدید شده اهمیت نمی ده!

***

بوردن: فداکاری … این هزینه یه حقّه خوبه!

***

تسلا: اولین بار که دنیا رو تغییر دادم به عنوان یه شخص رویا گرا از من تقدیر کردن، بار دوم مودبانه ازم خواستن که بازنشسته بشم، جامعه هر بار فقط یه تغییر رو تحمل می کنه.

***

تسلا: تنها موانعی که جلوی راه پیشرفت های علمی وجود داره موانعیه که توسط جامعه تحمیل می شه.

***

بوردن: تو نصف دنیا رو گشتی و پول زیادی خرج کردی، کارای وحشتناکی کردی، واقعا وحشتناک رابرت و همه برای هیچ.

***

تسلا: هیچی غیر ممکن نیست آقای انجیر، اون چیزی که می خواهی فقط گرونه!

***

کاتر: هر حقّه جادوی سه بخش یا عمل داره: قسمت اول تعهد نام داره، شعبده باز یه چیز معمولی به شما نشون می ده، مثل یه دسته ورق، یه پرنده یا یه انسان. اینو به شما نشون می ده و ممکنه بخواد بررسیش کنید تا ببینید واقعیه، دستکاری نشده و طبیعیه، اگرچه احتمالا حقیقت چیز دیگه ایه.
قسمت دوم تبدیل نام داره، شعبده باز با اون چیز معمولی کار غیر معمولی می کنه. حالا شما دنبال راز هستید اما اونو پیدا نمی کنید، چون واقعا دنبالش نیستید، شما واقعا نمی خواهید از راز سر دربیارید. می خواهید فریب بخورید.
با این حال هنوز کف نمی زنید چون غیب شدن براتون کافی نیست، چون باید اونو برگردونید، برای همین هر حقّه ای یه بخش سوم داره که سخت ترین قسمت اونه، بخشی که ما بهش حیثیت می گیم.

***

بوردن: همه چی درست می شه چون تو رو خیلی دوست دارم.
سارا: دوباره بگو
بوردن: دوستت دارم
سارا:نه امروز!
بوردن: منظورت چیه؟
سارا: چون بعضی روزا اینجوری نیست. شاید امروز بیشتر عاشق جادو باشی، خیلی دوست دارم فرقشونو تشخیص بدم …