دیالوگ های ماندگار فیلم هفت

دیالوگ های ماندگار فیلم هفت
دیالوگ های ماندگار فیلم هفت

فیلم هفت از فیلم های جنایی مشهور آمریکایی به کارگردانی دیوید فینچر و نقش آفرینی بازیگران سرشناسی همچون برد پیت و مورگان فریمن می باشد که سال 1995 اکران شده و به فروش خوبی دست پیدا کرد.

این فیلم داستان دو کارآگاه به نام های سامرست و میلز را روایت می کند که برای شناسایی و دستگیری یک قاتل زنجیره ای که بر اساس هفت گناه کشنده اقدام به قتل می کند با هم همکاری می کنند.

در ادامه دیالوگ های ماندگار این فیلم را قرار داده ایم، با کوکا همراه باشید.

***

سامرست: بی عاطفگی تنها راه حله، منظورم اینه آدم براش راحت تره توی مواد مخدر خودشو غرق کنه تا این که با زندگی مقابله کنه. دزدیدن چیزی که می خوای راحت تره تا این که بخوای اونو به دست بیاری. کتک زدن بچه آسون تره تا بخوای تربیتش کنی، عشق هزینه می خواد و به کار و تلاش نیاز داره.

***

جان دو: این مرد کسیه که زندگیش رو وقف پول در آوردن با دروغ گفتن به دیگران کرده تا بتونه قاتلا و متجاوزا رو تبرئه کنه.

***

جان دو: ما توی گوشه خیابونا، توی هر خونه ای گناه کشنده ای می بینیم و اونو تحمل می کنیم، تحملش می کنیم چون عادی شده، پیش پا افتادس. صبح، ظهر و شب تحملش می کنیم.

***

سامرست (خطاب به تریسی): هر کسی یه مدت زیادی رو با من گذرونده باشه می دونه توافق کردن با من سخته، از شوهرت بپرس.
میلز: کاملا درسته، خیلی خیلی درسته!

***

سامرست: این مرد با برنامه، دقیق و از همه بدتر صبوره!
میلز: اون دیوونه س، فقط به خاطر این که از کارت کتابخونه ش زیاد استفاده می کنه نباید ازش یودا بسازی

***

جان دو: اگه می خوای مردم بهت گوش بدن این که فقط به شونه اونا ضربه بزنی کافی نیست، باید از یه پتک استفاده کنی، اون وقت می بینی که بهت توجه می کنن.

***

جان دو: برات خیلی راحت تره که به من برچسب دیوونگی بزنی.
میلز: خیلی راحت تره!

***

جان دو: بفهم کارآگاه، تنها دلیلی که الان اینجام به خاطر اینه که می خواستم اینجا باشم.
میلز: نه، نه، ما آخرش می تونستیم گیرت بیاریم
جان دو: اوه واقعا؟ خب پس چیکار می کردی؟ وقت گذرونی یا بازی با من؟ گذاشتی پنج تا آدم بی گناه بمیرن تا وقتی حس و حالشو داشتی منو دستگیر کنی؟

***

میلز: صبر کن! فکر کردم تو فقط آدم های بی گناه رو می کشی.
جان دو: بی گناه؟ این حرفو برای خنده گفتی؟ …

***

جان دو: تو هنوز آخر قصه رو ندیدی، ولی وقتی که به آخر رسید، وقتی که تموم شد، مردم به سختی می تونن درکش کنند اما هیچ وقت نمی تونن انکارش کنن.

در ادامه بخوانید : داستان فیلم هفت