دیالوگ های ماندگار فیلم سخنرانی پادشاه

دیالوگ های ماندگار فیلم سخنرانی پادشاه
دیالوگ های ماندگار فیلم سخنرانی پادشاه

فیلم سخنرانی پادشاه یکی از تاثیر گذارترین فیلم های تاریخ محصول سال 2010 به کارگردانی تام هوپر است که بازیگران سرشناسی همچون کالین فرث، جفری راش و هلنا بونهام کارتر در آن به ایفای نقش پرداخته اند.

این فیلم سرگذشت پادشاه جرج ششم بریتانیا در برهه ای از تاریخ را به تصویر می کشد، او که از لکنت زبان رنج می برد با چالش های زیادی در انجام وظایف پادشاهی اش از جمله سخنرانی در میان مردم و صحبت های رادیویی روبرو شده و آشنایی با یک درمان گر غیر رسمی لکنت زبان زندگی اش را تغییر می دهد.

در ادامه دیالوگ های الهام بخش و ماندگار این فیلم زیبا را قرار داده ایم، با کوکا همراه باشید.

***

برتی: اگه من پادشاهم پس قدرتم کجاست؟ می تونم دولت رو اداره کنم؟ می تونم مالیات بگیرم، جنگ رو اعلام کنم؟ نه! با این وجود در جایگاه قدرت هستم، چرا؟ چون ملت معتقده وقتی صحبت می کنم به جای اون ها صحبت می کنم، اما من حتی نمی تونم صحبت کنم.

***

لیونل: لطفا سیگار نکشید. به نظرم وارد شدن دود سیگار به ریه ها شما رو می کشه.
برتی: به آرامش احتیاج دارم. پزشکانم می گن این کار باعث آرامش گلو می شه.
لیونل: همه شون احمقن!
برتی: همه شون نشان شوالیه دریافت کردن.
لیونل: این احمق بودنِ اونا رو رسمی می کنه!

***

ملکه الیزابت: می خوام یه ملکه بسیار بزرگ باشم برای یک پادشاه بسیار بزرگ.

***

برتی (وقتی می بیند لیونل روی تخت تاج گذاری نشسته است): چکار میکنی؟ بلند شو، تو نمی تونی اونجا بشینی، بلند شو …
لیونل: برای چی؟ این فقط یه صندلیه!

***

لیونل: شما هنوز روی حرف “w” لکنت دارید.
برتی: خوب من مجبور شدم چند جا لکنتم رو نشون بدم تا مردم مطمئن بشن خودم هستم که سخنرانی می کنم!

***

برتی (در حالی که خود را برای سخنرانی رادیویی اعلام جنگ آماده می کند): لوگو هر اتفاقی هم که بیفته، نمی دونم چطور ازت به خاطر کاری که انجام دادی تشکر کنم.
لیونل (بعد از کمی مکث): شوالیه چطوره؟

***

برتی: دیوید من خیلی سعی کردم ببینمت.
شاه ادوارد هشتم: سرم خیلی شلوغ بوده
برتی: چیکار می کردی؟
شاه ادوارد هشتم: پادشاهی!

***

لیونل: یعنی من به شاهزاده یه سرزمین دروغ می گم تا فقط دوازده پنی برنده بشم؟
برتی: نمی دونم یه استرالیایی برای این مقدار پول چه کارایی حاضره انجام بده.

***

لیونل: بدون شک مغز یه شاهزاده می دونه چی از دهانش بیرون میاد (چی می گه)
برتی: پس تو شاهزاده های سلطنتی رو خوب نمی شناسی، درسته؟

***

لیونل: تو پشتکار خیلی خوبی داری برتی، تو شجاع ترین فردی هستی که تا به حال دیدم و یه پادشاه خوب می شی.

***

لیونل: کتاب رو می بوسی، سوگند نامه رو امضا می کنی و بعدش تو پادشاهی، به همین سادگی.

***

استنلی بالدوین: خیلی می ترسم قربان، بزرگ ترین امتحان شما هنوز توی راهه.

***

برتی: لوگو ما نمی تونیم همه روز اینجا بمونیم.
لیونل: باید منتظر لحظه مناسب باشم.
برتی: لوگو تو یه ترسویی.
لیونل: حق با شماست.

***

برتی: به من گوش بده
لیونل: به حرفای شما گوش بدم؟ به چه حقی؟
برتی: به حقی که خدا به من داده، من پادشاه تو ام
لیونل: نه نیستی، خودت بهم گفتی، گفتی که پادشاهی رو نمی خوای، چرا باید وقتم رو صرف گوش دادن به تو بکنم؟
برتی: چون من حق دارم شنیده بشم، چون من صدا دارم.

***

لیلبت: پاپا اون چی می گه؟
برتی: نمی دونم اما هر چی که هست به نظر می رسه اونو نسبتا خوب می گه

***

لیونل: مکث های طولانی خوبن، توی سخنرانی های بزرگ به آدم هیبت می دن.
برتی: پس من با هیبت ترین پادشاهی هستم که تا به حال سلطنت کرده!