دیالوگ های ماندگار سریال بریکینگ بد

بهترین دیالوگ های ماندگار سریال بریکینگ بد
بهترین دیالوگ های ماندگار سریال بریکینگ بد

سریال بریکینگ بد از سریال های مشهور آمریکایی به کارگردانی وینس گیلیگان است که بازیگرانی همچون برایان کرانستون در نقش والتر وایت و آرون پال در نقش جسی پینکمن در آن حضور داشته اند.

این سریال داستان یک دانشمند شیمی به نام والتر را روایت می کند که پس از ابتلا به سرطان و برای تامین مخارج زندگی خانواده اش تصمیم می گیرد به همراه یکی از دانش آموزانش به تولید مواد مخدر بپردازد و در نهایت به یکی از بزرگ ترین گروه های مافیای مواد مخدر منطقه تبدیل می شود.

در ادامه دیالوگ های مشهور و ماندگار سریال بریکینگ بد را قرار داده ایم، با کوکا همراه باشید.

والتر: دیگه روی تاریکی پشت سرت تمرکز نکن، گذشته ها گذشته، هیچ چی نمی تونه کاری که کردیم رو تغییر بده

***

هنک: داشتم به کار تابستونی که قبلا توی جنگل انجام می دادم فکر می کردم، کار برچسب زدن به درختای جنگل. این کار خیلی بهتر از تعقیب یه هیولاس.

***

سال گودمن: یه بار به یه زنی گفتم کوین کاستنرم و اثر کرد، چون خودم هم باورش داشتم.

***

والتر: الکترون ها، اونا سطح انرژی خودشون رو تغییر می دن، مولکول ها پیوندهای بین خودشون رو عوض می کنن، عناصر با هم ترکیب می شن و ترکیبات مختلف رو به وجود میارن. خب این همه زندگیه درسته؟ این دائمیه، این یه چرخه س.

***

اسکایلر: اگه مجبور بشم یه بار دیگه بشنوم که می گی این کارو برای خانواده انجام دادی …
والتر: من این کارو برای خودم انجام دادم، ازش خوشم میومد، توی اون مهارت داشتم و … من واقعا … احساس زنده بودن می کردم.

***

والتر: من در معرض خطر نیستم، من خود خطرم! یکی میره در خونه اش رو باز می کنه و گلوله بهش اصابت می کنی و تو فکر می کنی من اونم؟ نه من اونی هستم که در زده …

***

اسکایلر: یه نفر باید از این خانواده در برابر مردی که ازش محافظت می کنه محافظت کنه!

***

والتر: همه با بی پولی کنار میان، اون چیزی که باید یاد بگیری پولدار بودنه

***

والتر: از نظر فنی شیمی یعنی مطالعه مواد اما من ترجیح میدم اون رو مطالعه تغییرات ببینم.

***

والتر: ما سعی کردیم تو رو مسموم کنیم چون تو یه لکه ننگ فاسد و بی عقل هستی که سزاوار مرگی.

***

والتر: من مرگ جین رو تماشا کردم، من اونجا بودم و مرگش رو تماشا کردم، من شاهد اوردوز و خفه شدنش بودم، می تونستم نجاتش بدم اما این کارو نکردم.

***

جسی: من پولو رد نمی کنم، تو رو رد می کنم.

***

جسی: آقای وایت … اون یه شیطانه، می دونی … اون باهوش تر از توئه، اون خوش شانس تر از توئه.

***

جسی: تو به یه وکیل کیفری نیاز نداری، تو یه وکیل جنایتکار می خوای.

***

والتر: چند ماه پیش که فهمیدم سرطان دارم با خودم گفتم “چرا من؟”، وقتی چند روز پیش شنیدم که حالم بهتر شده دوباره همین سوالو از خودم پرسیدم.

***

والتر: تنها کاری که می تونم بکنم صبر کردنه، تا سرطان دوباره برگرده.

***

– حالا اسم منو بگو
– … هایزنبرگ
– آره لعنتی درست گفتی

***

والتر: جسی! تو از من پرسیدی که بزرگ ترین تاجر شیشه ام یا تاجر پول؟ هیچ کدوم! کسب و کار من امپراطوریه

***

والتر: این می تونه دقیقا همون طور که من می گم انجام بشه، تنها سوال این که تو آدمی هستی که این کارو انجام بده؟

***

والتر: اگه نمی دونی من کی هستم پس بهتره ازم دور بشی