انشا درباره اگر در غار سرد و تاریک زندگی می کردم؟

انشا درباره اگر در غار سرد و تاریک زندگی می کردم؟
انشا درباره اگر در غار سرد و تاریک زندگی می کردم؟

اگر در غاری سرد و تاریک زندگی می کردم حتما اولین چیزی که باید به آن فکر می کردم و راهی برایش پیدا می کردم نجات خودم از سرما بود تا وقتی که شب از راه می رسد سرما تا مغز استخوانم را نسوزاند تا بتوانم راحت بخوابم، شاید مثل انسان های اولیه مجبور می شدم از برگ درختان یا پوست حیوانات برای این کار استفاده کنم.

باید زندگی با حیوانات را یاد می گرفتم و می دانستم که کدام یک از آن ها می توانند به من آسیب بزنند و از کدام یک از آن ها می توانم استفاده کنم، سپس برای نجات خودم از چنگال حیوانات وحشی هم باید فکری می کردم تا به دست آن ها خورده یا زخمی نشوم، هم چنین باید می فهمیدم غیر از حیوانات چه چیزهای دیگری می توانم برای خوردن پیدا کنم تا از گرسنگی نمیرم چون قطعا شکار حیوانات کار ساده ای نخواهد بود.

روزها به بیرون از غار پا می گذاشتم و محیط اطرافم را بیش تر می شناختم تا بتوانم از خطرات آن آگاه شوم تا به وقت نیاز توان دفاع از خودم را داشته باشم.

شب ها هم شاید نگاهم به آسمان تاریک و پر رمز و راز دوخته می شد و ستاره ها چشمک زنان از جلوی چشمانم عبور می کردند، شاید در آن لحظه ها به این فکر می کردم که فردا را چگونه خواهم گذراند و آیا چیزی برای خوردن پیدا خواهم کرد یا نه ؟!

شاید در بهار و تابستان می توانستم با سختی های زندگی در غار مبارزه کنم اما در پاییز و زمستان حتما روزهای سخت تری در پیش داشتم و حتما مجبور می شدم مثل بسیاری از حیوانات برای خودم غذا و آب ذخیره کنم تا سرمای پاییز و زمستان را به سلامت پشت سر بگذارم.

اگر در غاری سرد و تاریک زندگی می کردم حتما با ترس بیگانه می شدم چون در آن شرایط ترس مساوی مرگ است و تا جایی که می توانستم باید بر ترس و دلهره غلبه می کردم تا بتوانم زنده بمانم البته در ابتدا این کار بسیار سخت به نظر می رسد اما حتما با گذشت زمان و کسب تجربه موفق می شدم از پس مشکلات بر بیایم.

انسان همیشه تلاش کرده با قوه ی تفکر و تعقلی که از خدا گرفته است خوب زندگی کند و این ویژگی او را از موجودات دیگر متمایز کرده است، انسان همیشه برای پیشرفت خودش چه در دوران های بسیار دور و با امکانات کم و چه در حال حاضر تلاش کرده است، پس حتی اگر در شرایطی زندگی می کردم که خانه ام غاری سرد و تاریک بود سعی می کردم که خوب زندگی کنم و بهترین ها را برای خودم فراهم کنم.