انشا در مورد چرا گاهی اوقات تنهایی پسندیده است

موضوع انشا تنهایی
موضوع انشا تنهایی

تنهایی گاهی تلخ است و گاهی شیرین و همه ی ما هر دوی این احساسات را تجربه کرده ایم.

خیلی وقت ها پیش آمده که با وجود شلوغی اطراف مان احساس تنهایی می کنیم، مثل زمانی که در جمع شلوغی هستیم اما با آن افراد احساس و عقاید مشترکی نداریم و همین باعث می شود ما در آن جمع تنها باشیم.

گاهی اوقات تنهایی از ما انسان متفاوتی می سازد، انسانی مستقل و استوار که شاید خودمان هم بعد از مدتی باورمان نشود.

در تنهایی یاد می گیریم که اگر زمین خوردیم و نا ملایمات زندگی به سراغ مان آمد کسی نیست که دست مان را بگیرد و ما باید با تکیه به خودمان بلند شویم، و شاید نکته ی مثبتی تنهایی این است که ما را از احتیاج به دیگران بی نیاز می کند.

تنهایی راهی است که از شلوغی های روزمره زندگی به آن پناه می بریم، و گاهی اوقات می تواند لذت بخش هم باشد و فرصتی به ما بدهد که به دور از هیاهوی اطراف به درست و غلط بودن اتفاق های زندگی فکر کرده و راهی برای بهتر زندگی کردن پیدا کنیم و بدین ترتیب کیفیت زندگی خود را بالا ببریم.

تنهایی هم مثل خیلی از مسائل دیگر نسبی است، یعنی هم می تواند خوب باشد و هم بد، مثلا زمانی که مشکلی داشته باشیم که نیازمند کمک دیگران هستیم تنهایی بدترین اتفاقی است که می توانیم به آن دچار شویم، آن وقت است که این مسئله به شدت برای مان آزار دهنده می شود و آرزو می کنیم کاش تنها نبودیم و کسی کمک مان می کرد.

تنهایی اگر بیش از اندازه باشد حتما بعد از مدتی انسان احساس پوچی خواهد کرد زیرا انسان یک موجود اجتماعی است و تنهایی دائم مشکلات زیادی برایش به وجود خواهد آورد.

بهترین کار این است که ما در هر کاری به ویژه تنها ماندن، اعتدال را رعایت کرده و مرزی برای تنهایی و تنها ماندن مشخص کرده و این کار را طوری مدیریت کنیم که از آسیب های آن در امان بمانیم.