انشاهای فوق العاده زیبا درباره چهار فصل سال

انشا و متن های زیبا در مورد چهار فصل سال به زبان ساده و ادبی

انشا در مورد چهار فصل سال
انشا در مورد چهار فصل سال

انشای اول

اولین فصل سال بهار است. بهاری که با نوروز شروع می شود و برای آمدنش همه ی ما جشن برپا می کنیم. فصلی که طبیعت رخت نو می پوشد و طراوت و سرسبزی همه جا را فرا می گیرد.

در بهار دانه های کاشته شده جوانه می زنند و سر از خاک بیرون می آورند و درختان، پر از شکوفه های بهاری، دشت ها پر از گل است و مناظر بسیار تماشایی پدید می آید.

تابستان فصل دوم سال است که برای بیشتر مردم فصل استراحت و تعطیلی می باشد. مدارس و دانشگاه ها در این فصل تعطیل است و اکثر مردم به تعطیلات تابستانی می روند و برای سفر برنامه ریزی می کنند.

تابستان پر از میوه های خوشمزه است و این میوه ها بسیار متنوع می باشد. اگر چه ممکن است گرمای تابستان برخی از مردم را آزار بدهد اما این فصل طرفداران خودش را دارد، آن هایی که عاشق سفر و تعطیلات هستند و برای هر روز تابستان برنامه ریزی کرده اند.

فصل سوم پاییز، که شروع با مهر ماه می آید. مهر شروع مدارس و دانشگاه هاست و شروع یک سال تحصیلی. پاییز با لباس رنگین به شهرها و روستاها می آید.

با شروع پاییز همه ی درختان به رنگ های مختلف در می آیند و شهر را رنگین می کنند. با وزش هر باد پاییزی درختان خالی از برگ می شوند و زمین پوشیده از برگ می شود.

در پاییز می توانیم رفتگرهای زحمتکش را ببینیم که در سرما مشغول جمع آوری برگ های خشک از خیابان ها و کوچه ها می شوند.

زمستان فصل آخر سال هوا سردتر از پاییز می شود و اگر خوش شانس باشیم شاهد بارش برف خواهیم بود. روزهای برفی مردم مشتاقانه بیرون از خانه می آیند و با خانواده ها و دوستانشان مشغول برف بازی می شوند.

زمستان فصل سرد و خشک است. فصلی که انگار زمین به خواب رفته و دارد استراحت می کند و برای یک بهار و آغازی دوباره خود را آماده می کند.

انشای دوم

فکر کردن به چهار فصل سال مرا به یاد زندگی ما انسان ها می اندازد. فصل بهار که شروع و آغاز است و همه چیز تازه می شود مانند روزهای آغازین زندگی هر انسانی است که تازه متولد شده و تمام لحظه ها برایش لذت بخش است و چیزی از درد و غم زندگی نمی داند. فصلی از زندگی انسان که به زیبایی بهار است.

تابستان جوانی ماست که قد کشیده و رشد کرده ایم و پر از اتفاقات خوب و هیجان انگیز، پر از تجربیات مختلف، سفرهای خوب و به بار نشستن کاشته هایمان است.

بذرهایی که در بهار کاشته ایم مانند لحظه های تلاش انسان در سنین پایین است که در تابستان که فصل جوانی ست می توانیم از آن بهره برداری کنیم.

پاییز میانسالی ماست، زمانی که پیری کم کم خودش را نشان می دهد و می گوید به پایان خود نزدیک می شوی، اما با وجود این هنوز هم بی نهایت زیباست.

در پایان زمستان است که یاد آور پایان زندگی هر انسانی است. انسانی که دیگر پیر شده، انسانی که بهار،تابستان و پاییز زندگی را گذرانده و کلی تجربه کسب کرده و اینک وقت آن است که جای خود را به انسانی دیگر بدهد.

فصل ها شبیه زندگی ما انسان ها هستند و هر فصل زیبایی و شگفتی های خودش را دارد که تا آن را تجربه نکنی نمی توانی بگویی خوب است یا بد.

برخی ممکن است فصلی را به دیگری ترجیح دهند اما این باعث نمی شود که بتوانیم فصلی را از زندگی خود حذف کنیم. باید با آن ها کنار بیایم و تنها تلاش مان این باشد که نهایت لذت را از هر کدام از فصل ها ببریم.