انشا کوتاه در مورد مورچه ای که باری را می کشد

انشا مورچه بارکش
انشا مورچه بارکش

مورچه ها موجودات بسیار جالبی هستند، من بار ها آن ها را در حیاط خانه دیده ام که دسته جمعی در یک ردیف منظم از لانه شان که سوراخ کوچکی بغل دیوار است خارج می شوند و در همه جای حیاط پراکنده می شوند.

بیش تر وقت ها بذر سبزی هایی که پدر در باغچه ی حیاط می کارد توسط آن ها به عنوان آذوقه جمع آوری و به لانه شان برده می شود و همیشه پدر از این موضوع ناراحت است.

پدرم هر بار بذر ها را با زحمت زیاد در خاک حیاط می پاشد تا در فصل بهار سبزی خوردن داشته باشیم اما دقیقا چند روز بعد مورچه ها را می بینیم که یکی یکی آن بذر ها را به دوش گرفته و به سوی لانه می روند.

اما در این باره نمی توان کاری انجام داد زیرا مورچه ها هر چیزی را که غذا تشخیص دهند حتی اگر وزن زیادی هم داشته باشد جمع آوری می کنند، مثلا همین دیشب بود که دیدم مورچه ای یک تکه گردوی بزرگ که روی فرش افتاده بود را بلند کرده و با خود حمل می کند.

تکه گردو واقعا بزرگ تر از هیکل ظریف مورچه بود اما او با تسلط کامل و بدون خستگی آن را تا گوشه ی دیوار برد و جلوی لانه اش گذاشت، من هم با کنجکاوی در تمام طول مسیر، مورچه ی زرنگ را زیر نظر گرفتم و از این همه توانایی شگفت زده شدم.

موضوع عجیبی که درباره ی مورچه ها وجود دارد این است که پژوهشگران می گویند مورچه ها تا 5000 برابر وزن خود را می توانند تحمل کنند.

فکر می کنم به همین دلیل است که آن ها بی خیال هیچ ماده ی غذایی که روی زمین باشند، نمی شوند و به هر زحمتی که هست آن را در انبار لانه شان ذخیره می کنند.

مورچه ها درس بزرگی برای ما هستند، راستش من هم دلم می خواهد برای رسیدن به خواسته هایم مانند مورچه ها باشم، تلاش کنم و اگر شکست خوردم نا امید نشده و دوباره به تلاشم ادامه دهم تا روزی که به نتیجه ی دلخواهم برسم.