انشا ادبی در مورد فقر و ثروت

انشا با موضوع فقر و ثروت
انشا با موضوع فقر و ثروت

ثروت همیشه ما را به یاد پول و فقر ما را به یاد بی پولی و ضعف مالی می اندازد اما این کلمات می توانند برای موارد دیگری نیز به کار برده شوند.

مثلا همه ما بعضی از افراد را در جامعه یا اطراف خود مان مشاهده می کنیم که از نظر مادی یعنی پول، هیچ کمبودی ندارند اما در عوض اخلاق خوبی ندارند یا فرهنگ شان پایین است در واقع این افراد فقر اخلاقی و فرهنگی دارند و بر عکس برخی اشخاص هستند که پول و ثروت مادی چندانی ندارند اما اخلاق و فرهنگ آن ها در سطح بالایی است، این افراد از نظر اخلاقی و فرهنگی، ثروت مند و غنی هستند.

با توجه به دلایل ذکر شده می توان گفت همیشه این طور نیست که افراد ثروت مند یا پولدار خوشبخت و آن هایی که فقیر هستند بد بخت باشند، معیار های دیگری نیز برای سنجش خوشبختی وجود دارد که ثروت تنها یکی از آن هاست.

اما نمی توان منکر این مسئله شد کسانی که ثروت یا همان پول در اختیار دارند می توانند به تعداد زیادی از امکانات و تفریحات دسترسی داشته باشند در صورتی که افراد فقیر به علت فقر مالی نمی توانند به آن ها دست پیدا کنند، امکاناتی مانند خانه ها و یا ماشین های خوب.

ثروت مالی می تواند انسان را از بسیاری از مشکلات نجات دهد و احتیاجات مادی او را به طور کامل بر آورده کند.

همین طور این امکان را به ما می دهد که فارغ از مشکلات مالی روی مسائل مهم تر و با اهمیت تر زندگی تمرکز کنیم و قدرت تغییر زندگی خود و حتی دیگران را داشته باشیم اما فقر باعث می شود ذهن ما در گیر مسائل کوچک زندگی و بر آورده کردن نیاز های اولیه باشد و ما دیگر فرصت فکر کردن به مسائل دیگر را نخواهیم داشت.

فقر و ثروت دو روی یک سکه هستند، کسی که ثروتمند است در یک شب ممکن است آن را از دست بدهد و فقیر شود پس نباید به آن تکیه کرده و ثروت را همیشگی دانست.

امروزه به علت وضعیت اقتصادی بد، هر کدام از ما بیش تر از هر زمان دیگری معنای فقر و ثروت را درک می کنیم و شاهد این هستیم که فقر چگونه می تواند انسان را به بد بختی بکشاند.

به امید روزی که هر کس به اندازه نیاز، سهمی از ثروت مادی داشته باشد و فقر در جامعه ما ریشه کن شود تا دیگر شاهد زشتی ها و پیامدهای بد آن نباشیم.