انشا درباره فصل زمستان برای کلاس سوم

انشا درباره فصل زمستان برای کلاس سوم
انشا درباره فصل زمستان برای کلاس سوم

زمستان فصلی است که در آن برف و باران زیاد می بارد و من این فصل را خیلی دوست دارم، وقتی برف می بارد با دوستانم برف بازی می کنیم، آدم برفی درست می کنیم و حسابی شاد هستیم.

بعضی روز ها که از خواب بیدار می شوم و کوچه را پر از برف می بینم می فهمم که مدرسه تعطیل است و می توانم حسابی در حیاط برف بازی کنم.

در فصل زمستان ما باید خانه هایمان را با روشن کردن بخاری گرم کنیم و لباس ها و کفش مناسب بپوشیم تا سردمان نشود.

در این فصل بعضی وقت ها کوچه و خیابان ها به خاطر سرمای زیاد یخ می زنند و ما وقتی راه می رویم باید مواظب باشیم تا لیز نخوریم و زمین نیفتیم و خدای نکرده آسیب نبینیم.

مادرم می گوید در فصل زمستان پرنده ها کم تر می توانند غذا پیدا کنند او هر سال یک ظرف کوچک آماده می کند و در آن آب و دانه می ریزد و به من می دهد تا آن را در تراس خانه بگذارم پرنده ها گاهی می آیند و به آن نوک می زنند و گاهی هم دوستانشان را خبر می کنند و با هم برای خوردن دانه و آب می آیند و من از پشت پنجره ی اتاقم آن ها را نگاه می کنم.

من لباس های زمستانیم را خیلی دوست دارم آن ها مرا گرم نگه می دارند و باعث می شوند سرما نخورم و با خیال راحت برف بازی کنم ولی سال قبل یک بار سرما خوردم که مجبور شدم پیش دکتر بروم و یک هفته استراحت کنم و دارو های بد مزه و تلخ بخورم تا حالم خوب شود.

از بین ماه های زمستان من اسفند را خیلی دوست دارم چون در این ماه برای عید آماده می شویم و پدر و مادرم برای سال نو برایم لباس و کفش می خرند.