انشاهای زیبا درباره مقایسه عشق و نفرت و تضاد معنایی آن ها

انشا در مورد تضاد معنایی عشق و نفرت
انشا در مورد تضاد معنایی عشق و نفرت

انشای اول

وجود انسان پر از احساسات مختلف است و هر انسان در شرایط متفاوت احساسات متفاوتی را از خود بروز می دهد.

عشق و نفرت هم، احساساتی هستند که در هر وجود هر انسانی یافت می شوند و در طول زندگی، ما بارها آن ها را تجربه می کنیم.

لحظه ی تولد، آغوش مادر و نوازش هایش به ما عشق را یاد می دهد و تا پایان عمر نیز انواع مختلفی از عشق و محبت نسبت به انسان ها و هر چه در جهان است را می آموزیم.

عشق به هر کسی، و هر چیزی، اندازه های متفاوتی دارد، و ممکن است بعضی آدم ها یا بعضی موارد را در زندگی بیش تر از بقیه دوست داشته باشیم.

مرز باریکی بین عشق و نفرت وجود دارد و حتی ممکن است بعضی مواقع عشق تبدیل به نفرت و یا نفرت تبدیل به عشق شود.

عشق و نفرت بیش از حد، می تواند زندگی انسان را خراب کند. عشق یک طرفه و شدید گاهی به خاطر بی محلی طرف مقابل تبدیل به نفرت می شود، و در صورتی که فرد نتواند خودش را کنترل کند حوادثی بدی را به دنبال خواهد داشت.

زندگی فرصتی است که خداوند در اختیار انسان گذاشته است تا عشق بورزد و محبت خود را بی منت نثار دیگران کند.

در این دنیای زود گذر باید نفرت را از وجود خودمان بیرون کنیم، زیرا نفرت قلب انسان را پر از کنیه می کند.

انسانی که پر از نفرت است هم خودش را آزار می دهد و هم دیگران را، اما زمانی که قلب تان پر از عشق به خدا، دیگران و … باشد، با آسایش و آرامش زندگی خواهید کرد.

نتیجه گیری : انسان تنها زمانی می تواند زندگی خوبی داشته باشد که دلش پر از عشق و محبت باشد و از نفرت و کینه دوری کند.

انشای دوم

در لغت نامه دهخدا تعاریف متعددی برای دو کلمه ی ” عشق ” و ” نفرت ” آمده است.

از تعاریف جالب عشق: ” در گذشتن از حد در دوستی ، یا کوری حس از دریافت عیوب محبوب ، یا مرضی است وسواسی که می کِشد مردم را به سوی خود ” را می توان ذکر کرد.

عشق می تواند باعث شود فردی برای شما جذابیتی افسانه ای داشته باشد، یا شما صلاح دیگری را به خود ترجیح دهید، و برای آسایش او متحمل رنج شوید.

یا این که چشم شما فقط خوبی معشوق را ببیند و عیب او را مشاهده نکنید، مانند زمانی که اطرافیان پیش مجنون از عیب های لیلی گفتند و او این بیت را در جواب گفت:

” اگر در دیدهٔ مجنون نشینی
به غیر از خوبی لیلی نبینی ”

عشق یکی از احساسات ذاتی انسان است، احساسی که با حس صلح‌ دوستی و انسانیت نیز مطابق است. احساس آشنایی که بارها و بارها در لحظات مختلف زندگی آن را تجربه و یا در اطرافیان مشاهده می کنیم.

در تعریف نفرت نیز آمده است: ناپسند داشتن؛ بیزاری و رمیدگی و یا دوست نداشتن عمیق شی و یا شخصی.

نفرت را متضاد با عشق دانسته اند، و این احساس باعث بروز خصومت و خشمی می شود که فرد را آزار می دهد.

کسی که قلبی برای محبت دیگران داشته باشد پذیرای نفرت نیست.

عشق، صلح و دوستی می آفریند و نفرت، بیزاری. اگر خواهان از بین رفتن نفرت در وجود دیگران باشی، ابتدا باید آن را از وجود خود پاک کرده و با عشق بر نفرت غلبه کنی.

امام علی (ع) می فرماید:

«قلب، خاک خوبی دارد. در برابر هر دانه که در آن بنشانی، هزار دانه پس می‌دهد. اگر ذره‌ ای نفرت کاشتی، خروار ها نفرت درو خواهی کرد؛ و اگر دانه‌ ای از محبت نشاندی، خرمن‌ ها بر خواهی داشت »

نتیجه گیری : باید عشق را به دیگران هدیه کنیم تا زندگی خودمان هم سرشار از عشق شود.

انشای ادبی مناسب پایه دوازدهم

پروردگار مهربان آدمی را خلق کرد تا عشق بورزد، و عشق تنها یک واژه نیست، احساسی است که در تمام ذرات جهان وجود دارد.

عشق را در ذره ذره و هر لحظه ی این جهان هستی می توان حس کرد.

هنگامی که به چهره ی پدر یا مادر نگاه می کنی، هنگامی که به گلی خیره می شوی، یا هنگامی که باران می بارد و آسمان رحمتش را بر زمین جاری می کند و هزاران لحظه ی زندگی ما، یاد آور عشق است.

اما گاهی انسان چشم می بندد و تنها نفرت و پلیدی را می بیند.

نفرت دل آدمی را تیره می کند و اجازه نمی دهد نوری که حاصل عشق است در زندگی فرد جریان داشته باشد.

اما عشق هدایت گر و روشنی بخش است، و انسان را به معبود می رساند، معبودی که خود سر چشمه ی تمام خوبی های عالم است.

این قدرت عشق است که می تواند آدمی را ویران کند یا بسازد. گاهی عشق شخصی را مجنون می کند و گاهی او را به والاترین مقام ها می رساند.

گاهی دچار عشقی زمینی می شویم که در انتها تبدیل به نفرت می شود و گاهی همین عشق زمینی آغاز گر راه رسیدن به عشقی والاتر است.

عشق و نفرت هر دو تاثیر عمیقی بر روح و روان دارد، نفرت می تواند تمام خوشی های آدمی را در نظرش پوچ کند، و عشق می تواند تمام زشتی های جهان را در نظر انسان تبدیل به زیبایی کند.

انسانی که نفرت را به جای عشق، در دلش راه داد دیگر هیچ چشمی برای دیدن عشق و محبت جاری در اطرافش نخواهد داشت. این شخص خویشتن را نفرین کرده و زندگی خود را تباه می سازد.

خداوند با عشق آسمان ها و زمین و هر چه در آن هاست را آفرید پس رسالت انسان دوست داشتن، دوست داشته شدن و دوری از نفرت است.