انشا درباره ضرب المثل از کوزه همان برون تراود که در اوست

انشا درباره ضرب المثل از کوزه همان برون تراود که در اوست
انشا درباره ضرب المثل از کوزه همان برون تراود که در اوست

انشای ادبی

این ضرب المثل یاد آور این است که هر چه در باطن باشی در ظاهر هم آشکار خواهد شد.

ممکن است بتوان سال ها با نقابی بر چهره زندگی کرد و دیگران را فریب داد اما در پایان بالاخره همه آن چه را که باید خواهند فهمید، شبیه فلزی که می توان آن را به رنگ طلا در آورد اما روزی این رنگ از بین خواهد رفت و آن چه از آن، در ظاهر طلا، باقی می ماند فلزی بی ارزش است که گمان می شد ارزش طلا را دارد.

ذات خوب، اندیشه ی خوب تو را به راه نیک خواهد برد و ذات و اندیشه ی بد تو را به راهی که تباهی است … پس بکوشیم که نه فقط در ظاهر بلکه در باطن نیز خوب باشیم، بکوشیم تا اندیشه ی خوب داشته باشیم و فکر و ذهن خود را از تمام پلیدی ها پاک کنیم تا رفتاری که از خود بروز می دهیم نشان از اندیشه ی خوب ما باشد.

از کوزه همان برون تراود که در اوست… در کوزه اگر زهر باشد ، بیرون نیز همان آبی است که با زهر مخلوط شده و چطور می شود از آن انتظار آب خوش گوار را داشت؟!

آب با زهر مخلوط شده ی درون کوزه را تا درون ظرفی نریزی نخواهی فهمید که چه بوده است.

اگر می خواهی زیبا به نظر برسی تلاش کن تا رفتار و باطن خود را تعالی ببخشی و به تقویت باورهای خوب بپردازی تا جایگاه ویژه ای در میان افراد داشته باشی.

برداشت و دریافت : انسان ها با توجه به اندیشه ای که دارند سخن می گویند و رفتار می کنند. رفتار بد نشانه ی اندیشه بد است و رفتار خوب نشانه ی اندیشه ی خوب.

انشای ساده و روان

داستان کوتاه و زمینه پیدایش : در زمان های قدیم آب آشامیدنی را درون کوزه می ریختند و در آن را با درپوش حصیری یا پارچه ی ابریشمی می پوشاندند و سپس کوزه را درون ظرفی می گذاشتند تا با گذشت زمان آبی که درون کوزه بود به دیواره کوزه نفوذ می کرد و از آن خارج شده و درون ظرف بیرون ریخته می شد، با این کار آب تصفیه می شد.

با این کار آبی که در ظرف جمع شده بود بو و مزه ی درپوش و کوزه سفالی را می گرفت به همین خاطر مردم می گفتند “از کوزه همان برون تراود که در اوست

این کار دقیقا شبیه رفتار انسان ها است. به این معنی که انسان ها در باطن هر طور که باشند ظاهر آن ها نشان دهنده این باطن خواهد بود.

اگر رفتار یک نفر با دیگران بد است نمی توان گفت او فقط در ظاهر بد است اما ذات و باطن خوبی دارد، زیرا اگر باطن فردی خوب باشد رفتار ظاهری او نیز خوب خواهد بود همچنین ما نمی توانیم از کسی که ذات بدی دارد انتظار رفتار خوب داشته باشیم.

حتی درباره ی یک موضوع هم نظر دو نفر می تواند متفاوت باشد و این مسئله دقیقا مثالی است برای این ضرب المثل. یعنی طرز تفکر هر کسی در رفتار ظاهری او نمایان و مشخص است.

هر چقدر که ما تلاش کنیم فکر خوب و ذهنی آرام و دور از حسادت و بد بینی داشته باشیم تاثیر مثبت در زندگی خودمان خواهد داشت و چون رفتار خوبی از خود بروز می دهیم دیگران هم با ما خوب رفتار خواهند کرد.

کسی که عالم است همیشه سخنان سنجیده و عالمانه می گوید اما کسی که نادان است به راحتی می توان از روی سخنان او متوجه نادانی او شد.

برداشت : ذات هر چیزی اگر خوب باشد ظاهر آن نیز خوب خواهد بود و بر عکس اگر ذات چیزی بد باشد نباید انتظار خوب بودن ذات آن را هم داشت.