انشا در مورد تجربه شنیدن صدای وزش باد پاییزی

انشاء در مورد صدای باد پاییزی
انشاء در مورد صدای باد پاییزی

انشای ساده و زیبا در مورد حس و حال شنیدن صدای وزش باد پاییزی برای دانش آموزان پایه پنجم

شروع انشا

در یکی از شب های پاییزی در اتاقم خوابیده بودم که صدایی مرا بیدار کرد، این صدا، صدای باد پاییزی بود که از همه جای خانه به گوش می رسید و کمی مرا می ترساند.

بعضی وقت ها باد شدید تر می شد و صدای بلند تری ایجاد می کرد.

شاخه های درخت خرمالو که در باغچع ی حیاط بود با وزش باد تکان می خورد و سایه های ترسناکی در پشت پنجره ی اتاقم به وجود می آورد، با دیدن سایه ها پتو را روی سرم می کشیدم تا ترسم کم تر شود.

بعضی وقت ها صدای افتادن شی ای از حیاط می آمد و من می دانستم که باد باعث شده وسایلی که مادر در حیاط چیده بود روی زمین بیفتند.

هر بار که صدای افتادن وسایل از حیاط می آمد نگران بودم که این باد شدید باعث آسیب زدن به خانه ی کسی شود یا حتی باعث شود کسی زخمی شود به همین خاطر دعا می کردم تا وزش باد کم تر شده یا تمام شود.

از تمام درز های در و پنجره صدای زوزه ی باد می آمد و در خانه می پیچید و همین صدا اجازه نمی داد من بخوابم. چند ساعتی طول کشید تا بالاخره صدای باد پاییزی کم تر شد و من توانستم بخوابم.

صبح که از خواب بیدار شدم تا به مدرسه بروم دیدم که باد دیشب، باعث شده بعضی از شاخه های درختان شکسته شوند و روی زمین بیفتند.

بعضی شاخه ها هم روی ماشین ها افتاده بودند و به آن ها خسارت زده بودند. خوشحال بودم که حالا دیگر وزیدن باد تمام شده، اما دیدن شاخه های شکسته و خسارتی هم که باد به ماشین ها زده بود مرا ناراحت کرد.

فال روزانه کوکا