انشا در مورد صدای قار قار کلاغ ها

انشا قار قار کلاغ کلاس هشتم
انشا قار قار کلاغ کلاس هشتم

به نظر من صدای قار قار کلاغ، صدای آزار دهنده ای است، مخصوصا زمانی که آن ها همه یک جا جمع شده و با هم شروع می کنند به قار قار کردن.

پشت خانه ی ما، باغ نسبتا بزرگی قرار دارد که روز ها اغلب صدای کلاغ ها از همین باغ همسایه به گوش می رسد و در خانه ی ما می پیچد، این صدا گاهی آن قدر بلند است که اجازه نمی دهد ما بخوابیم.

همین چند روز پیش بود که یک دفعه صدای آن ها خیلی زیاد شد، ابتدا ما فکر کردیم کلاغ ها دارند با هم دعوا می کنند اما وقتی پشت پنجره رفتم و نگاهی به باغ انداختم، متوجه شدم جوجه کلاغی از لانه اش بیرون آمده و روی زمین افتاده است و یک پسر بچه آن جوجه را در دست گرفته است و کلاغ ها به همین علت خیلی بلند قار قار می کردند تا آن جوجه کلاغ را از دست پسر بچه نجات دهند.

پسر بچه نیز با دیدن آن همه کلاغ و شنیدن صدای آن ها، آن قدر ترسید که سریع جوجه را روی زمین گذاشت و فرار کرد.

بیچاره کلاغ ها، با آن قیافه ی سیاه رنگ شان خیلی بین انسان ها محبوب نیستند و بعضی از ما آن ها را شوم و بد قدم می دانیم، اما فکر می کنم این موجودات خیلی هم بد نباشند و زندگی طبیعی خود را دارند، به علاوه این که کلاغ ها، بسیاری از مواد مضر طبیعت را از بین می برند و این برای ما و طبیعت مفید است.

موضوع جالب درباره ی کلاغ ها این است که آن ها واقعا موجودات باهوشی هستند و بعضی از کلاغ ها حتی می توانند از آینه هم استفاده کنند.

هم چنین آن ها می توانند تفاوت بین چهره های مهربان و خطرناک را درک کنند و در صورت تشخیص دادن هر خطری، دیگر همنوع های خود را از خطر آگاه کنند.

انشای دوم

از زمان بچگی شنیده بودم که صدای قار قار کلاغ نحس است ولی هر روز صبح مخصوصا در فصل های پاییز و زمستان مجبور بودم با صدای قار قار کلاغ از خواب بیدار شوم، چون دقیقا روی درخت جلوی درب خانه مان پر از لانه کلاغ بود.

اتفاقی عجیبی که در روز بار ها تکرار می شد این بود که اولین کلاغ شروع به قار قار می کرد و بقیه ی کلاغ ها نیز پشت سر هم همین کار را انجام می دادند.

هر روز وحشت زده منتظر اتفاق های بد بودم اما بالاخره بعد از مدت ها به این نتیجه رسیدم که نحس بودن کلاغ خرافات است که متاسفانه از قدیم در بین ما رواج پیدا کرده است.

کلاغ ها در همه جا می توانند زندگی کنند و از همه چیز می توانند به عنوان غذا استفاده کنند، مثلا همین پارسال مسافرتی به خانه ی مادر بزرگم که در روستا ساکن است داشتیم و من در آن جا چندین بار کلاغ ها را دیدم که در حال بر داشتن صابون های جا مانده مادر بزرگ در ایوان خانه هستند.

آن ها کمی منتظر می مانند تا ایوان خالی شود و همین که فرصتی پیدا می کردند سریع صابون ها را به دهان گرفته و فرار می کردند.

بعضی وقت ها فکر می کنم ممکن است بعضی از آن ها با خوردن صابون، شکم شان پر از کف شده و مرده باشند، اما من که کلاغ مرده ای آن اطراف ندیدم و به این نتیجه رسیدم کلاغ ها در مقابل صابون مقاوم شده اند.

نمی دانم فایده ی کلاغ چیست اما به نظرم همه ی موجودات جهان، جایگاه خود را در آفرینش خداوند دارند، حتی کلاغ ها که شاید از نظر بعضی از ما موجودات بد و آزار دهنده ای به نظر برسند.