انشا در مورد اذان | زیباترین انشاهای کوتاه در مورد شنیدن صدای اذان و حکمت آن

انشا در مورد اذان
انشا در مورد اذان

در ادامه 2 انشای ساده و ادبی کوتاه در مورد صدای خوش اذان و حکمت های نهفته در آن برای شما درج کرده ایم که می توانید برای نوشتن انشا در مورد اذان از آنها الهام بگیرید.

انشا و متن کوتاه زیبا درباره اذان

اذان یعنی دعوت کردن یا آگاه کردن. دعوتی از سوی پروردگار برای بندگان راستینش تا هر کاری که به آن مشغول هستند را رها کنند و به عبادت و ستایش پروردگار متعال بپردازند.

شیوه ای است که با آن یادآوری می کنیم که زمانی را فقط باید به خداوند اختصاص دهیم.

در اذان ما شهادت می دهیم که خداوند یگانه و بی همتاست، حضرت محمد(ص) فرستاده ی پروردگار است و خداوند بزرگ تر از آن است که بتواند توصیف شود.

زمانی که صدای اذان از مناره های مساجد پخش می شود و در شهر می پیچید برای همه یادآور یک چیز است: صدایی است که ما را به سوی خدا فرا می خواند و خوشبخت کسانی هستند که این ندای الهی را پاسخ می گویند و به سوی رستگاری می شتابند.

حی علی الفلاح: بشتاب بر رستگاری، که عبادت خداوند رستگاری است.

حی علی خیر العمل: بشتاب بر بهترین کار، که عبادت خدا بهترین کارهاست.

صدای اذان، نوای حق است، صدایی که هر روز همه ی ما آن را می شنویم و آرامش می گیریم.

خداوند بی همتا به زیباترین شکل که صدای موذن است انسان را به سوی خود فرا می خواند و انسان ها با شنیدن آن به سوی پرودگار می شتابند و با او راز و نیاز می کنند.

صبح ها که در خواب شیرین هستیم، ظهرها و عصرها که مشغول کاریم و شب ها که مشغول استراحتیم این صدا تلنگریست تا به صحبت با کسی بنشینیم که مهربان ترین مهربان هاست، او بی نیاز از همه چیز و ما نیازمند او هستیم.

هنگامی که دعوت الهی را پاسخ می گوییم و کنار سجاده می نشینیم و با پرودگار درد و دل می کنیم وجودمان پر از آرامش می شود و این پاداشی است برای بندگانی که عبادت خداوند را بر هر کاری ترجیح می دهند. آن ها همیشه به یاد خداوند هستند نه فقط در زمانی که دچار مشکل می شوند.

انشای دوم : بانگ اذان و حکمت الهی آن

صدای ملکوتی اذان از گلدسته های مسجد به گوش می رسد و روح من را از این عالم خاکی به آسمان ها پرواز می دهد، چه رازی در اذان و صدای آن نهفته است که چنین آرامشی عظیم بر دلم می اندازد و در یک لحظه تمام مشکلات و غم هایم را از صفحه دل و ذهنم پاک می کند.

همچنان که صدای اذان در گوشم طنین انداز است و برای وضو گرفتن و نماز آماده می شوم به عمق این واژه ها فکر می کنم: “الله اکبر … اشهد ان لا اله الله”

اذان در ذهن بسیاری از ما مسلمانان کلماتی است که به آوای گوش نواز و در ساعات خاصی از روز تکرار می شود تا مسلمانان را به ادای فریضه الهی نماز دعوت کند، اما این تنها یکی از اهداف والای اذان است.

اذان قلب مسلمانان را برای نماز آماده می کند تا با آمادگی کامل به نیایش و عبادت معبود بپردازند، اذان سرشار از مفاهیم عرفانی عمیق است که اگر با درک و تفکر عمیق بیان شود مسلمانان را از هر شرک و آلودگی پاکسازی کرده و آن ها را به نوعی وحدت قلبی و عملی می رساند.

آیا واقعا آن چه در اذان می گوییم در زندگی واقعی ما نیز جاری شده است؟

برخی از ما بارها در طول روز با گفتن “الله اکبر” به بزرگ تر بودن خداوند اقرار می کنیم اما هنگام رویارویی با مشکلات زندگی، تنها زمانی که از همه نا امید می شویم به سراغ خداوند می رویم.

ما با گفتن “لا اله الا الله” شهادت می دهیم که خدایی جز الله وجود ندارد، غافل از آن که با موثر دانستن دیگران در خوشبختی و سعادت خود، به همان میزان دچار شرک شده و از یاد خداوند غافل می شویم.

بارها گواهی داده ایم که حضرت محمد (ص) آخرین پیامبر خداست و به ولایت حضرت علی (ع) شهادت می دهیم اما آیا درباره سیره نبی و اهل بیت او تحقیق کرده ایم و آیا اعمال ما نیز مانند کلام ما، به عطر نام محمدی و ولایت علی معطر شده است؟

اذان تنها چند واژه ساده عربی نیست، اذان گفتن، شهادت دادن در پیشگاه خداوند است و به زبان آوردن آن، مسئولیت بزرگی به همراه دارد پس بیاییم به اذان فراتر از عادت های هر روزه نگاه کرده و اصول اخلاقی و عرفانی آن را در زندگی خود به کار گیریم.