انشا درباره خاطره و توصیف شب یلدا برای کلاس یازدهم

انشا شب یلدا کلاس یازدهم
انشا شب یلدا کلاس یازدهم

جشن با شکوه یلدا یکی از آداب و رسوم کشور عزیز مان ایران کهن می باشد که از روزگاران قدیم و از نیاکان مان به ما ارث رسیده است، این شب لحظه ی خداحافظی پاییز از ماست و کمی طولانی تر از شب های دیگر سال می باشد.

یلدا دختر زیبای پاییز تن طلایی، سالی یک بار به دیدن ما می آید و همه مان را دور هم جمع کرده و نوید خیر و برکت و زمستانی پر بار را به ما می دهد.

یلد ا که می آید ما به خانه پدربزرگ می رویم و این شب زیبا را مهمان او و مادربزرگ هستیم.

یلدای هر سال که در خانه ی پدر بزرگ جمع می شویم تصویر زیبایی از دانه های سرخ انار را داخل ظرف بلوری می بینیم که آرام کنار یک دیگر نشسته اند و حریری از گلپر روی خود کشیده اند، طرح زیبای تنشان بر ظرف بلوری تماشایی می شود و من هر بار با خود می گویم واقعا انار یکی از زیبا ترین میوه هاست و وقتی با یلدا در هم می آمیزد زیبایی اش بیش تر جلوه کرده و طعمی از بهشت را مهمان جشن مان می کند.

تن سبز هندوانه ای بزرگ که نماد آبادی و آبادانی است و دل سرخش که نشانه ی صلح و دوستی است همیشه در وسط سفره ی یلدایی ما به چشم می خورد.

عطر جادویی سیب هم جای خودش را در جشن یلدا دارد، سرخی سیب ها ذهن مرا به باغ های پر از میوه می برند و در رویایم دخترکانی را می بینم که دامن پرچین شان را پر از سیب های سرخ کرده اند و به سمت من می آورند تا هدیه ای برای جشن یلدا باشد.

حافظ جان هم با اشعاری که از عمق جان سروده جزئی جدا نشدنی از جشن های شب یلدای ماست، آن هم با صدای بم و دل نشین پدر بزرگ ، که به خوبی از عهده ی رساندن معنی واژه ها و بیت ها بر می آید و فال مان را به نیکی تعبیر می کند.

شیرینی، آجیل، کدو تنبل، لبو و میوه های دیگری از جمله ازگیل و نارنگی و پرتقال هم سهمی از یلدای خوش ما دارند و سفره ی جشن مان را رنگین تر می کنند.

قصه های زیبای پدر بزرگ و مادر بزرگ در شب یلدا نیز از لحظات باشکوه من است زیرا مرا به گذشته ها و سرگذشت آدم های دیگر، آنان که در روزگاران قدیم می زیسته اند و افسانه های دور و دراز می برد و خودم را جای آن ها می گذارم و به جای شان زندگی می کنم، با هر واژه ی پدر بزرگ من بیش تر و بیش تر در قصه ها غرق می شوم و سفر خیالی خود را شروع می کنم، قصه هایی که اکثرشان از شاهنامه ی فردوسی است و پدر بزرگ خوب بلد است که ما را شیفته ی آن ها کند.

بعد از ساعت ها خنده و شادی یلدا به پایان می رسد و هر شب یلدایی که تمام می شود خاطره ای خوش به صندوقچه ی خاطراتم اضافه می شود.

در پایان یلدای هر سال از خدا می خواهم جمع دور همی ما و همه ی خانواده های ایرانی همیشه برقرار باشد و همگی هر سال بیش تر از سال پیش شاد و خندان باشیم، دل هایمان هیچ وقت خانه ی غصه ها نشود و سایه ی پدر بزرگ و مادر بزرگ های مهربان مان تا سال ها روی سر همه ی ما باشد که شب های یلدا در خانه ی آن ها لطف و صفایی دیگر دارد.