انشا درباره سفر خیالی به اعماق زمین و دریا، جنگل، فضا و سیاره مریخ

انشا درباره سفر خیالی به اعماق زمین و دریا، جنگل، فضا و سیاره مریخ
انشا درباره سفر خیالی به اعماق زمین و دریا، جنگل، فضا و سیاره مریخ

من یکی از اعضای گروه چهار نفره ای هستم که کار جمع آوری نمونه های کم یاب از مکان های مختلف را انجام می دهد و به دنبال کشف نا شناخته های زمین و فضا است.

ماموریت چهار ساله ای به ما محول شده بود که در آن باید به اعماق زمین، دریا، جنگل و سپس فضا و مریخ می رفتیم.

در آن ماموریت ها به دنبال چیزی هایی بودیم که هیچ کس دیگر قبلا آن ها را مشاهده نکرده بود.

اولین مقصد ماموریت ما، جنگل های مختلف روی کره ی زمین بود.

پس از بررسی تمام جنگل ها، کشف مهم ما در آخرین جنگلی که به آن جا رفتیم یافت شد.

این جنگل، جنگل معروف آمازون بود. در آن جنگل به قبیله ای بر خوردیم که هنوز مانند انسان های اولیه زندگی می کردند.

کشف دیگر ما در آمازون، یافتن تمدنی از میلیون ها سال پیش بود که به نظر می رسید در زمان خود بسیار پیشرفته بوده است.

مقصد بعدی ما دریا بود. سفر با زیر دریایی سبکی آغاز شد که بسیار مجهز بود.

در آن ماموریت از نقاط مختلف دریاها و اقیانوس ها گذشتیم و در بعضی از نقاط موجوداتی را مشاهده کردیم احتمال می دادیم وجود آن ها غیر ممکن است و این موجودات متعلق به ما قبل تاریخ می باشند.

عکس برداری و جمع آوری نمونه ها در دریا انجام شد اما در مسیر بر گشت به ساحلی رسیدیم که سنگ های آن کمی غیر عادی به نظر می رسید، به همین خاطر هماهنگی های لازم انجام شد تا آن ساحل که در جزیره ی کوچکی واقع شده بود نیز بررسی شود.

غار بزرگی در گوشه ای از ساحل نظر ما را به خودش جلب کرد به همین خاطر در خواست کردیم تجهیزات کاملی برای ما ارسال شود تا بتوانیم درون غار را نیز ببینیم.

پس از دریافت تجهیزات، همگی آماده شدیم و به درون غار رفتیم. پیمودن مسیر درون غار روز ها طول کشید، هیچ کدام نظری نداشتیم که چه چیزی انتظار ماست.

هر چه پیش می رفتیم دمای درون غار بیش تر می شد، می توان گفت با هر قدمی که بر می داشتیم به اعماق زمین نزدیک تر می شدیم.

باور این که یک ماه درون غار بودیم و به اعماق زمین سفر کردیم کمی عجیب به نظر می رسد اما این اتفاق افتاد و در پایان ما به جایی رسیدیم که پر از تکه های درخشان الماس بود.

کشفی که می توانست زندگی هر کدام از ما را متحول کند اما بر اساس قرار دادی که در ابتدای کار امضا کرده بودیم نمی توانستیم حتی ذره ای از آن الماس ها را برای خودمان بر داریم.

یک قطعه از آن ها را برای نمونه بر داشتیم و دوباره به ساحل آمدیم و سپس همراه با تمامی نمونه های جمع آوری شده به مرکز فرماندهی بر گشتیم.

نمونه ها، عکس ها و فیلم ها را به مدیر مجموعه ی تحقیقاتی تحویل دادیم و قرار شد بعد از دو ماه استراحت، سفر به فضا و مریخ شروع شود.

پس از دو ماه، همگی دوباره کنار هم جمع شدیم و در تاریخی که قبلا مقرر شده بود سوار سفینه فضایی شدیم و به فضا رفتیم.

خوشبختانه ربات هایی که روی بدنه ی سفینه تعبیه شده بودند کار جمع آوری نمونه سنگ های فضایی را به عهده داشتند و ما مجبور نبودیم به بیرون از سفینه برویم و با خطرات نا شناخته رو برو شویم.

پس گذشت ماه ها بالاخر به آخرین مقصد ماموریت خود یعنی مریخ رسیدیم. این سیاره ی زیبا پر از مناظر شگفت انگیز بود.

برای مدت طولانی کار ما این بود که از سنگ ها و خاکی که در مریخ بود نمونه های کوچکی جمع کنیم.

روزی که پایان ماموریت ما از طرف مرکز تحقیقات اعلام شد همه با خوشحالی سوار سفینه شدیم و به طرف زمین حرکت کردیم.