انشا در مورد زیباترین صدایی که شنیدم

موضوع انشا زیباترین صدایی که شنیدم
موضوع انشا زیباترین صدایی که شنیدم

صداهای زیادی به گوشم رسیده است که از شنیدن آن ها بسیار لذت برده ام اما بعضی از صداها هیچ وقت از ذهن انسان بیرون نمی رود و آدمی هر بار با یاد آوری آن ها غرق لذت می شود.

صداهایی که ما می شنویم هر کدام رد پایی از خود در ذهن جای ما می گذارند که می تواند خوب یا بد باشد و یادآوری شان می تواند احساسی تلخ یا شیرین در وجودمان ایجاد کرده و حتی گاهی وقت ها ما را سفرهای دور و دراز خیالی ببرد.

در میان تمام صداهای جهان، زیباترین صداها حتما متعلق به طبیعت است چون هر یک از ما برای فرار از روزمرگی های زندگی همیشه به طبیعت پناه می بریم و روح و روان مان را با گذراندن وقت در طبیعت تازه می کنیم، هر کدام از اجزای طبیعت هم صدایی رسا دارند که اگر خوب به صدایشان گوش کنیم حتما آن ها را خواهیم شنید.

زیباترین صدایی که من شنیدم صدای روان و زلال آب است که همه ی آلودگی ها را در مسیرش می شوید و با خود می برد آب همیشه در حال گذر است و شب و روز برای طبیعت لالایی می خواند و زندگی هیچ موجودی بدون آن امکان پذیر نیست.

هیچ چیز زیبا تر و گوش نواز تر از جان سپردن به صدای شرشر آب روان نیست که می توانی ساعت ها بشینی و به نوای دل نشینش گوش بدهی زیرا که سخنش همه از بودن ها و زیستن ها است و ابدا چیزی از مرگ در دورنش نیست.

هر کجا که صدای آب به گوش برسد زندگی در آن جا جاری است و همین حس نشاط و شادابی در وجود من بر می انگیزد و فکر می کنم جایی که صدای آب در آن نباشد حیات معنا ندارد و جایی است مرده و خاک گرفته.

در پس ذهن من همیشه صدایی است که هیچ وقت دوست ندارم از بین برود یا فراموش شود و آن هم صدای عبور آب از جویبارهاست، موسیقی زیبای آب جریان حیات و زندگی را در هستی زنده نگه می دارد و همیشه سرشار از امید و سرسبزی است.