تبریک عید نوروز 98

انشای زیبا درباره خاطره یک روز بارانی دل انگیز با چتر رنگی

انشای ساده و ادبی زیبا در مورد توصیف یک روز بارانی دل انگیز همراه با چتر رنگی و گذر از خیابان

انشا درباره خاطره یک روز بارانی و چتر رنگی
انشا درباره خاطره یک روز بارانی و چتر رنگی

در اتاق نشسته ام که صدایی می آید بلند می شوم و به طرف پنجره می روم و از پشت شیشه ی پنجره کوچه را نگاه می کنم باران شروع به باریدن کرده و دانه های درشت باران به کف کوچه می خورد و از برخورد آن آب باران جمع شده کف کوچه به بالا پرتاب می شود.

لباس گرم می پوشم و چترم رنگی ام را بر می دارم و به کوچه می رورم. چتری خریده ام که هر قسمت از روی آن رنگی متفاوت دارد مانند رنگ های یک رنگین کمان زیبا.

چتر را روی سرم گرفته ام، صدای برخورد باران روی چتر را می شنوم . باد می وزد و باران را به هر سمتی که می خواهد متمایل می کند و چتر من نیز هماهنگ با باد به این طرف و آن طرف می رود و نگه داشتنش برایم سخت می شود.

انگار که باد هم دوست نداشته باشد که من زیر باران چتر داشته باشم تمام تلاشش را می کند تا چترم را از دستم بیرون آورد و با خود به آسمان ببرد، و برای دقایقی هم موفق می شود. چتر از دستم می افتد و روی زمین غلتی می زند و من به دنبال آن می روم تا جدال من و باد برای تصاحب چتر ادامه یابد.

چتر را بر می دارم، حالا دیگر لباس هایم زیر باران خیس شده اند. چتر رنگی ام را دوباره روی سر می گیرم و به راهم ادامه می دهم. احتمال دارد سرما بخورم اما دیدن منظره ی بارانی آنقدر لذت بخش است که دلم نمی آید به خانه برگردم.

به این فکر می کنم چرا بیش تر چترهای دنیا را به رنگ مشکی ساخته اند.، دوست داشتم تمام چترهای دنیا را رنگی می ساختند تا ببنید در روزهای بارانی شهر چقدر رنگین می شد و هر کسی با یک چتر رنگی متفاوت به خیابان می آمد و مناظر بارانی را دیدنی تر می کرد.

و فکر می کنم چترها می توانند همدهم تنهایی ما در روزهای بارانی باشند، و بدون ترس از خیس شدن زیر باران با ما تا هر کجا که خواستیم همراه ما بیایند.

حالا دیگر باران به شدت قبل نیست. کمی دیگر قدم می زنم و بعد راهی که آمده ام را بر می گردم تا به خانه بروم. به خانه که می رسم چتر رنگی ام را گوشه ای آویزان می کنم تا خشک شود و خودم هم لباس هایم که زیر باران خیس شده را عوض می کنم تا سرما نخورم.

امروز و خاطره ی بارانی من و چتر رنگی ام را یکی از لذت بخش ترین روزهای زندگی ام می دانم.