انشا و داستان درباره ضرب المثل فضول رو بردند جهنم گفت هیزمش تره!

ضرب المثل فضول رو بردند جهنم گفت هیزمش تره
ضرب المثل فضول رو بردند جهنم گفت هیزمش تره

انشاهای زیبای ساده و ادبی در قالب داستان کوتاه طنز و پندآموز در مورد ضرب المثل معروف فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تره همراه با برداشت

انشای اول ( داستان)

در یک جنگل بزرگ حیوانات زیادی کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کردند. بین این حیوانات روباه تازه واردی بود که در کار همه سرک می کشید و فضولی می کرد.

مدتی گذشت و حیوانات کم کم از این کار روباه ناراحت شدند چون روباه برای خود شیرینی رازهای هر کدام از آن ها را پیش دیگری می گفت و باعث آرازشان می شد.

یک روز صبر حیوانات تمام شد و آن ها برای شکایت پیش سلطان جنگل که شیر بود رفتند. در آن روز هر کدام از حیوانات اتفاقات و مشکلاتی که روباه برایشان پیش آورده بود را برای شیر تعریف کردند.

شیر به حرف های همه گوش کرد و در پایان گفت: باید کاری کنیم تا روباه پی به اشتباه خود ببرد و رفتار خود را عوض کند. حیوانات در آن روز نقشه ای برای روباه کشیدند.

روز بعد یکی از فیل ها به طرف کلبه ای که در وسط جنگل قرار داشت رفت و کوزه ای را از جلوی در آن خانه برداشت با خود آورد. او در مسیر طوری وانمود می کرد که انگار کار مهمی را انجام می دهد که نمی خواهد دیگران از آن با خبر شوند.

روباه فضول که تمام راه به تعقیب فیل می پرداخت با این رفتار فیل فضولی اش بیش تر گل کرد.

فیل پس از پیمودن مسافتی به درخت بزرگی رسید. او زیر درخت چاله ای کند و بعد کوزه را درون چاله مخفی کرد و بعد روی چاله را با خاک پوشاند و از آن جا دور شد.

حالا روباه فضول مانده بود و کوزه مخفی شده، او کم کم نزدیک چاله شد و آن جا را دوباره کند و کوزه را در آورد، سپس برای این که ببیند درون کوزه چه چیزی وجود دارد دستش را درون کوزه انداخت اما چیزی نبود.. با خود فکر کرد؛ امکان نداره چیزی نباشه چون رفتار فیل خیلی مشکوک بود.

روباه این بار سرش را به داخل کوزه برد تا درون آن را ببینید … و شد آنچه نباشد می شد… سر روباه درون کوزه گیر کرد و او هر چه تلاش کرد نتوانست سرش را از دورن کوزه خارج کند.

روباه در حالی که این طرف و آن طرف می دوید داد می زد و کمک می خواست اما کسی نبود که به او کمک کند و او در جهنم اعمال خویش گیر کرده بود.

برداشت: فضولی رفتار نا پسند است و شخص فضول به بدترین شکل مجازات خواهد شد.

انشای دوم (داستان طنز)

مسافری بود که از مسیری می گذشت، او راه زیادی را پیموده بود و بسیار خسته بود. درخت گردویی دید که سایه ی خوبی دارد، تصمیم گرفت زیر سایه ی درخت گردو بنشیند و کمی استراحت کند.

در نزدیکی درخت گردو مزرعه ای بود که صاحب مزرعه در آن کدو تنبل کاشته بود و کدوها سبز شده بودند.

مسافر زیر سایه ی درخت نشست و در همین موقع چشمش به کدو تنبل ها افتاد و با خود گفت: خدایا کارهایت چقدر عجیب و غریب است! کدوی به این بزرگی را روی بوته‌ ای به این کوچکی می‌ رویانی و گردوهای به این کوچکی را روی درخت به این بزرگی!

همین که این حرف را زد گردویی از شاخه جدا شد و روی سرش افتاد.

مسافر بلند شد و رو به آسمان کرد و گفت: خدایا منو ببخش! نباید تو کارت دخالت می کردم…. چون هیچ معلوم نبود اگر روی این درخت به جای گردو، کدو تنبل رشد کرده بود الان چه بلایی به سر من اومده بود، و این بود نتیجه ی فضولی مسافر که در کار خداوند دخالت کرده بود.

انسان فضول خودش متوجه رفتارش نیست اما این خصلت برای دیگران بسیار آزار دهنده است. افراد کمی بعد از شناخت این ویژگی در یک فرد حاضر به دوستی با او هستند.

شخص فضول با این رفتار همه ی دوستانش را از خود می راند و در پایان تنها خواهد ماند، حتی ممکن است در راه فضولی بلاهایی هم سر خودش بیاورد.

به یاد داشته باشیم که نباید فضولی کنیم و اگر کسی هم خواست در کار ما فضولی کند به او بفهمانیم که این کار درست نیست.

برداشت: نباید در کاری که به ما مربوط نیست سرک بکشیم.

انشای سوم – مناسب کلاس نهم

“فضول رو بردند جهنم ” هشداری است برای اشخاص فضول، هشداری که به آن ها یاد آور می شود جایگاه شخص فضول جهنم است و فضولی یکی از بدترین ویژگی های یک فرد می تواند باشد.

شخص فضول هیچ زمانی آرام و قرار ندارد زیرا همیشه در فکر این است که از مسئله ای بی خبر مانده است، او با این تفکر هم خود را آزار می دهد و هم رفتارش باعث آزار اطرافیان خواهد شد.

برخی نام دیگری برای فضولی انتخاب می کنند که آن را موجه جلوه بدهند اما آراستن نام این خصلت چیزی از بدی هایش نخواهد کاست. آن ها نام کنجکاوی را انتخاب می کنند اما باید متذکر شد که مرز باریکی بین کنجکاوی و فضول وجود دارد.

شخص کنجکاو در مواردی که نباید هیچ دخالتی نمی کند، به خصوص در امور شخصی دیگران اما فرد فضولی به هر جا سرک می کشد و اصطلاحا خود را نخود هر آشی می کند تا از همه چیز سر درآورد و در آن دخالت کند.

شخص فضول با رفتار ناپسندش باعث بر هم زدن آرامش و روابط افراد با یکدیگر می شود او در هر کاری نظر داده و خود را با تجربه و آگاه می داند. عاقبت فضولی شخص فضول بی ارزش شدنش در چشم همگان است.

فضول به کارهای دیگران بیش از کارهای خودش رسیدگی می کند، به همین علت کارهای او اغلب نیمه تمام است.

با شخص فضول کنار نیایم، با این کار ما هم در گناه او شریک خواهیم شد، در مقابل او رفتاری داشته باشیم که او را متوجه اشتباهش کنیم. البته این افراد به سختی این خصلت را کنار می گذارند و یا حتی قبول خواهند کرد که دارای این ویژگی نا پسند هستند.

برداشت: شخص فضول یک لحظه آسوده نخواهد بود و آرامش خود و دیگران را قربانی این خصلت خواهد کرد.