انشاهای زیبا درباره احترام گذاشتن، خانه و صدای مادربزرگ و پدر بزرگ ها

انشا در مورد مادر بزرگ و پدر بزرگ های مهربان و دوست داشتنی
انشا در مورد مادر بزرگ و پدر بزرگ های مهربان و دوست داشتنی

مناسب کودکان

پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها همیشه مهربان و دوست داشتنی هستند. زمانی که به خانه آن ها می روم با خوراکی های خوشمزه از من پذیرایی می کنند.

مادر بزرگم عینکی من همیشه برای من قصه های خوب تعریف می کند و پدر بزرگم خاطره های دوران جوانی اش را برای من می گوید و می خندد. آن ها را خیلی دوست دارم.

آن ها بیش تر از بقیه با من بازی می کنند و می گویند نوه شیرین تر از بچه است و مرا بیش تر از پدر و مادرم دوست دارند.

در خانه ی پدر بزرگ و مادر بزرگ، من اجازه دارم هر چقدر که دلم می خواهد بازی کنم و بدوم چون خانه ی آن ها آپارتمانی نیست که باعث اذیت شدن همسایه شوم.

پدر بزرگ همیشه با من فوتبال بازی می کند و اجازه می دهد در همه ی بازی ها من برنده شوم می دانم که به خاطر خوشحالی من این کار را می کند.

بعضی وقت ها که به خانه ی مادر بزرگ می روم و او می خواهد به خرید برود همراهش می روم تا در آوردن وسایل به او کمک کنم، او از این که من همراهش هستم بسیار خوشحال می شود. بار آخری که با او به خرید رفتم در مسیر برگشتن سطل ماست از دستم افتاد و روی زمین ریخت اما او نه تنها ناراحت نشد بلکه مرا هم که ناراحت بودم را دلداری داد و گفت اشکالی ندارد و از این موضوع به کسی چیزی نمی گوید، ما برگشتیم و دوباره ماست خرید و به خانه آمدیم.

بعضی از بچه ها همراه پدر بزرگ و مادر بزرگ هایشان در یک خانه زندگی می کنند، دوست داشتم زندگی ما هم همین طور بود اما پدر می گوید ما خانه ی جدا گانه ای داریم و باید در آن جا زندگی کنیم.

مناسب برای نوجوانان

مادر بزرگ و پدر بزرگ پدری ام طبقه ی پایین خانه ی ما زندگی می کنند. بیش تر وقت ها در کنار آن ها هستم و اگر احتیاجی به کمک داشته باشند سعی می کنم کارهایشان را انجام دهم.

مادر بزرگ کمی مریض است و این مرا نگران می کند. این روزها بیش تر مراقبش هستم. غروب ها کنارش می نشینم، دست های لرزانش را در دستم می گیرم و به سخنانش گوش می کنم و او تک تک خاطراتش را با جزئیات تعریف می کند و از یاد آوری آن ها لبخند روی لبانش نقش می بندد.

پدر بزرگ برای خودش دوستانی پیدا کرده و هر روز با آن ها به پارک سر کوچه می روند و ساعت ها آن جا می نشینند و شطرنج بازی می کنند.

خوشحال هستم که آن ها نزدیک ما زندگی می کنند. اما پدر بزرگ و مادر بزرگ مادری ام در روستا زندگی می کنند. من شیرین ترین خاطره هایم را در آن روستا تجربه کرده ام.

از زمانی که کودک بودم عاشق رفتن به خانه ی قدیمی و روستایی پدر بزرگ و مادر بزرگ بودم. مادر بزرگ بهترین قصه ها را بلد است و برایم گفته است. در فصل زمستان او برایمان آش درست می کند و زمانی که داریم دست پخت بی نظیرش را می خوریم کتاب قصه را از صندوقچه قدیمی خود بیرون می آورد و برای ما داستان تعریف کند.

سوغات ما از خانه ی روستایی آن ها توت خشک، قیصی و لواشک های خوشمزه ای است که مادر بزرگ در تابستان درست کرده است.

در پایان هر مسافرت به روستا، لحظه های جدا شدن از آن ها برایم سخت و غمگین است.

پدر بزرگ و مادر بزرگ عاشقانه کنار هم زندگی می کنند و الگویی هستند برای همه ما، و ما می دانیم که آن دو چقدر یکدیگر را دوست دارند و خواهند داشت.

ساده و ادبی

پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها، این موجودات آرام، صمیمی و دوست داشتنی که وجودشان برکت و نعمت است در زندگیِ هر کدام از ما و ما باید قدر دان وجودشان و همواره مراقب شان باشیم، تا مبادا دلشان بلرزد، اشکی به گوشه ی چشمشان بدود، یا غمی در دلشان خانه کند.

با آن ها سخن بگویم و از غم و اندوهشان بکاهیم و شادی هایشان را افزون کنیم.

قصه ها و خاطرات شان را به یاد بسپاریم و اگر روزی دیگر کنار ما نبودند، ما برای فرزندان مان از قصه های آن ها بگوییم.

دست های چین خورده شان را در دست هایمان بگیریم و بر آن ها بوسه بزنیم و آن چنان به آن ها مهر بورزیم که پیری را فراموش کنند.

بیش تر به صدایشان گوش کنیم، صدای خنده هایشان، صدای گریه هایشان و صدایی که برای نصیحت ما بلند می شود.

آغوش آن ها پر مهر ترین آغوش جهان است، آن ها را در آغوش بگیریم و با احترام با آن ها برخورد کنیم.

پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها به اندازه چین های صورت شان تجربه دارند پس اگر زمانی زبان به نصیحت گشودند مبادا دلگیر شویم و سختی بگوییم که آن ها را بیازارد.

آن ها از فراموشی هراس دارند از این که فرزندانشان آن ها را فراموش کنند و زمانی به خود آیند که دیگر دیر شده باشد، باید به یادشان باشیم، هر روز سراغی از آن ها بگیریم و در توان خود کاری برایشان انجام دهیم، اگر چه توجه ما بهترین کاری است که می توان برایشان انجام داد.

عاشق پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها باشیم و بکوشیم تا زمانی که کنار ما هستند بهترین ها را برایشان فراهم کنیم، بیش تر کنارشان باشیم و با مهربانی با آن ها رفتار کنیم.