انشا در مورد از زبان درخت سرسبز با آدم ها حرف بزنید!

انشا از زبان درخت با انسان حرف بزنید
انشا از زبان درخت با انسان حرف بزنید

نسیم لا به لای برگ های سبزم می پیچد و آن ها را تکان می دهد ، حال خوبی دارم و این حالم حتما شما آدم ها را هم به هیجان می آورد چون می دانم که وقتی در فصل های مختلف زیبایی هایم را می بینید به وجد می آیید.

شما برای فرار از دود و دم شهر به درختان پناه می آورید و بساط تان را در سایه ی شاخ و برگ هایمان پهن می کنید و ساعاتی را در آرامش از محیط اطراف لذت می برید، ما هوای پاک را بی دریغ در اختیارتان می گذاریم، بهترین هدیه ی ما برای شما آدم ها همین هوای پاک و سالم است.

وقت رفتن که می رسد معلوم می شود کدام یک از شما به سلامتی ما اهمیت می دهد و برای کدامتان اصلا مهم نیست که چه بلایی سرمان می آید، بعضی از شما وقت رفتن آشغال و زباله هایتان را جمع می کنید و با خودتان می برید تا در سطل زباله بیندازید ، اما امان از آن هایی که زباله هایشان را در اطرافمان رها می کنند و می روند و ما می مانیم و کلی زباله.

باد که شروع می شود بوی بدی در همه جا می پیچد و کیسه های زباله شما همراه باد بالا می روند و بر روی شاخ و برگ هایمان فرود می آیند و ما بعضی اوقات هر چه قدر هم خودمان را تکان بدهیم نمی توانیم آن ها را از خود دور کنیم و راحت نفس بکشیم.

پس از مدتی باد زباله ها را پراکنده می کند و محیط اطرافمان پر از زباله های ریز و درشت می شود و نتیجه ی آن منظره ی زشتی است که شما به وجود آوردید، منظره ای که حتی خودتان هم دیگر دوست ندارید آن را تماشا کنید و کنار مان بیایید و زیر سایه مان بنشینید.

گاهی اوقات هم پیش می آید که شما شاخه های ما را می شکنید که این خیلی دردناک است چون شاخه های ما زنده هستند و جزئی از هر درخت که هیچ وقت دوست ندارد از آن جدا شوند چون جدایی شاخه از درخت مساوی با مرگ آن است.

خواسته من از شما آدم ها این است که به خاطر خودتان هم شده کم تر ما را قطع کنید چون ما ریه های تنفسی زمین هستیم و بدون ما شما هوایی برای نفس کشیدن نخواهید داشت پس اگر به زندگی سالم اهمیت می دهید کم تر به درختان آسیب بزنید.