دستگاه تصفیه آب خانگی

شعرهای زیبای ولادت امام حسین علیه السلام از علی اکبر لطیفیان

شعرهای زیبای ولادت امام حسین علیه السلام
شعرهای زیبای ولادت امام حسین علیه السلام

اشعار زیبا در مدح امام حسین (ع) برای روز میلاد ایشان از شاعر علی اکبر لطیفیان

اگر چه بال و پر ناتوان مان دادند
ولی برای پریدن زمان مان دادند

خبر دهید دوباره به بال فطرس ها
مجال پر زدن آسمان مان دادند

به احترام ملائک امانت حق را
به دست فاطمه ی مهربان مان دادند

بدون واسطه امشب کنار سجاده
تمام حُسن خدا را نشان مان دادند

قسم به بوسه ی لب های سبز پیغمبر
برای بردن نامت زبان مان دادند

امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا

برای آن که بیابیم ما خدایت را
گرفته ایم نشانی ردپایت را

برای آن که به سمت خدایشان ببری
گرفته اند ملائک نخ عبایت را

و جبرئیل دلش تنگ می شد ای آقا
نمی شنید اگر یک شبی صدایت را

فرشتگان مقرب هنوز حیرانند
تو را به سجده درآیند یا خدایت را

زمین به دور خودش چرخ می زند تا که
نشان دهد به سماوات کربلایت را

امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا

به بوم عشق به مژگان تر کشید تو را
به وقت نافله های سحر کشید تو را

نه از برای زمین ها و آسمان ها بود
فقط برای خودش بود اگر کشید تورا

تو را مشاهده کرد و اسیر رویت شد
که از جمال خودش خوب تر کشید تورا

تو مثل جام پر از عشق و عاشقی بودی
که زینب آمد و یکباره سر کشید تورا

برای آن که نشان زمینیان بدهد
سوار نی شدی و در سفر کشید تورا

امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا

تو آسمان بلندی و ما کبوتر ها
نمی رسند به بالای بام تان پرها

بدون بردن نام تو بی نتیجه بود
توسَل سر سجاده ی پیمبرها

شریعت از سخن تو حیات می گیرد
تویی که جاذبه بخشیده ای به منبرها

تو جای خود که قیامت کسی نمی داند
کجاست حدِّ نصاب مقام قنبرها

تو مثل کعبه‌ی سیّار آسمان بودی
که در طواف تو بودند جمله ی سرها

امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا

تو بی کران، تو بلندی، تو آسمان، تو صعود
تو آفتاب، تو دریا، تو آب هستی و رود

حکایت من و چشمم حکایت عبد است
حکایت تو و چشمت حکایت معبود

و قبل از آن که شود جبرئیل حاجی عشق
کبوتر حرمت بود و کربلایی بود

یکی ز گریه کنان مُحرمت موسی
یکی ز مرثیه خوانان ماتمت داود

به نیت همه‌ی خانواده پیغمبر
«حسین منی انا من حسین» می فرمود

امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا

رسیده است زمان غروب عاشورا
چه می کشد ز وداع تو زینب کبری

تو روی شانه‌ی جبرئیل منزلت داری
به زیر این همه نیزه چه می کنی آقا؟

میان این همه نیزه که رو به پایین اند
صدای زینب کبراست، می رود بالا

حسین توست بله، باورش اگر سخت است
مُرمّل بدماء و مُقطّعُ الأعضا

کنار چشم ملائک به سمت تو خم شد
گذاشت روی گلوی بریده لب ها را

امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق خوش به حال خدا

******

اشعار میلاد حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

چه خوب است آب و هوایی که دارید
همیشه بهشت است جایی که دارید

الهی روی خلوتی هم نبیند
شلوغی این کوچه هایی که دارید

مجال عرق ریختن هم ندادید
به پیشانی این گدایی که دارید

نمی خواهم اصلا بفهمم که ما را
کجا می برد رد پایی که دارید

همین که شما می بریدم، یقینا
شبی می رسم تا خدایی که دارید

از امروز ناله رسان حسین است
پر فطرس بینوایی که دارید

برایم هوای بهشتی بالا
حرام است با کربلایی که دارید

شما با خدا با خدا با خدایید
ومن با شمایم شمایی که دارید

…مرا خیمه کربلا می نویسید
دخیل حسینیه ها می نویسید

دل بی قرار اختیاری ندارد
اسیر است و راه فراری ندارد

مقامات عاشق فنا می پذیرد
اگر هم بمیرد مزاری ندارد

کسی که بنا نیست بی سر بمیرد
چه بهتر دل بیقراری ندارد

دل بی حسین اصل و فرعش زیادی است
شبیه درختی که باری ندارد

دل بی حسین از گل بدترین هاست
دل بی حسین اعتباری ندارد

بود ذکر سجاده هر فقیری
امیری حسین فنعم الامیری

همه زیر پایند و بالا حسین است
همه قطره اند و دریا حسین است

چه رسم خوشی که زمان تولد
کلام نخستین ما یا حسین است

حسن هم حسین است ، علی هم حسین است
محمد حسین است و زهرا حسین است

حسن یا علی فاطمه یا محمد
تجلی این چهارتن با حسین است

همین که به جز عشق چیزی نگفتیم
تجلی ” لا ذکر الا حسین ” است

گنهکارها نیز ترسی ندارند
قیامت اگر دست آقا حسین است

شه عالمینیم ، الحمدلله
غلام حسینیم ، الحمدلله

ندیدم کسی را گدایش نباشد
مسلمان یا ربنایش نباشد

مسیر تکامل یقینا محال است
اگر کربلا انتهایش نباشد

برای جهنم چه خوب است، هر که
حسین بن زهرا برایش نباشد

مگر می شود؟ نه…نه… امکان ندارد
خدا باشد و کربلایش نباشد

خدایی که دار و ندارش حسین است
مگر می شود خون بهایش نباشد؟

یقین کشتی او نجاتی ندارد
اگر خواهرش ناخدایش نباشد

حسین آمد و بال ها گریه کردند
تمامی گودال ها گریه کردند

پر ما کجا؟وسعت آسمانت
پریدن کجا؟قبه ی لا مکانت

حسن هم به پای تو قد راست می کرد
ادب داشت ، پیشت امام زمانت

تو بالا نشینی ، چگونه نباشد
سر شانه های پیمبر مکانت

تویی سنت هفت تکبیر احرام
نبی منتظر شد بچرخد زبانت

شما هر دو در حال ارتزاقید
اگر می گذارد دهان بر دهان

خدا بهتر از تو ندارد اگر داشت
یقین کن که می داد روزی نشانت

خداوند مثل تو دیگر ندارد
شبیه تو دارد اگر خب بیارد

من و سالها جستجویت حسین جان
من و منت گفتگویت حسین جان

مگر می شود من به پایت نیفتم
من و سجده بر خاک کویت حسین جان

من عادت ندارم شبی بی تو باشم
من و هیئت کو به کویت حسین جان

به والله خوابش نمی برد زهرا
نمیشد اگر شانه مویت حسین جان

گلوی تو عادت به نیزه ندارد
به قربان زیر گلویت حسین جان

چقدر آه گفتی جوابت ندادند
چقدر آب گفتی و آبت ندادند